• تصاویر دلبندان شما

    مریم طاهری

  • مشاوره

    مادر شاغل

    با سلام و خسته نباشید من یك دختر 16 ماهه دارم و شاغل هستم ، بعد از اتمام مرخصی در 11 ماهگی فرزندم ، شروع به كار نموده و پرستاری برای نگهداری دخترم در خانه استخدام كردیم. تقریبا بعد از گذشت شش ماه دخترم به پرستارش عادت نكرده و بعضی از روزها كه صبح زود بیدار میشه و پرستارش رو میبینه میچسبه به من و یا باباش كه در نهایت با گریه میذارم پیش پرستار و میرم سر كار ، این خانم خشك و جدی و كم حرف هستن ولی رسیدگیش به دخترم بد نیست. واقعا دغدغه ذهن من و پدرش همین موضوع هست ، لطفا به من بگین پرستار دخترم را عوض كنم یا نه ؟ و اگر عوض كنم صدمه روحی به دخترم وارد میشه یا نه؟

    سلام.سوال شما خیلی كلی است. با توجه به شرایط باید تصمیم گرفت.اما نكاتی را به شما را یادآوری می‌كنم. كودك ممكن است اضطراب جدایی داشته باشد و در جدا شدن از شماها به مشكل برمی خورد.ممكن است از پرستارش ترسیده باشد و با دیدنش نخواهد با او تنها باشد. ممكن است كلا از تنهایی بترسد و...همه اینها نیاز به بررسی دقیق دارد.پیشنهاد می كنم حتما از روان شناس كودك كمك بگیرید.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناس بالینی

    زهره

    سلام.سه ساله با شوهرم عقدیم.تو این سه سال بارهاقول داده مراسم ازدواجمون رو بگیریم اما هر دفعه به دلیل دست تنگی نشده.حتی اردیبهشت امسال تالار و آرایشگاه و اتلیه رزرو كردیم برای 4 آذر .اما اوایل ابان كه میپرسم پس چی شد چرا كالاهارو نمیخریم میگه دستم تنگه بهم فرصت بده!!! دیگه خسته شدم هردو 33 سال داریم.همه هی میپرسند پس چرا نمیرید سرخونه زندگیتون!!برای همین منم دارم كارهای طلاقمو میكنم.به نظر شما كار درستی میكنم؟شوهرم كار ازاد داره خودم كارمندم.شوهرم ناراحته كه میخوام ازش جدا شم اما واقعا خسته شدم چون شرایط اقتصادی روز به روز بدتر میشه.مطمئنم نمیتونه از پس مخارج زندگی بر بیاد.سه سال پیش كه بهش میگفتم ذره ذره وسایل رو بخر میگفت تو چیكار داری وسایل با منه حالا هم كه میگه ندارم!

    سلام.این كه دارید جدا می شوید را نمی دانم كار درستی است یا نادرست.اما به نظر می رسد تنها مشكل مالی در قضیه شما دخیل نیست؛ البته من از فرهنگ و رسوم شما خبر ندارم؛ اما با كمك بزرگترها حتما می شود مشكلات سرراه را بردارید و بهترین تصمیم را بگیرید.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناس بالینی

    ارغوان

    سلام خدمت شما .اول ازهمه ممنون بابت مشاوره های فوق العاده تاثیر گذارتون .من و همسرم بعداز مدتهادلسردی رابطه مون رو به بهبودی وبهتر شدنه فقط موردی كه هست چون حدود دوسال ازهم كینه و حتی نفرت داشتیم تاحدی كه خیلی از حریمهای زندگیمون شكسته شد و رومون بهم باز شد هرگز احساسات وعواطف خودمونو نسبت بهم بروز ندادیم و الان كه روابطمون خوبه از سرخجالت یا شرمندگی نمیتونیم ابراز علاقه كلامی بكنیم مثلا الفاظ عاشقانه حتی اس ام اسی هم بهم نمیگیم .خودم شخصا هرچقدر سعی میكنم روم نمیشه ابراز كنم.میشه لطفا راهكار بدید.ممنونم

    سلام.اگر به بخشش رسیده اید ، یعنی همدیگر را بخشیده اید و ادامه مسیر داده اید،‌ نباید نگران یا خجالت زده باشید.بالاخره از جایی باید شروع كرد به بازسازی و احیاء. باید تمرین كنید و شروع این تمرین می تواند یه پیام كوتاه از گفته های كسی باشد یا فرستادن یه عكس یا نقاشی و...فقط هنگام فرستادن پیام به قبل و بعد از آن فكر نكنید. جای همسرتان فكر نكنید. فقط به هدف تان فكر كنید و نتیجه دلخواه تان.اگر جای دیگری فكر كنید و بخصوص افكارتان منفی باشد ،‌ به هدف مورد نظر نخواهید رسید.پس تمرین و شروع كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی