• کودک شما به تربیت جنسی هم نیاز دارد

    تربیت درلغت به معنای رشد و نمو است و در اصطلاح به معنای پروراندن استعدادهای درونی. اسلام تربیت کودک را بسیار مهم شمرده و در این خصوص برای سنین مختلف عمر او توصیه‌هایی دارد که مراعات آن در تربیت جسمی و روحی آینده کودک بسیار تاثیر گذار بوده و از طرفی برکت این تربیت دینی سبب افتخار والدین می‌شود. از نظر اسلام تعلیم و تربیت کودک، گام به گام انجام می‌گیرد و اگرچه معلم و مدرسه و امکانات دیگر به کمک خانواده می‌شتابد اما اولین گام را خانواده بر‌می‌دارد و تا آخرین گام باید همراه کودک و نوجوان باشد.

  • بلوغ ؛دورانی حساس در زندگی پسران

    بلوغ در پسران و دختران در اثر مجموعه ای از تغییرات هورمونی است که در سطح مغز، هیپوفیز، غده فوق کلیه و در نهایت غده های جنسی شامل بیضه ها و تخمدان ها ایجاد می شود. نخستین علامت بلوغ در پسران بزرگ شدن بیضه هاست و در ادامه بزرگ شدن عضو تناسلی و رویش موهای زهار خواهد بود. این تغییرات از 10 سالگی به بعد کم کم شروع می شود، ولی در 12 تا 15 سالگی کاملا نمایان می شود.

  • برزخ بلوغ درنوجوانان

    «چقدر گیر می‌دی؟»، «من دیگه بچه نیستم!»، «دلم می‌خواد... اصلا به شماها چه؟» و... اگر فرزند شما، دهمین بهار زندگی را گذرانده، اگر دختر یا پسرتان نه کودک بازیگوش است و نه آنقدر بزرگ شده که صلاح خود را بشناسد، اگر گاهی کمی خودسر به نظر می‌رسد و گاهی کودکانه به شما ابراز وابستگی می‌کند، بدانید او به مرحله جدیدی در زندگی قدم گذاشته است.

  • ضرورت توجه به سلامت جنسی

    دلم نمی‌خواهد درباره‌اش حرف بزنم، دلم نمی‌خواهد درباره‌اش کتاب و مجله‌ای بخوانم، اصلا چرا باید درباره این مسائل حرف بزنیم، مگر سوژه قحط است؟ وقتی کاملا تصادفی در جمع دوستان صمیمی و همجنس یا حتی در میان اعضای خیلی نزدیک فامیل، حرفش به میان می‌آید، دلم می‌خواهد بحث را عوض کنم. وقتی مورد خطاب قرار می‌گیرم، از خجالت آب می‌شوم .

  • تجرد یعنی زندگی بدون عشق

    پسر و دخترهای زیادی را اطراف خود می‌بینیم که تنهایی اختیار کرده‌اند و به این انتخاب خود ولو در ظاهر می‌بالند و آن را به زعم خود درست و عاقلانه‌ می‌دانند، از نگاه آنان تشکیل خانواده، پذیرش مسئولیت و تعهد است که راه‌های پیشرفت را روی آنها می‌بندند.

  • چه کسانی خانه مجردی دارند؟

    اگر می‌خواهید بدانید چه کسانی مشتری خانه‌های مجردی هستند، خوب است بدانید این روزها خانه‌های مجردی دیگر فقط مخصوص مجردها نیست و برخلاف اسمش، خیلی از آقایان متأهل هم طرفدار چنین خانه‌هایی شده‌اند. به طوری که اگر شرایط مالی‌شان اجازه دهد، به دور از چشم خانواده برای خودشان یکی از این خانه‌ها را می‌خرند یا اجاره می‌کنند.

  • مونس تنهایی نشوید

    قدیمی‌ها معتقد بودند: «زتنهایی، بلا خیزد». براساس همین مثل، زندگی‌های سنتی گذشته اغلب جمعی و شلوغ و پرسروصدا بوده‌اند و والدین ایرانی، فرزندان جوان و حتی میانسال خود را تا زمانی که سروسامانی نگرفته و قدم به یک زندگی تازه و مشترک نگذاشته بودند، از خود جدا نمی‌کردند و چه‌بسا که پس از آغاز زندگی مشترک نیز همچنان در کنار آنها در یک خانه روزگار می‌گذراندند

  • اختلال در زندگی زناشویی

    به عقیده بسیاری از کارشناسان ​، مشکلات جنسی بخش تاریک زندگی زناشویی است. متاسفانه شرم و حیایی که برخاسته از فرهنگ ماست و​​ نداشتن آگاهی همسران از الگوهای ارتباطی مناسب موجب شده است تا بسیاری از زوج‌ها از مشکلات جنسی رنج ببرند.​

  • به پرسش‌های جنسی کودک پاسخ دهید

    بعضی‌ها از وقتی در نقش پدر و مادر قرار می‌گیرند، جرات و جسارت پاسخ به سوالات جنسی کودک‌شان را ندارند. این والدین بر این باورند که پاسخ به این سوالات از موقعیت و جایگاه والد بودنشان می‌کاهد و چشم و گوش بچه‌ها را باز و آنها را گستاخ می‌کند.

  • شادابی را صید کنید

    چیزهایی که می‌خورید می‌تواند به زیباتر شدن شما کمک کند. برنامه زیبایی خود را با صبحانه، ناهار و شام آغاز و با داشتن برنامه غذایی صحیح به سلامتی و شادابی خود کمک کنید .

  • تصاویر دلبندان شما

    هانا گلیجانی مقدم

  • مشاوره

    بی نام ...

    سلام وقتتون بخیر من اغلب مشاوره هایی رو كه میخونم حس میكنم چقد مشكلات همه ناچیزه.بعد از 8سال زندگی مشترك وقتی بفهمی همسرت كسیكه فكرمیكردی عاشقانه داری باهاش زندگی میكنی تو روابطش با خانومای دیگه خییییلی فراتر رفته و تقریبا میشه گفت بی منطق عمل كرده چه حسی بهتون دست میده؟.خانوم مشاور شما چه پیشنهادی دارید احساس میكنم كمرم شكست خرابی حالم غیرقابل توصیفه .دست نوشته ای كه از خودهمسرم دیدم كه اقرار به اشتباهاتش كرده.. یعنی هیچ جای شك و شبهه نیست چون خیلی واضح نوشته بود واینكه نوشته بود جفای بزرگی درحق همسرم كردم و هرگز دیگه تكرارش نمیكنم .اما من اینكه به روش نیاوردم بدترداره داغونم میكنه.دوسش دارم اماحسی دیگه بهش ندارم دهنم نمیچرخه ابراز علاقه بكنم تا یادم میفته ك چ خیانتی بهم میكرده تا الان ك روحمم خبردار نشده بود.چ كنم تا حالم ب سابق برگرده ...

    سلام.موضوع شما،‌موضوع كمی پیچیده‌ای است. در این موارد زن و شوهر باید مراجعه كنند و زن به تنهایی جواب كامل و درست را نمی‌دهد. اما تنهایی مراجعه كردن باعث می‌شد نقاط ضعف و قوت خودتان را بشناسید و قوی‌تر از قبل گام بردارید و آسیب‌های زندگی‌تان را كم كنید. این‌كه همسرتان این كار را كرده و شما حالتان بد است،‌قابل درك است.درموضوع خیانت،‌یا فرازناشوئی یا هر اسم دیگری كه دوست دارید بر آن بگذارید، عوامل بسیاری دخیل هستند كه در این مقال نگنجد. عواملی كه به وجود می‌آورند یعنی باعثش می‌شوند،‌عواملی آشكارش می‌كنند و عواملی كه باعث می‌شود این مشكل تداوم داشته باشد.این عوامل در مراجعه حضوری مشخص ‌می‌شوند. برای چنین مشكلی هم نمی‌توان یك نسخه یا توصیه داشت.چون مورد با مورد فرق دارد. شاید شما كه به رو نیاورده‌اید بهترین كار و راه حل باشد و آن كسی كه به رو می‌آورد برای زندگی خودش بهترین كار را كرده باشد. پس با بررسی دقیق می‌توان نظر داد كه چه كاری باید بكنید و چه كاری نباید بكنید.نمی‌تواند بگویم حتما بگویید. اگر شرایط طوری است كه می توانید با همسرتان صحبت كنید ،‌خوب صحبت كنید.واقعا از این طریق نمی‌توان دقیق گفت چه كنید. اما توصیه می‌كنم اصلا نوك پیكان "چرا" را به سمت خودتان نگیرید.یعنی نگویید چرا من؟ این كه خودتان را ملامت و سرزنش كنید باعث خشم بیشترتان ‌می‌شود. چون خیانت در پی خودش خشم ‌می‌آورد. نباید اجازه دهید خشم بر شما غلبه كند. بدترین تصمیم‌ها،‌تصمیم ‌هایی است كه با خشم و زمان خشمگینی گرفته می‌شود. زمان می برد تا حالتان خوب شود؛‌اما خوب می‌شود مطمئن باشید. شرایط اینگونه نمی‌ماند. حتما به روان‌شناس حضوری مراجعه كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    رها 36 ساله

    سلام.من همیشه صفحات مشاور رو می خونم و خیلی برام مفیده،اما یه مشكل دارم ما جایی مثلا دعوت میشیم عروسی از اقوام شوهر،با همسرم صحبت میكنیم كه مثلا نریم مرخصی نداریم یا راه دوره درشهردیگه هست به هردلیل ....اما مادرش زنگ میزنهو چون میبینه اونها میان من رو دچارم مشكل میكنه و میشه دردسر و دعوا و بحث جدید كه باید بریم؟چون مامانش گفته بیاین و اینها؟دیگه فكر نمیكنه من باید مرخصی هماهنگ كنم یا برنامه نداشتیم چرا نمیتونیم ثبات تصمیم داشته باشیم و با احترام به اونها بگیم شما تشریف ببرید ما به دلایلی جورنمیشه بیایم و با هم تصمیم گرفتیم كه نریم؟بعدا همسرم میگه من خانواده دوست هستم فكر زن و بچه هستم...من میگم اگه هستی باید به نظرات و تصمیماتمون احترام بذاری؟بد میگم؟یكی كمك كنه به من كه برا یه مراسمی من باید غصه بخورم كه آیا خانواده اون میان یا نمیان؟چون ما تصمیم نمیگیریم.....البته اینم اضافه كنم چون ماشین ندارن همیشه ما رو برای ماشین و اینا می خوان اگه كسی باشه با ماشین اونها رو ببره اصلا ما هم بخواهیم بریم مادر شوهر میگه خوب نمیومدین حالا زحمت و اینا چرا اومدین؟ناراحت میشه كه چرا رفتیم؟اصلا تحویل نمیگیره تو مراسم ها؟ما موندیم والا به خدا

    سلام.همسر شما توانایی "نه"گفتن به خانواده‌اش را ندارد و من نمی‌توانم از این طریق به ایشان یاد بدهم. پس این مشكل وجود دارد. حالا یا با مراجعه حضوری به روان‌شناس حلش می‌كنید یا خودتان باید حلش كنید كه این دومین راه‌حل نتیجه‌اش می‌شود ادامه همین مشكل چون تا الان نتوانسته‌اید. اگر گزینه دوم را انتخاب كرده‌اید باید یاد بگیرید كه بپذیرید و با این موضوع كنار بیایید.سخت است و غیرقابل تحمل اما قرار نیست بعد از این همه سال عذاب بكشید.اما وقتی عذاب می‌كشید یعنی این موضوع برای شما هنوز مشكل و آن را نپذیرفته‌اید.در اینجا هم نیاز است شما به روان شاس حضوری مراجعه كنید تا مهارت ‌های زندگی را بیاموزید.اگر بر مهارت‌های زندگی تسلط یابید متوجه خواهید شد چقدر از مشكلات به نظر لاینحل شما، مشكل نبوده و می‌شده به‌راحتی از كنارش گذشت. پس توصیه‌ام این است به زوج درمانگر مراجعه كنید و اگر همسرتان موافق آمدن نیستند شما به تنهایی برای قوی شدن و یادگیری بروید.اما یك نكته مهم می‌گویم.وقتی مشكلی همیشه ادامه دارد و باعث آزار است،‌احتمالا یك راه حل همیشه انتخاب شده كه نشان‌می‌دهد راه حل درستی نبوده است. یا این‌كه از ماندن در این مشكل خیلی هم احساس عذاب نمی‌شود و به نوعی رفتار تقویت شده است. تقویت باعث تودام رفتار است یه رفتار منفی چه مثبت.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    كارمند

    الان مخاطب من خانم ارغوان هستند ، منم مثل شما كارمند هستم و مشاور هم نیستم ، از دید فردی كه حدود 22 سال سابقه كار داره و دیگه مدتهاست تو این اجتماع با مردم سر و كله میزنه باید بگم كه شما هم مثل یك مرد در این جامعه كار می كنید ، نون درمیارید ، با مردم سر و كله میزنید و... چرا همش از موضع ضعف به خودتون نگاه می كنید ، چرا اعتماد به نفس ندارید ؟ اگه در محیط جدید شما آقا هست و همسرتون به شما مرتب تذكر میده احتمالاً اونجا خانوم هم هست پس درواقع ایشون هم باید مراقب رفتار و گفتارشون باشن . خوبه توی زندگی همه چی متقابل باشه ، حتی اعتماد ، حتی تذكر و راهنمایی . شما روی اعتماد به نفستون بیشتر كار كنید . من رو خواهرتون بدونید چون حدود 14 سالی از شما بزرگتر هستم .