• ۴۰ دلیل شایع ریزش مو + راهکار‌های درمانی

    نتیجه زندگی صنعتی امروزی آن شده که سن ریزش مو با کاهش چشمگیری روبرو شده است به طوریکه در گذشته بازه سنی ریزش مو ۳۰ سالگی رو به بالا بوده است. اما امروزه بازه سنی ریزش مو از ۱۵ سالگی شروع می‌شود.

  • 5 سرطان شایع مردان ایرانی چیست؟/ چاق‌ها مراقب این سرطان بی‌علامت باشید

    سرطان یکی از علل اصلی مرگ و میر در تمام جهان محسوب می شود، مطالعات نشانداده است احتمال ابتلا به سرطان در مردان بیشتر از زنان است. بر خلاف باورهای رایج، احتمال مرگ مردان ناشی از سرطان بیشتر از زنان است و دلیل اصلی این موضوع، جدی نگرفتن نشانه‌های بیماری و عدم تمایل آن ها برای رفتن نزد پزشک است.

  • 3 دلیل مرگ زودهنگام مردان ایرانی را بشناسید/ توصیه های وزارت بهداشت برای ارتقای سلامت مردان+اینفوگرافی

    در دهه اخیر در چین، اتریش، آمریکا و کانادا و در کشور ما نیز از سال 85 مناسبت ملی «سلامت مردان» برگزار می شود، این مناسبت در تقویم ما ایرانی ها هفته اول اسفند ماه را به خود اختصاص داده است لذا به این بهانه با رئیس اداره جمعیت و خانواده وزارت بهداشت در جهت ارتقای سلامت مردان به گفت و گو پرداخته ایم.

  • سکته قلبی در کمین این مردان است

    ورزش کردن مستمر و روزانه به مدت نیم ساعت، تنها راه کنترل وزن و پیشگیری از عوارض خطرناک افزایش وزن و بروز سکته قلبی است، اما اگر ورزش به صورت نامنظم و تفننی انجام شود، هیچ تاثیری در کاهش حجم چربی شکم، کوچک کردن کمر و جلوگیری از افزایش چربی خون نخواهد داشت.

  • آیا مردان هم یائسه می‌شوند؟ / سنگ خیزی مردان ایرانی

    هفته ملی سلامت مردان از اول تا هفتم اسفند هر سال با هدف ارتقای سلامت مردان و افزایش دسترسی آنان به اطلاعات سلامتی، برگزار می شود. اولین پنجشنبه اسفند نیز به عنوان روز مـلی «ســــلامت مـــردان» تعیین شده است.

  • ۹ توصیه تغذیه‌ای مهم برای مردان جوان

    برای بیشتر مردان جوان، تغذیه اهمیت چندانی ندارد. چندین عامل در ایجاد چنین نگرشی به نوع رژیم غذایی در آنها نقش اساسی دارد از جمله مشغله های فراوان زندگی امروزی و عدم وجود زمان کافی برای تهیه و آماده سازی وعده های غذایی سالم. از این رو گرایش آنها به مصرف فست فودها و غذاهای کنسروی و آماده مصرف افزایش یافته است. اما ادامه چنین روندی در شیوه غذایی با گذشت زمان سبب اضافه وزن، تحلیل انرژی بدن و برخی بیماری های متابولیکی در آنها خواهد شد.

  • وجود شن‌ریزه داخل بیضه

    هر بیضه از حدود 300-200 لوله اسپرم‌ساز تشکیل شده است. اگر داخل این لوله‌ها کلسیم رسوب کند، به آن میکروکلسیفیکاسیون بیضه گفته می‌شود که بزرگ شدن و تجمع کلسیم، سبب ایجاد شن‌ریزه خواهد شد. به عبارت دیگر، تجمع ذرات کلسیم در داخل نسج بیضه را شن‌ریزه یا میکروکلسیفیکاسیون بیضه می‌گویند. این بیماری در حین سونوگرافی بیضه به یک منظور دیگر کشف می‌شود و علائم بالینی خاصی ندارد. در سال‌های اخیر، این بیماری اهمیت پیداکرده و بیماران زیادی به این دلیل مراجعه می‌کنند. علت وجود شن‌ریزه در نسج بیضه شناخته شده نیست.

  • تصاویر دلبندان شما

    محیا متصدی زاده

  • مشاوره

    تینا

    سلام من 4سال ازدواج كرده‌ام.زندگی خوبی هم دارم ولی بعضی وقتها به شوهرم بدبین میشم. اون بیشتر وقتها سرش توگوشیه و شبها هم جدا از هم میخوابیم به‌خاطر اینكه من باردارم. من از این بابت خیلی ناراحتم. من خیلی بیشتراز اون بهش اهمیت میدم ولی اون بیشتر توداره. میشه راهنماییم كنین چیكاركنم .احساس میكنم خیلی از هم دور میشیم.

    سلام. دوران بارداری ، دورانی خاص با شرایط خاص است.تغییرات جسمی ، فیزیولوژی و روحی در پی دارد. اما همه گذراست و بعد از اتمام بارداری همه چیز به شكل عادی برمی‌گردد. همین تغییرات احتمالا باعث شده چنین فكر كنید وگرنه به قول خودتان ، زندگی‌تان خوب است. افكار منفی را از خود دور كنید. باید مدیریت افكارتان را به دست بگیرید. تمرین كنید افكار مثبت را جایگزین آنها كنید. مثلا هربار كه چنین فكری به ذهن‌تان رسید، بلافاصله به كاری مشغول شوید.موسیقی گوش دهید،‌با فرزندتان حرف بزنید،‌نفس عمیق بكشید و بشمارید، اگر همسرتان منزل است با او حرف بزنید و...انتخاب این فعالیت جایگزین، به عهده شماست.با توجه به شرایط‌تان بهترین را برگزینید. فعالیت‌های جدید آغاز كنید.به همسرتان توجه بیشتری كنید. خوب سخن گفتن، با محبت رفتار كردن و...می‌تواند خیال‌تان را راحت و حال هر دویتان را بهتر كند.قدر لحظه لحظه این دوران خوب را بدانید و نگذارید افكار منفی،‌شیرینی این دوره را به كام‌تان تلخ كند.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    بانو

    سلام خانم كامرانی عزیز. مشكلی دارم بسیار بزرگ كه دیگر تاب تحملش رو ندارم. خانمی 45ساله وتحصیلكرده و دارای شغل با درآمدخوبی هستم. یك دختر17ساله دارم و با همسرم 4سال اختلاف سنی دارم. همسرم بسیار آدم خودشیفته و خود خواهی است 90درصد هزینه ها و مخارج زندگی و حتی هزینه‌های دخترم با منه و اصلا هزینه نمیكنه. حتی منزلی كه در آن اقامت داریم مال منه و ایشان منزل خودش رو اجاره داده و هیچ كمكی به من نمیكنه. حتی زمانی كه زیر بار قسط‌های خانه كمرم شكسته بود ایشان پولش رو داده بود به كسی و سود می گرفت. كلا خودش رو جدا از من و دخترش میدونه و در این خصوص شبیه رفتار پدرشه و فكر میكنه با سختی دادن ما میتونه هزینه هاش رو مدیریت كنه در حالی كه حتی حداقل هزینه های خورد و خوراك و شارژ ساختمان و ... رو هم برای ما نمیكنه. او در یك مدرسه غیر انتفاعی شاغله و حقوقش زیاد جالب نیست ولی میتونه هزینه های روزمره را تقبل كنه در كنار این اخلاق بدش چیزی كه اذیتم میكنه رفتار بیمارگونه اونه از همه چیز و همه كس ایراد می گیره حتی اگر به اون تلفن بشه یا حضوری صحبتی داشته باشه پشت سر شروع میكنه به ایراد گرفتن از مكالمه طرف كه چرا اینطوری صحبت كرد به جای این‌كه درخواستش رو اینجوری بگه چرا اینطوری گفته و ... كلا از نظر اون اآدم های اطرافش باید كاری رو انجان بدن یا طوری صحبت كنند كه اون دوست داره و آخر كارمان به جرو بحث میكشه معمولی ترین كاری كه انجام میده باید كلی ازش تشكر كنیم و كلی هم منت می زاره اخلاق بسیار بدی داره . بسیار حسود است.. من درخانواده ای بسیار آرام و با محبت بزرگ شدم.اون حتی از محبت ما به هم حسودی میكنه و بارها به من گفته. گاهی برادرم نان می خرد و برای ما هم می آورد. ایشان به جای تشكر میگه برادرت با خرید نان در زندگی ما دخالت میكنه حتی با شرایط من هم حسادت میكنه لازم به ذكر است ایشان در محیطی بزرگ شده پدر بسیار دیكتاتور و خشنی داشته و همیشه ایشون رو تنبیه هات سخت می كرده و با توجه به اینكه اصلا پدرش رو قبول نداره ولی همون رفتارها زورگوییها و ریزه گیریها و گیر دادنهای بیهوده رو داره حتی به گفته خودش در دوران مجردی 2سال با خواهرش قهر بوده و 6ماه با پدرش. لازم به ذكر است پدرش هنوز هم سر به سرش می ذاره و در حضور پسر كوچكترش و دخترش همش از اون بدگویی میكنه و فشار و تنش‌های عصبی براش ایجاد میكنه. این مسئله به قدری حاد شده كه دخترم حاضر به تحمل اون نیست و بارها و بارها به من گفته مامان خسته شدم از بابا طلاق بگیرخودم هم خسته شدم و از همه بدتر خود شیفتگیهاشه كه خودش رو بهترین شوهر و پدر میدونه در صورتیكه روزگارمارو سیاه كرده. من آدم اروم و بسازیم بطوری كه این همه سال مشكلاتم رو توی خودم ریختم و خانواده ام هیچی از مشكلات من نمی دانستن .البته از رفتارهای اون متوجه خیلی چیزها شده بودند ولی چون من چیزی نمی گفتم اونا هم به روم نمی آوردن .ولی این اواخر اونها هم متوجه مشكلات من شدن ولی دیگه تحمل ندارم 23سال تحملش كردم شاید بهتر بشه ولی بدتر میشه كه بهتر نمیشه مطمئنم مشكلات روحی داره و باید روان كاوی بشه ولی اصلا زیر بار این كار نمی ره خانوادم هم میگن محاله درست بشه مگه پدرش درست شده وقتی به مادر شوهرم میگم میگه دركت میكنم من هم گرفتار پدرش هستم ولی این ابراز همدردی مشكل من و حل نمیكنه این اواخر به خاطر مشكلاتی كه برادرش براشون درست كرده دیگه غیر قابل تحمل شده لطفا به من بگین چكار كنم .جدا بشم گرچه میدانم عاقلانه ترین كار این است ولی برای آینده دخترم خیلی نگرانم .همش فكر میكنم از من كه گذشت ولی الان دخترم هم صداش دراومده آیا این جدایی برای دخترم و آینده زندگیش مشكلاتی رو ایجاد نمی كنه ؟لطفا راهنماییم كنین بودن دركنار همسرم هم جز تنش و مشكلات عصبی برای من چیزی نداره به‌طور كلی آدم خنثی ای‌است در تقبل مسئولیت‌هاش ولی بسیاردیكتاتور و مغرور در دستور دادن است و همش میگه من رئیسم و هرچی گفتم باید بدون چون و چرا انجام بدین .

    سلام. احساس می‌كنم در كلافگی و عصبانیت نوشته‌اید. همسر شما این‌قدر بد نیست كه گفته‌اید. حتما محاسنی دارند كه تا حالا زندگی ادامه یافته است. این كه خانه‌شان را اجاره داده‌اند حتما در آن زمان بهترین تصمیم بوده‌است. بیشتر اختلاف‌‌هایی كه گفته‌اید، تفاوت‌های فرهنگی و اقتصادی است؛ تفاوت‌هایی كه می‌توانند هم آزاردهنده باشند و هم نباشند. بستگی دارد چگونه به آنها نگاه كنید. شما الان از تصمیم هایی كه قبلا گرفته‌اید ناراحتید و این ناراحتی را گردن ایشان می‌اندازید. بهتر است آنها را بپذیرید تا راحت‌تر زندگی كنید.این كه جدا شوید یا نشوید و بعدش چه خواهد شد را من نمی‌دانم.چون این تصمیمی است كه شما باید بگیرید و اگر با همین دید باشید،هر تصمیمی كه بگیرید احتمالا بعدها از آن پیشمان خواهید شد.پیشنهاد می‌كنم با روان‌شناس، جلسات حضوری داشته باشید.مهم نیست همسرتان می‌آیند یا نه.مهم این است شما به خودشناسی برسید و خودتان را قوی كنید. باید سود و زیان این رابطه را بخوبی تعیین كنید.برای تعیین این سود و زیان هم به كمك نیاز دارید.تا زمانی كه خودتان را نشناسید نمی‌توانید انتخاب خوبی داشته باشید. ما با گذشته همسر و تربیت و كودكی و خانواده ایشان كاری نداریم. تربیت و كودكی پایه گذار ادامه زندگی و شكل گرفتن شخصیت هر آدمی است. اما روزی شما ایشان را دوست داشته‌اید و هم مسیر شده اید.الان هم دوست دارید اما مسائلی ناراحت‌تان كرده‌است.پس شما تغییر كرده‌اید.می توانید با مراجعه حضوری، این تغییرات كه می‌تواند بسیار مثبت باشد یا نباشد را متوجه شوید.در ادامه این راه می‌توانید به فرزندان‌تان نیز كمك كنید. موفق باشید. لیلا كامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    dd

    سلا م بیماری دوقطبی بودن یعنی چه؟

    اختلال دوقطبی (Bipolar disorder) نوعی اختلال خُلقی و یك بیماری روانی است. افراد مبتلا به این بیماری دچار تغییرات شدید خُلق می‌شوند. اختلال دو قطبی به صورت معمول در آخر دوره نوجوانی یا اوایل دوره بزرگسالی تظاهر پیدا می‌كند كه فرد مدتی به شدت افسرده و مدتی سرخوش است. در شیدایی، خُلق و انرژی بیمار بسیار بالاست. تظاهرهای اصلی مانند نشاط‌زدگی، تحریك‌پذیری، پركاری و عقاید خودمهم‌انگاری خوش‌بینی افراطی و خوشحالی سرایت كننده تظاهر می‌كند. با وجود این كه كم استراحت می كند، انرژی و فعالیت بسیار زیادی دارد. گاه مسافت های بسیار طولانی را پیاده روی می كند و كارها و ورزش های سنگینی را انجام می دهد بدون این كه احساس خستگی كند. گویی فرصت كافی برای انجام كارها و گفتن حرف هایش ندارد. شخص كم خواب می‌شود، ولخرج و علاقه مند به سفر و مهمانی خواهد شد. بیمار سرخوش زیاد حرف می زند. اما قطب دوم افسردگی است كه شامل ناراحتی، اضطراب، از دست دادن انرژی، احساس بی ارزشی و ناامیدی، از دست دادن اعتماد به نفس و اشكال در تمركز می باشد. بیماران ممكن است علاقه ای به فعالیت های مورد علاقه خود نشان ندهند. آنها ممكن است كاهش یا افزایش وزن داشته باشند، زیاد یا كم بخوابند و حتی فكر خودكشی به سرشان بزند. این بیماری ژنتیك است و چهل درصد احتمال دارد كودك دچار این بیماری بشود. فرزندان والدین مبتلا به دوقطبی در مقابل اختلالات خلقی و روحی آسیب‌پذیرتر هستند. هورمون استرس در كودكانی كه والدین مبتلا به اختلال دوقطبی دارند در واكنش به عوامل استرس‌ زای زندگی معمولی، خیلی بیشتر از كودكان عادی افزایش پیدا می‌كند. كودكانی كه والدین مبتلا به اختلال دو قطبی دارند چهار برابر بیشتر از سایر همسالان خود در معرض ابتلا به اختلالات خلقی از جمله اختلالات كاستی توجه- بیش فعالی، سلوك و نافرمانی مقابل‌ه­ای قرار دارند. لذا نیاز به مراقبت، درمان و پیگیری بیشتری دارند. در كل اگر بخواهم خیلی ساده بگویم، اختلال دوقطبی یعنی گاهی فرد بی‌حال و افسرده است و گاهی سرخوش و پرانرژی.چون در دو قطب متضاد حركت می‌كند می‌گویند دوقطبی.برای تشخیص به عوامل زیادی نیاز است و به آسانی نمی‌توان برچسب این اختلال را بر كسی زد.زیرا گاهی ما در زندگی خُلق پایینی داریم و نمی‌توانیم كاری انجام دهیم و گاهی بسیار سرخوش هستیم. حتما باید متخصص تشخیص دهد.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی