• مونس تنهایی نشوید

    قدیمی‌ها معتقد بودند: «زتنهایی، بلا خیزد». براساس همین مثل، زندگی‌های سنتی گذشته اغلب جمعی و شلوغ و پرسروصدا بوده‌اند و والدین ایرانی، فرزندان جوان و حتی میانسال خود را تا زمانی که سروسامانی نگرفته و قدم به یک زندگی تازه و مشترک نگذاشته بودند، از خود جدا نمی‌کردند و چه‌بسا که پس از آغاز زندگی مشترک نیز همچنان در کنار آنها در یک خانه روزگار می‌گذراندند

  • راههای تقویت اعتماد به نفس

    نمی‌توانید آن را بشنوید، اما هر بار که در مورد خودتان صحبت می‌کنید حضور دارد. این موضوع مهم و مرموز همان چیزی است که به آن اعتماد به نفس می‌گویند.از آنجا که اعتماد به نفس در تمام مراحل زندگی نقشی موثر ایفا می‌کند، خوب است به حضور و چگونگی پرورش آن در دوران کودکی نگاهی بیندازیم.

  • وقتی کودکمان لوس می شود

    مرد و زن قبل از پدر و مادر شدن باید روش تعلیم و تربیت کودک را بدرستی بیاموزند، زیرا دوران تربیت کودک از آغاز تولد بلکه قبل از آن شروع می‌شود. در این دوران بسیار حساس و مهم است که طبع لطیف کودک شکل می‌گیرد و اخلاق و رفتار و عادات و حتی افکار او پایه‌گذاری می‌شود .

  • لجبازی کودکان را بفهمید

    لجبازی کودکانه، رفتار یا واکنش نامناسبی است که بچه‌ها برای رسیدن به خواسته‌های‌شان از خود نشان می‌دهند. آنها به کمک انواع رفتارهای خشن یا گریه می‌خواهند به خواسته‌های مطلوب یا نامطلوبشان برسند و آنچه را می‌خواهند به دست آورند. بنابراین طبیعی است زمانی که این رفتار زیاد تکرار شود و به شکل عادتی همیشگی درآید، کودکی لجباز خواهیم داشت که واکنش نشان دادن در برابر او نیز بسیار سخت و دشوار خواهد بود.

  • سونامی مصرف لوازم آرایش در ایران

    حتما شنیده اید که در کشورهای غربی بیشتر زنان سالمند گرایش به مصرف لوازم آرایش دارند و زیبایی از دست رفته خود را در این مواد می جویند ، اما در کشور ما دختران نوجوان و جوان بخش زیادی از درآمد خود را برای خرید این مواد هزینه می کنند .

  • شب امتحان ، پیتزاخوری ممنوع

    یک متخصص طب سنتی ایران با اشاره به لزوم حذف کله پاچه، ماکارونی چرب، جگر، پیتزا و سوسیس از وعده های غذایی ایام امتحان، از دانش آموزان و دانشجویان خواست از مصرف غذاهای سنگین و سرخ‌کرده در روزهای امتحان بپرهیزند.

  • پوست تان ترک نخورد

    دقت کرده‌اید در طول عمر، چقدر وزن‌مان کم و زیاد می‌شود؟ چند بار در طول ماه و سال، وزن کم می‌کنیم و دوباره پس از مدتی، به همان شکل و اندازه قبل برمی‌گردیم؟ دلیلش هم تا حدی مشخص است؛ این‌که چند هفته پشت سرهم هر چیزی دوست داشته باشیم، می‌خوریم و هر غذایی که بخواهیم، آماده می‌کنیم و بعد ناگهان تصمیم می‌گیریم لاغر شویم.

  • ادب از که آموختی ؟

    حساب بانکی‌تان چند صفر دارد؟ چه مدل ماشینی سوار می‌شوید، متراژ و موقعیت خانه و ویلای شما چطور است؟ آیا به شما احترام می‌گذارند چون اسناد ملکی زیادی به نامتان است؟!

  • چگونه از موفقیت دیگران شاد شویم ؟

    ما آدم ها نسبت به موفقیت دیگران واکنش های متفاوتی داریم . اما معمولا بسیاری از ما از موفقیت دیگران دچار حس حسادت و خود کم بینی می شویم . حال آنکه می شود از پیروزی دیگران خوشحال شد و لذت برد .این کار شدنی است اگر ما بخواهیم .

