• نکاتی درباره خلال سیب‌ زمینی‌های منجمد شده

    امروزه برای تهیه راحت‌تر سیب‌ زمینی سرخ شده در خانه و رستوران از خلال سیب‌زمینی‌های آماده نیمه‌سرخ‌شده و منجمد کارخانه‌ای استفاده می‌شود که طرفداران زیادی را به خود جلب کرده است، اما نکته قابل توجه این که مصرف‌کنندگان از زمان خرید محصول تا پخت و مصرف آن باید نکاتی را مورد توجه قرار دهند.

  • 7 نکته بهداشتی در هنگام گریل کردن

    گریل در لغت به معنای کبابی و بریان کردن گوشت است. امروزه ساده ترین روش گریل کردن تکه‌های گوشت و مرغ و ماهی و سبزیجات، با استفاده از توری مشبکی که روی منقل ذغالی یا اجاق گاز قرار می‌گیرد، انجام می‌شود و این روش طبخ در اغلب رستوران‌ها و حتی خانه‌ها متداول شده است.

  • طرز تهیه مرصع پلوی شیرازی

    مواد لازم:برنج خیس خورده: چهار پیمانه، سینه مرغ: دو عدد، خلال پسته: دو قاشق غذاخوری، خلال بادام: دو قاشق غذاخوری، کشمش: سه قاشق غذاخوری، خلال هویج سرخ شده: سه قاشق غذاخوری، زرشک: سه قاشق غذاخوری، خلال پوست پرتقال یا نارنج: دو قاشق غذاخوری، پیاز متوسط: یک عدد،‌ زعفران آبکرده: پنج قاشق غذاخوری، کره: 40 گرم، شکر: سه قاشق غذاخوری، گلاب: یک قاشق غذاخوری و نمک و فلفل و دارچین: به میزان لازم

  • سفره ایرانی، ظرفیت مغفول گردشگری

    غذاهای محلی در مسافرت‌های ما معمولا کمتر دیده می‌شود. بخشی از خانواده‌ها برای سفر کم‌هزینه‌تر سعی می‌کنند حتما خودشان در طول مسافرت غذا درست کنند و آن درصد کمی هم که اهل رستوران‌گردی هستند هم معمولا کمتر ریسک می‌کنند و به جای غذاهای ناشناخته محلی، در مقاصد سفر همان غذاهای ملی و معمول مثل انواع کباب‌ها را انتخاب می‌کنند.

  • شب‌ عید چه ‌بخوریم؟ + تصاویر

    اسفند که به نیمه می‌رسد مادران خانواده‌ها همه به فکر تهیه مواد لازم برای غذای شب یا ناهار عید می‌شوند. در آخرین شماره صفحه آشپرخانه در سال 94 دستور پخت غذاهای محلی هموطنانمان در شهرهای مختلف را برایتان توضیح می‌دهیم و پیشاپیش سالی پر از اتفاق‌های خوشمزه برایتان آرزو می‌کنیم. اما قبل از آموزش غذاها نکاتی در باره فلسفه پخت بر‌خی غذاها توضیحاتی بخوانید.

  • راه تشخیص بادام هندی تازه

    این روزها اغلب آجیل‌فروشی‌ها کسب و کارشان سکه است و اقلام مختلف آجیل شب عید را تازه یا کهنه به مشتری عرضه می‌کنند. افرادی که توان مالی پایین دارند ملاک خریدشان قیمت ارزان آجیل است و افرادی هم که از نظر بضاعتی وضع خوبی دارند هر چه آجیل گرانقیمت‌تر و خوش‌آب و رنگ‌تر باشد آن را انتخاب کرده و جلوی مهمان می‌گذارند. غافل از این که هیچ کدام از این دو گروه به مهم‌ترین شاخصه که تازگی آجیل است توجه نمی‌کنند و بیچاره آن مهمانانی که با این آجیل‌های مانده و کهنه پذیرایی می‌شوند و دم بر نمی‌آورند.

  • صبحانه درست و حسابی!

    مواد لازم برای دو نفر: 1 عدد نان پیتا، 3 قاشق سوپخوری پنیر خامه‌ای، 2 قاشق سوپخوری سبزی تازه خردشده (جعفری، شوید، نعنا)، 1 ساقه پیازچه،1 قاشق سوپخوری گردوی خردشده،1 قاشق سوپخوری کشمش،مغز گردو و پنیر برای تزئین.

  • توصیه‌های غذایی برای بلغمی مزاج‌ها

    یک پژوهشگر طب سنتی با بیان اینکه کاهش مصرف لبنیات، ترشیجات و غذاهای سرد موجب ایجاد تعادل بلغم می‌شود، تاکید کرد: اگر تعادل میان اخلاط، مقدار آنها و کیفیت هر یک از اخلاط بر هم خورد، موجب بروز بیماری در بدن می‌شود یا موجب غلبه یک خلط بر اخلاط دیگر در بدن می‌شود که فرد باید مورد درمان قرار گیرد.

  • تصاویر دلبندان شما

    مریم طاهری

  • مشاوره

    كارمند

    الان مخاطب من خانم ارغوان هستند ، منم مثل شما كارمند هستم و مشاور هم نیستم ، از دید فردی كه حدود 22 سال سابقه كار داره و دیگه مدتهاست تو این اجتماع با مردم سر و كله میزنه باید بگم كه شما هم مثل یك مرد در این جامعه كار می كنید ، نون درمیارید ، با مردم سر و كله میزنید و... چرا همش از موضع ضعف به خودتون نگاه می كنید ، چرا اعتماد به نفس ندارید ؟ اگه در محیط جدید شما آقا هست و همسرتون به شما مرتب تذكر میده احتمالاً اونجا خانوم هم هست پس درواقع ایشون هم باید مراقب رفتار و گفتارشون باشن . خوبه توی زندگی همه چی متقابل باشه ، حتی اعتماد ، حتی تذكر و راهنمایی . شما روی اعتماد به نفستون بیشتر كار كنید . من رو خواهرتون بدونید چون حدود 14 سالی از شما بزرگتر هستم .

    Nazi

    سلام من نازی هستم 19 سالمه من چند ماهی است كه هیچ انگیزه ای برای زندگیم ندارم مادر و پدرم جدااز هم زندگی میكنن و من و خواهر كوچیكم با مادرم زندگی میكنیم.از شرایطم راضی نیستم همش یه گوشه میشینم و بعضی وقتا اینقد دلم میگیره كه گری میكنم من ورزشكارم ولی دیگه دوست ندارم رشتمو ادامه بدم هیچی خوشحالم نمیكنه حوصله هیشكی رو ندارم دوست ندارم با كسی ارتباطی داشته باشم به مادرم میگم افسرده شدم مسخرم میكنه و میگه داری تلقین میكنی و ... چیكار كنم خستم ...

    سلام.گاهی بی ‌حوصله می‌شویم و آن شادابی و فعالیت گذشته را نداریم.اما این نامش افسردگی نیست.هرچند در جامعه به هر خُلق پایینی برچسب افسردگی می‌زنند.پس شما افسرده نیستید.افسرده فاكتورها و نشانه‌های مخصوص به خودش را دارد.بزرگترین دلیل حرفم ،‌كمك خواستن شماست كه اقدام كرده‌اید برای مشاوره و این خیلی خوب‌است. اما شما نارحتید كه مثل چند وقت پیش خودتان نیستید كه باید علتش پیدا شود .خودتان باید یكی‌یكی بررسی كنید.آیا تصمیم داشته اید كه به نتیجه نرسیده‌اید؟ آیا بتازگی بحثی با كسی داشته‌اید درباره هستی و وجود و زندگی؟ آیا تصمیمی دارید كه گمان می‌كنید ناتوانید در رسیدن به آن؟ آیا ریتم زندگی‌تان تغییری داشته‌است؟ آیا از اطرافیانتان كسی باعث برانگیختن حسادت شما شده‌است؟و... گاهی ساده‌ترین و بی‌ارزش‌ترین علت از نظر دیگران و حتی خودمان،‌می‌تواند ما را خموده و ناراحت و رنجیده كند.شما ورزشكار هستید و موفق بوده‌اید پس خیلی ارتباطی به جدایی والدین‌تان ندارد،‌زیرا امروز جدا نشده‌اند و در جدایی آنها شما گام‌های موفقیت را برداشته‌اید.پس باید برای تغییر این شرایط برنامه‌ریزی كنید.این را به عنوان تكلیف درمانی بدانید. شما باید در روز قدم بزنید آن هم در آفتاب.حتی نیم ساعتی در آفتاب بنشینید. ورزش روزانه را فراموش نكنید. كار جدیدی را شروع كنید.این كار هر چه می‌تواند باشد مثل رفتن به كلاس هنری،‌درسی،‌ورزشی ،‌غذا دادن به حیوانات،‌رفتن به خیریه‌ای،‌كتاب‌خواندن،‌نوشتن یادداشت‌های روزانه و...به مرور به این فعالیت‌هایتان اضافه كنید.هدف‌های كوچك قابل دسترسی تعیین كنید.هدفی مناسب علاقه‌تان و اینكه شرایط رسیدنش برای شما فراهم باشد.اگر بر این تمرین‌ها استمرار داشته باشید متوجه تغییرات می‌شوید. اما توصیه نهایی و مهم اینكه از مشاوره حضوری بهره ببرید.اجازه دهید روان‌شناس د رجلسات حضوری ریشه ‌یابی كند و سپس برابر با آنها روش درمانی خود را اجرایی كند.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    ارغوان...

