لوگوی جام جم ورزشی
  • 1 8
  • 0

نگاهی به ماجرای پناهندگی یک ورزشکار

مسیرِ سراب

شنبه 9 شهریور 1398 ساعت 11:57
پدیده پناهندگی معضلی است که در چند سال اخیر وارد ورزش ایران شده است.

به گزارش جام‎جم آنلاین ، پرونده رقابت‎های جهانی جودو در توکیو پایتخت ژاپن بسته شد. اینکه تیم ملی ایران در این رقابت‎ها چه نتیجه‎ای به دست آورد دیگر اهمیتی ندارد، مهم این است که سعید ملایی جودوکار مطرح کشورمان قرار نیست با کاروان تیم ملی به ایران برگردد. دلیلش هم این است که برای پناهنده شدن، اقدام و برای این کار بی سر و صدا هتل محل اقامت تیم ایران را ترک کرده است. داستان پناهندگی سعید ملایی از خیلی وقت پیش آغاز شده بود. نکته بارز این است که بسیاری از اطرافیان نسبت به تصمیم قطعی او برای پناهندگی در یک کشور دیگر آگاه بودند و به همین علت قرار بود که به رقابت های جهانی اعزام نشود اما گویا او فدراسیون جودوی ایران را تهدید کرده بود که اگر وی را به این رقابت‎ها اعزام نکنند به فدراسیون جهانی شکایت می برد. حالا سعید ملایی مسافر آلمان شده است. از توکیو مستقیم به آلمان می رود تا پروسه پناهندگی خود را در این کشور اروپایی دنبال کند.

در قبال تصمیم اخیر سعید ملایی واکنش های مختلفی به وجود آمده است. برخی مشکل او را بحران دوگانگی می دانند و برخی به او حق می دهند که با توجه به مشکلات موجود در ورزش ایران بخواهد چنین تصمیمی بگیرد. اما سعید ملایی نخستین ورزشکاری نیست که تصمیم به پناهندگی می گیرد. قطعا و حتما آخرینش هم نخواهد بود. آیا ورزشکاران ایرانی اصلا می‎دانند در این شرایط چه سختی هایی در کشور مقصد در انتظار آنها خواهد بود؟

مشکل مالی، عامل اصلی فرار ورزشکاران

احمددباغ‎زاده کارشناس و مفسر کشتی با بیان اینکه مشکل مهاجرت در کشتی ایران هم به صورت پررنگ وجود دارد به جام‎جم آنلاین گفت: تمامی ورزشکاران رشته های انفرادی مشکل مالی دارند و همین مشکل باعث می شود به موضوع مهاجرت فکر کنند. این ورزشکاران متاسفانه هیچ جا دیده نمی‎شوند. زحمت بسیار زیادی می کشند و در رقابت‎های معتبر بیرون مرزی مدال کسب می‎‏کنند اما با این مدال‎ها و مقام‎ها حتی نمی توانند یک زندگی متوسط برای خود دست و پا کنند چه برسد به اینکه بتوانند خود را به مرحله رفاه و آسایش کامل برسانند. آنها همیشه دغدغه مشکل مالی دارند.

این مفسر کشتی افزود: یک ورزشکار رشته انفرادی مثل یک جودوکار و یا یک کشتی‎گیر هم از تحصیلاتش می گذرد و هم از کسب و کار. او تمام تلاش و تمرکز خود را بر روی تمرینات می گذارد. تصور کنید حالا او به سختی آسیب ببیند، به حدی که نتواند دیگر ورزش را ادامه بدهد. حالا او هم گذشته‎اش را از دست داده و هم آینده‎اش را. چه کسی به داد او می‎رسد؟ هیچکس. اینجاست که مهاجرت را در برنامه های خودش قرار می دهد. او فقط شرایط مالی بهتری می خواهد و منظور بدی ندارد. اما به راحتی می توان این شرایط خوب مالی را در کشور برای او فراهم کرد و نیازی به تحمل درد غربت نیست.

دباغ‎زاده عنوان کرد: ما نمی‎گوییم پول‎ها را فقط به فوتبال، بسکتبال و والیبال ندهید، حرف ما این است که به ورزشکاران رشته های دیگر هم بها بدهید تا به مهاجرت فکر نکنند. الان ما برای قهرمانان ارزنده ای مثل رضا یزدانی و یا حسن یزدانی چکار کرده ایم؟ چرا فدراسیون تکواندو پنج میلیون تومان ناقابل به رضا مهماندوست نداد تا هزینه های درمان فرزندش را بپردازد؟ و اینکه چطور می توان انتظار داشت ورزشکار مدال آوری که در المپیک هم مقام دارد پس از اینکه متوجه شد محل اسکان او برای تمرینات یک خوابگاه درجه چندم است ناامید نشود؟

این کارشناس کشتی خاطرنشان کرد: قهرمانان ما وطن پرست هستند اما مشکلات مالی متعددی دارند. کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش و جوانان باید این ورزشکاران را تامین کنند تا جلوی موج مهاجرت گرفته شود. مگر ما چند قهرمان داریم؟ قهرمانان المپیک ما چند نفر هستند؟ حتی به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسند پس چرا وزرات و کمیته ملی از پس همین چند نفر معدود برنمی‎آیند؟

دباغ‎زاده در پایان گفت: نباید اینطور باشد که ما فقط در هنگام نزدیک شدن به المپیک به یاد ورزشکاران رشته های انفرادی بیفتیم. تمام مدال آوری ایران از المپیک در دست همین هاست. باید به آنها بیشتر بها بدهیم.

مهاجرت؛ درست یا غلط؟

واقعیت این است که موج مهاجرت از سال‏‎ها پیش آغاز شده است. شاید خیلی قبل‏‎تر از آن که یک بوکسور در جریان المپیک 2000 سیدنی ناپدید شود و دیگر به ایران برنگردد. و خیلی قبل تر از آن که راحله آسمانی برای پیدا کردن شانس بیشتر جهت حضور در المپیک تابعیت بلژیک گرفت و در المپیک 2016 نیز به مقام چهارم رسید. و یا چندین و چند مورد دیگر که باعث شد ورزشکاران ایرانی یکی پس از دیگری به جای فکر کردن به موفقیت در المپیک و یا رقابت های جهانی به «کوچ» فکر کنند و هدف اصلی شان مهاجرت باشد. هنوز هم دغدغه برخی ورزشکاران این است که به همراه تیم ملی به یک رقابت بین‎المللی اعزام شوند تا در نخستین فرصت اردوی تیم ملی را ترک کنند و به دنبال رویای زندگی بهتر درخواست پناهندگی بدهند. اما سوال مهمی که به وجود می آید این است که واقعا مهاجرت و مسئله پناهندگی در آینده تمامی دغدغه های کنونی آنها را پاسخ می دهد؟ واقعا کشورهای اروپایی که اکثرا در رشته های رزمی و کشتی حرفی برای گفتن ندارند می توانند به بهترین شکل ممکن امکانات تمام عیاری برای ورزشکاران ایرانی فراهم کنند؟ به نظر می رسد برخی از ورزشکاران نسبت به مسئله پناهندگی اشتباه فکر می کنند چرا که همه چیز به آن ایده آلی که فکر می کنند نیست. کافی است به راحله آسمانی نگاه کنیم. از او اکنون خبری نداریم اما خوب می دانیم تمامی فرصت های طلایی برای مدال آوری در بازی های آسیایی و جهانی را از دست داده و خیلی زودتر از موعد مقرر و در 26 سالگی با تکواندو وداع گفت. پناهندگی ورزشکاران با کمی برنامه ریزی از بین می برود و کمتر کسی مسیری را در پیش می گیرد که می تواند به سراب بزرگی برای او تبدیل شود.

به اشتراک گذاری
کد خبر : 3875091747621053300
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: