• 0 0
  • 0

زخم یادگاری بر در و دیوار شهر

سه شنبه 28 آبان 1392 ساعت 15:44
می‌توان اسمش را هر چیزی گذاشت، جز آنچه به اشتباه رایج شده است؛ یادگاری! منظورمان همان خط های خرچنگ قورباغه یا نقش و نگارهای کج و معوجی است که عده ای به هردلیل بر در و دیوار خیابان ها و مبلمان شهری حک می کنند تا به خیالشان چیزی از خود به یادگار گذاشته باشند.

این یادگارنویسان هر چه را که دم دستشان است، از هنرنمایی خود بی نصیب نمی گذارند؛ در و دیوار کوچه ها و خیابان ها، باجه های تلفن عمومی، نیمکت های چوبی پارک، ایستگاه های اتوبوس، تنه درختان، تابلوها و علائم شهری هیچ کدام از دستشان در امان نیست​.
آنها اصرار دارند به هر قیمتی شده چیزی از خود برای دیگران به یادگار بگذارند، حتی اگر این کار به قیمت تخریب اموال عمومی شهر تمام شود.
آنها با این یادگارنویسی ها روی در و دیوار شهر می خواهند هنر خود را به رخ همه شهروندانی که چشمشان به این اثر هنری می افتد، بکشند، غافل از این که این کارشان تا چه اندازه چهره شهر را زشت و آرامش بصری شهروندان را به هم می ریزد.
شاید هنوز کسی به رویشان نیاورده یا خودشان هنوز به این واقعیت پی نبرده اند که باید به جای هنرنمایی روی دیوارهای کوچه و خیابان ها و دیگر اموال عمومی شهر، هنرشان را برای خود نگه دارند!


یادگاری نویسی؛ آن روی سکه وندالیسم
شهروندانی که از وقتی روی صندلی اتوبوس می نشینند تا هنگامی که به مقصد برسند، ترجیح می دهند به جای مطالعه یا تماشای خیابان های شهر با نوشتن یادگاری روی صندلی ها، مسافران دیگر را مستفیض کنند، آن وقت اگر برای لحظه ای هم که شده ناگهان عذاب وجدان به سراغ شان بیاید، سریع به خود نهیب می زنند که: ای بابا این فقط یک یادگاری برای ماندگاری است.
فکر می کنند زمین تا آسمان با آنهایی که دق دلی شان را با پاره کردن روکش صندلی اتوبوسی که روی آن نشسته اند، خالی می کنند، فرق دارند؛ غافل از این که یادگاری نویسی هم چهره دیگر رفتار تخریبگران شهری است، اما چهره مهربان آن که به بسیاری از شهروندانی نهیب می زند: خیال تان راحت شما جزو تخریبگران شهری نیستید!
اینها همان کسانی هستند که حتی در سفر هم دست از رفتارهای تخریبگرانه خود بر نمی دارند و آثار و بناهای تاریخی هم از یادگاری نوشتن هایشان خلاصی ندارند.
وقتی در شهر قدم می زنید حتما چشمتان به آثاری که یادگاری نویس ها روی در و دیوار کوچه ها و خیابان ها، باجه های تلفن عمومی، نیمکت های چوبی پارک، ایستگاه های اتوبوس، تنه درختان، تابلوها و علائم شهری و... خلق کرده اند، افتاده است.
روان شناسان، افرادی را که تمایلات وندالیستی دارند، به دو گروه تقسیم می کنند: آنهایی که ناخواسته دست به این کار می زنند مانند یادگاری نویس ها و دسته دیگر آنهایی که آگاهانه و با روحیه ای خشن اموال عمومی شهر را تخریب می کنند.
برای شهروندان یک شهر وندالیسم نه تنها به عنوان یک واقعیت گریزناپذیر زندگی اجتماعی در شهرها مطرح است، بلکه به مثابه عملی بزهکارانه با هدف تخریب آگاهانه اموال عمومی شهروندان محسوب می شود؛رفتاری که همزمان با توسعه زندگی شهرنشینی و تغییر مناسبات زندگی اجتماعی در شهرها، این آسیب اجتماعی نیز هر روز ابعاد تازه ای به خود گرفت.


خنجر یادگاری نویس ها بر قلب آثار تاریخی
در ایام نوروز بسیاری از خانواده ها بار سفر می بندند و برای دیدار اماکن و ابنیه تاریخی به شهرهای دیگر عزیمت می کنند. تخت جمشید، عالی قاپو، چهل ستون اصفهان، حمام فین کاشان و ده ها اثر دیگر آغوش به روی مسافران می گشایند تا در حریم امن خود، گردشگران را به صرف تاریخ مهمان کنند.
در این میان بعضی از مسافران آنقدر از عظمت و شکوه تمدن ایرانی به وجد می آیند که تصمیم می گیرند در گوشه و کنار این بناها و آثار تاریخی دل نوشته ای، نام شهری، اسمی، امضایی و... به یادگار بگذارند و این گونه می شود که یک وقت چشم باز می کنی و می بینی تمام در و دیوار آن کهن یادگاری پر شده از یادگاری نویسی های امروزی!
دیوار نویسی ها توسط گردشگرانی که بدون کنترل و حضور راهنما در حمام فین کاشان چرخیده اند و هر جا را که دستشان رسیده از حضورشان مستفیض کرده اند، ببینید. این کار باعث شده ​بناهای این باغ تاریخی ثبت شده در فهرست میراث جهانی چهره ای زشت بر خود بگیرد، تا آنجا که دیوارهای حمام امیرکبیر سیاه شده است.
سی و سه پل، حتی پاسارگاد و ستون های 2500 ساله تخت جمشید و دیوارهای خانه های تاریخی یزد و... نمونه هایی از آثار تاریخی کشورمان است که از این مشکل در امان نیستند.
از همه بدتر این که کارشناسان می گویند پاک کردن این یادگاری نویسی ها در بسیاری از موارد امکان پذیر نیست چون احتمال این که به کل بنا آسیب برسد، کاملا جدی است.
گرچه ماده 558 قانون مجازات اسلامی مبارزه با خسارت زدن به میراث تاریخی را مورد تاکید قرار داده و مجازات هایی را برای تخریب کنندگان آثار مقرر داشته است و بهره گیری از این ماده قانونی این امکان را در اختیار دفتر حقوقی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری قرار می دهد تا نسبت به ادامه این روند واکنش های جدی نشان داده و با اتکا به قانون زمینه های حفاظت از آثار تاریخی را از چنین تهدیدهایی فراهم کند، اما وضع فعلی نشان می دهد که دست کم تاکنون در این زمینه اقدام جدی انجام نشده است.


یک معضل جهانی
خصوصیت تخریب گرایان در هر کشوری متفاوت است، به عنوان نمونه در کشورهای اروپایی ریختن سس روی مبل های اماکن عمومی برای یادداشت های بی ربط و... رایج است.
در ایران نیز گرچه برداشتن علائم راهنمایی و رانندگی در جاده ها یا تغییر شکل آنها مانند کشورهای دیگر رایج نیست، اما کندن پوست درختان برای نوشتن یادگاری، استفاده از در دستشویی های عمومی برای یادداشت های بی ربط و... رایج است.
پاره کردن روکش صندلی ها در اتوبوس و اماکن عمومی نیز مانند دیگر کشورها، جذابیت خاص خود را برای وندال ها دارد، آنها از این کار لذت می برند و انرژی های متراکم منفی را به این وسیله بیرون می ریزند.
جامعه شناسان و صاحب نظران دلیل بروز چنین رفتارهایی را در تحولات شهرنشینی به هم ریختن روابط و مناسبات جمعی به واسطه تغییر ماهیت زندگی ها و توسعه زندگی های شهری، تغییر زندگی های ساده و مبتنی بر روابط عاطفی و همدلی به یک زندگی مبتنی بر روابط رسمی و بی روح همراه با فردگرایی مفرط، رقابت سرسختانه و خردگرایی افراطی ارزیابی می کنند.


ما و وظیفه شهروندی
شاید برای شما هم پیش آمده وقتی در ایستگاه اتوبوس منتظر ایستاده اید، مسافری را دیده باشید که از سر بیکاری و بی حوصلگی با خودکاری که در دست دارد در حال نوشتن چیزی روی بدنه ایستگاه اتوبوس است یا آن یکی وقتی که در باجه تلفن با کسی آن سوی خط گفت وگو می کند همزمان با کلیدی که در دست دارد روی بدنه باجه حکاکی می کند و...
خیلی از ما ممکن است صحنه هایی مشابه اینها را دیده باشیم، اما چند نفر از ما با دیدن این صحنه ها وقتی دلمان به درد آمده بی تفاوت از کنار آن نگذشته ایم؟
در چنین شرایطی است که نقش شهروندان در تذکر و بازدارندگی پررنگ تر می شود، هرچند دیدن چنین صحنه هایی به دلیل عادی شدن آنچنان عادی شده است که هیچ کس عکس العملی نشان نمی دهد و اگر شهروندانی نیز در صورت مشاهده چنین رفتاری ناراحت شوند، ترجیح می دهند روی خود نیاورند.
خیلی وقت ها هم شهروندانی که تذکر می دهند با عکس العمل تند فرد متخلف مواجه می شوند و به قول معروف پشت دستشان را داغ می کنند که دیگر با مشاهده چنین صحنه هایی حتی لب به اعتراض و تذکر نگشایند، اما حتی این واکنش های منفی هم نباید موجب شود که ما از وظیفه شهروندی خود در تذکر دادن غافل شویم و ضروری است با اعتراض کردن و تذکر دادن حتی اگر باعث بازدارندگی فرد متخلف از رفتار نادرستش هم نشود، تلنگری به او بزنیم تا بداند همه شهروندان نسبت به چنین رفتارهایی بی اعتنا نیستند.
>> جام جم/ پوران محمدی

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1276272618047020128
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

اخبار مرتبط

پربازدیدها

آخرین مطالب همه سایت

ضمیمه این هفته