  • پس از جدایی باز هم به ازدواج فکر کنید

    طلاق پایان زندگی مشترک نیست اما معمولا افراد مطلقه دلایل متفاوتی برای طفره رفتن از ازدواج مجدد دارند. البته سلامت انسان ها فقط به ازدواج مجدد بعد از طلاق وابسته نیست. اما به نظر می رسد کسانی که از ازدواج دوم سر باز می زنند.بیشتر در یک حالت اجبار این کار را می کنند.

  • تصاویر دلبندان شما

    مریم طاهری

  • مشاوره

    رها 36 ساله

    سلام.من همیشه صفحات مشاور رو می خونم و خیلی برام مفیده،اما یه مشكل دارم ما جایی مثلا دعوت میشیم عروسی از اقوام شوهر،با همسرم صحبت میكنیم كه مثلا نریم مرخصی نداریم یا راه دوره درشهردیگه هست به هردلیل ....اما مادرش زنگ میزنهو چون میبینه اونها میان من رو دچارم مشكل میكنه و میشه دردسر و دعوا و بحث جدید كه باید بریم؟چون مامانش گفته بیاین و اینها؟دیگه فكر نمیكنه من باید مرخصی هماهنگ كنم یا برنامه نداشتیم چرا نمیتونیم ثبات تصمیم داشته باشیم و با احترام به اونها بگیم شما تشریف ببرید ما به دلایلی جورنمیشه بیایم و با هم تصمیم گرفتیم كه نریم؟بعدا همسرم میگه من خانواده دوست هستم فكر زن و بچه هستم...من میگم اگه هستی باید به نظرات و تصمیماتمون احترام بذاری؟بد میگم؟یكی كمك كنه به من كه برا یه مراسمی من باید غصه بخورم كه آیا خانواده اون میان یا نمیان؟چون ما تصمیم نمیگیریم.....البته اینم اضافه كنم چون ماشین ندارن همیشه ما رو برای ماشین و اینا می خوان اگه كسی باشه با ماشین اونها رو ببره اصلا ما هم بخواهیم بریم مادر شوهر میگه خوب نمیومدین حالا زحمت و اینا چرا اومدین؟ناراحت میشه كه چرا رفتیم؟اصلا تحویل نمیگیره تو مراسم ها؟ما موندیم والا به خدا

    سلام.همسر شما توانایی "نه"گفتن به خانواده‌اش را ندارد و من نمی‌توانم از این طریق به ایشان یاد بدهم. پس این مشكل وجود دارد. حالا یا با مراجعه حضوری به روان‌شناس حلش می‌كنید یا خودتان باید حلش كنید كه این دومین راه‌حل نتیجه‌اش می‌شود ادامه همین مشكل چون تا الان نتوانسته‌اید. اگر گزینه دوم را انتخاب كرده‌اید باید یاد بگیرید كه بپذیرید و با این موضوع كنار بیایید.سخت است و غیرقابل تحمل اما قرار نیست بعد از این همه سال عذاب بكشید.اما وقتی عذاب می‌كشید یعنی این موضوع برای شما هنوز مشكل و آن را نپذیرفته‌اید.در اینجا هم نیاز است شما به روان شاس حضوری مراجعه كنید تا مهارت ‌های زندگی را بیاموزید.اگر بر مهارت‌های زندگی تسلط یابید متوجه خواهید شد چقدر از مشكلات به نظر لاینحل شما، مشكل نبوده و می‌شده به‌راحتی از كنارش گذشت. پس توصیه‌ام این است به زوج درمانگر مراجعه كنید و اگر همسرتان موافق آمدن نیستند شما به تنهایی برای قوی شدن و یادگیری بروید.اما یك نكته مهم می‌گویم.وقتی مشكلی همیشه ادامه دارد و باعث آزار است،‌احتمالا یك راه حل همیشه انتخاب شده كه نشان‌می‌دهد راه حل درستی نبوده است. یا این‌كه از ماندن در این مشكل خیلی هم احساس عذاب نمی‌شود و به نوعی رفتار تقویت شده است. تقویت باعث تودام رفتار است یه رفتار منفی چه مثبت.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    كارمند