    با سلام و عرض ادب .خانمی هستم 30ساله كارمندیكی از ادارات.با همسرم همكار هستیم اما تا الان محل كارمون ازهم جدابود.اخیرا درحال انتقال به اداره ای هستم كه همسرم نیزدراونجا حضور دارند.با وجود اینكه من در ارتباطاتم حد و حدودمو رعایت میكنم اماذهنیت ایشون نسبت به اون محیط منفیه و دائما در حال تذكر دادن به منه كه تو خیلی تجربه نداری اومدی اونجا باید مراعات همه چیو بكنی من اونجا عزت و آبرو دارم اونجا محیطش خوب نیست به كسی باج نده بخاطر ترفیع كار تن به هر خواسته ای نده من اونجا دائما كنترلت میكنم و چپ بری راست بری حواسم بهت هست و ازین موارد ...و از طرفی هم دارم به چشم میبینم كه تموم تلاششو داره میكنه كه من انتقالم انجام بشه اما من با وجود اینكه با انتقالم به اون محیط ارتقا شغلی دارم نگرانی شدیدی نیز دارم چرا كه حاضر نیستم به هییییچ قیمتی حتی یك لحظه رابطه خوبم با همسرم خدشه دار بشه و آرامشمون و از دست بدیم چون اولویت اول زندگیم ارتباطم با همسرمه واینكه بهای سنگینی دادم بخاطر ترمیم ارتباطاتمون.خواستم لطفا راهنماییم كنید بهترین راه حلو .درخواست انتقالو قبول نكنم ؟یا اینكه نحوه برخوردم با ایشون چطور باید باشه ؟نگرانم چالش نداشته باشیم هرروز و مورد مواخذه قرار نگیرم بخاطرمعاشرت باهمكارانم.ممنون میشم مشاوره بدید

    سلام. ایشان تمام دل‌نگرانی‌هایشان را دارند با شما در میان می‌گذارند.چون تا الان در یك محیط نبوده‌اید و حالا قرا است تجربه جدید داشته باشید.در ضمن ایشان فكر می‌كنند نكند تمام حركات و رفتار و سخنان منزل به سركار كشیده شود و آبرویشان پیش دیگر همكاران برود.ایشان تصور می‌كنند اگر آنجا بروید و همكار دیگری به شما نگاه كند ،‌نمی‌تواند خودش را كنترل كند و تاب بیاورد.ایشان فكر می‌كنند نكند شما نسبت به او پیشرفت و موفقیت بیشتری داشته باشید.ایشان فكر می‌كنند نكند پشت سرتان حرف بزنند.ایشان تصور می‌كنند اگر كسی به شما تذكر بدهد و دعوایتان كند ،‌چگونه باید برخورد كند و...ببینید چقدر احتمال و فكر وجود دارد.همین ها باعث دل‌نگرانی و استرس می‌شود. چون اتفاقی جدید و ناشناخته است. در صورتی كه وقتی اتفاق بیفتد اینقدر تبعات نخواهد داشت. شما به مسیر خودتان ادامه دهید.اگر برای ارتقای شغلی‌تان خوب است منتقل شوید؛ من دقیقا نمی‌توانم جای شما تصمیم بگیرم. اگر فكر می‌كنید تغییر زیادی نخواهید داشت،‌ همینجا بمانید.باید سود و زیان این انتخاب را بنویسید.ببینید كدام بهتر است.اگر منتقل شدید بیشتر مراقب باشید. شایدلازم باشد در انتخاب همكار و دوست در محیط جدید دقت بیشتری كنید. سعی كنید حساسیت همسرتان را تحریك نكنید. طبق گفته خودتان مراحل سختی را گذرانده‌اید و به آرامش رسیده‌اید،‌پس حتما می توانید این مرحله را نیز با موفقیت بگذرانید. هر زمان كه مشكلی پیش آمد با همسرتان در آرامش صحبت كنید.شما می‌دانید چگونه‌اید و از درونیات خودتان آگاهید ،‌اما همسرتان به مسائل پیش نیامده می‌اندیشد و برای خودشان داستانسرایی می‌كنند.حق بدهید و خودتان را جای ایشان بگذارید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشدروان‌شناسی بالینی