    الان مخاطب من خانم ارغوان هستند ، منم مثل شما كارمند هستم و مشاور هم نیستم ، از دید فردی كه حدود 22 سال سابقه كار داره و دیگه مدتهاست تو این اجتماع با مردم سر و كله میزنه باید بگم كه شما هم مثل یك مرد در این جامعه كار می كنید ، نون درمیارید ، با مردم سر و كله میزنید و... چرا همش از موضع ضعف به خودتون نگاه می كنید ، چرا اعتماد به نفس ندارید ؟ اگه در محیط جدید شما آقا هست و همسرتون به شما مرتب تذكر میده احتمالاً اونجا خانوم هم هست پس درواقع ایشون هم باید مراقب رفتار و گفتارشون باشن . خوبه توی زندگی همه چی متقابل باشه ، حتی اعتماد ، حتی تذكر و راهنمایی . شما روی اعتماد به نفستون بیشتر كار كنید . من رو خواهرتون بدونید چون حدود 14 سالی از شما بزرگتر هستم .

    Nazi

    سلام من نازی هستم 19 سالمه من چند ماهی است كه هیچ انگیزه ای برای زندگیم ندارم مادر و پدرم جدااز هم زندگی میكنن و من و خواهر كوچیكم با مادرم زندگی میكنیم.از شرایطم راضی نیستم همش یه گوشه میشینم و بعضی وقتا اینقد دلم میگیره كه گری میكنم من ورزشكارم ولی دیگه دوست ندارم رشتمو ادامه بدم هیچی خوشحالم نمیكنه حوصله هیشكی رو ندارم دوست ندارم با كسی ارتباطی داشته باشم به مادرم میگم افسرده شدم مسخرم میكنه و میگه داری تلقین میكنی و ... چیكار كنم خستم ...

    سلام.گاهی بی ‌حوصله می‌شویم و آن شادابی و فعالیت گذشته را نداریم.اما این نامش افسردگی نیست.هرچند در جامعه به هر خُلق پایینی برچسب افسردگی می‌زنند.پس شما افسرده نیستید.افسرده فاكتورها و نشانه‌های مخصوص به خودش را دارد.بزرگترین دلیل حرفم ،‌كمك خواستن شماست كه اقدام كرده‌اید برای مشاوره و این خیلی خوب‌است. اما شما نارحتید كه مثل چند وقت پیش خودتان نیستید كه باید علتش پیدا شود .خودتان باید یكی‌یكی بررسی كنید.آیا تصمیم داشته اید كه به نتیجه نرسیده‌اید؟ آیا بتازگی بحثی با كسی داشته‌اید درباره هستی و وجود و زندگی؟ آیا تصمیمی دارید كه گمان می‌كنید ناتوانید در رسیدن به آن؟ آیا ریتم زندگی‌تان تغییری داشته‌است؟ آیا از اطرافیانتان كسی باعث برانگیختن حسادت شما شده‌است؟و... گاهی ساده‌ترین و بی‌ارزش‌ترین علت از نظر دیگران و حتی خودمان،‌می‌تواند ما را خموده و ناراحت و رنجیده كند.شما ورزشكار هستید و موفق بوده‌اید پس خیلی ارتباطی به جدایی والدین‌تان ندارد،‌زیرا امروز جدا نشده‌اند و در جدایی آنها شما گام‌های موفقیت را برداشته‌اید.پس باید برای تغییر این شرایط برنامه‌ریزی كنید.این را به عنوان تكلیف درمانی بدانید. شما باید در روز قدم بزنید آن هم در آفتاب.حتی نیم ساعتی در آفتاب بنشینید. ورزش روزانه را فراموش نكنید. كار جدیدی را شروع كنید.این كار هر چه می‌تواند باشد مثل رفتن به كلاس هنری،‌درسی،‌ورزشی ،‌غذا دادن به حیوانات،‌رفتن به خیریه‌ای،‌كتاب‌خواندن،‌نوشتن یادداشت‌های روزانه و...به مرور به این فعالیت‌هایتان اضافه كنید.هدف‌های كوچك قابل دسترسی تعیین كنید.هدفی مناسب علاقه‌تان و اینكه شرایط رسیدنش برای شما فراهم باشد.اگر بر این تمرین‌ها استمرار داشته باشید متوجه تغییرات می‌شوید. اما توصیه نهایی و مهم اینكه از مشاوره حضوری بهره ببرید.اجازه دهید روان‌شناس د رجلسات حضوری ریشه ‌یابی كند و سپس برابر با آنها روش درمانی خود را اجرایی كند.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی