• 1 1
  • 0

سختی ها را با شادمانی شکست دهید

سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 ساعت 16:12
بابا شب هنگام وقتی زیر بار کوهی از خستگی‌ها پای‌کشان به خانه می‌آید و آن‌وقت همه ما باید از این‌که هستیم خجالت بکشیم. ما نان‌خورها، ما مفت‌خورهای کناره خواب که جز خرجی تراشیدن کاری برای بابا نمی‌کنیم و باید منتظر باشد تا هر روز و هر ساعت خرجی جدید روی دستش بگذاریم.

مدتی است که بابا دیگر وقتی به خانه می‌آید حوصله کسی را ندارد، او مریض است و درد دارد و حتی نمی‌تواند استراحت کند، چون می‌ترسد کارش را از دست بدهد. او که تخصصی هم ندارد و یک کارگر ساده خط تولید است، این روزها از وضع ورشکسته تولید کارخانه‌شان کمرش شکسته است.

حالا حقوق‌ها عقب می‌افتد و هرچقدر پدر دست‌تنگ‌تر می‌شود، بیشتر با ما رو ترش می‌کند و سرمان داد می‌کشد.

حتی یک‌بار مامان را کتک باران کرد، چون جارو برقی خراب شده بود و خانه کثیف بود.

وقتی معلم‌ها از من ناراضی هستند و نامه می‌دهند، من نامه را دور می‌اندازم و به آنها چند تا دروغ می‌گویم.

وقتی مدیر نامه می‌دهد و از والدین پول می‌خواهد چند تا دروغ دیگر می‌گویم.

من و خواهرم دروغ‌های هم را لاپوشانی می‌کنیم و من به جای مامان او با معلم حرف می‌زنم و او جای مامان من.

می‌ترسیم اگر بابا بفهمد که در درسی ضعیف شده‌ایم دعوایمان کند و ما را وادار به ترک‌تحصیل کند.

تنها آرزوی من این است که سختی‌ها کم شود یا لااقل بابا خوش‌اخلاق‌تر شود که بتوانیم با هم این سختی‌ها را راحت‌تر پشت سر بگذاریم.»

وقتی شهلا انشایش را تمام می‌کند، چشمانش پر از اشک است. معلم و بچه‌ها نیز کمابیش همین وضع را دارند.

معلم مکثی می‌کند و از شهلا تشکر می‌کند و می‌گوید بیایید در مورد نشاط در خانواده صحبت کنیم و ابتکارهای خود را در این زمینه هفته دیگر در زنگ انشا بخوانید.

هم چوب هم پیاز

وقتی سختی‌های زندگی به سمت ما هجوم می‌آورند ناخودآگاه تحت فشار قرار می‌گیریم و عرصه بر ما تنگ می‌شود و آنگاه وقت گشاده‌رویی است که همکاری، مشارکت و همدلی دیگران را جلب کنیم، اما ما به جای آن چه می‌کنیم؟ به اولین کسی که می‌رسیم پرخاش می‌کنیم و می‌خواهیم انتقام همه ناکامی‌هایمان را از او بگیریم.

نتیجه این است که تنها می‌مانیم و هیچ‌کس دلش برایمان نمی‌سوزد و کمکی به ما نمی‌کند، بنابراین هم مشکلات مادی کم نشده‌اند و هم مشکلات روحی روانی به آن افزوده شده‌اند و به عبارتی هم چوب را خورده‌ایم و هم پیاز را!

اما وقتی خانواده با مشکلات بیشتری مواجه می‌شوند چه باید کرد که بار مشکلات سبک شود.

وقتی رفاه کاهش می‌یابد از چه طریق باید شادمانی را در خانواده گسترش داد؟

شناخت، اولین گام به سوی ایجاد نشاط در خانواده است. پدرم در زمان کودکی داستانی برایم تعریف می‌کرد در مورد جادوگری که می‌خواست دیگران را عذاب دهد و علف را جلوی سگ، استخوان را جلوی گوسفند و دانه را جلوی گربه و شیر را جلوی مرغ می‌گذاشت!

این یعنی وقتی در مقابل هرکسی رفتار نامناسبی که با خلقیات و نیازهایش هماهنگی ندارد بروز دهیم، او را مورد آزار و اذیت قرار داده‌ایم و نمی‌توانیم با او رابطه عاطفی موثری برقرار کنیم.

یک‌قدم به سوی هم

بنابراین در قدم اول افراد خانواده باید برای خرسندی و نشاط، ویژگی‌های شخصیتی، زیستی، شناختی و اجتماعی همدیگر را بشناسند، نیازهای یکدیگررا در نظر بگیرند و در حد توانایی خود برای تامین این نیازها بکوشند.

وقتی نیازهای فطری به نحو مطلوب و مشروع تأمین شد، قطعا نشاط ایجاد می‌شود.

شناخت تفاوت‌ها در گام اول بسیاری از سوء‌تفاهم‌ها را به صورت ریشه‌ای بر طرف می‌کند و در گام بعدی توجه به این تفاوت‌ها و تنظیم روابط و مسئولیت‌ها بر‌اساس آنها به پویایی و نشاط خانواده می‌انجامد.

احساس صمیمیت و مراقبت از دیگران و این فکر که می‌توانم نیازهای دیگران را رفع کنم، دختران را خوشحال می‌کند، پس اگر خسته‌اید و درآمدتان کم شده به همسر و دخترتان بگویید گنج من در خانه است نه درجیبم. غذایی که با ارزان‌ترین مواد تهیه می‌کنید خوش طعم‌ترین خوراکی است که چشیده‌ام و محبت دخترم تمام خستگی مرا از تن به در می‌کند.

اگر روزگار برشما سخت گرفته است، بگذارید اطرافیانتان زخم‌هایتان را درمان کنند نه این‌که به آنها نیز زخم بزنید.

احساس رضایت پسران از اساس برای استقلال و رقابت و فردیت شکل می‌گیرد. اگر همسرتان از کمبود درآمد و
ناموفق بودن خود ناراضی است، به او بگویید که ثروت خوشبختی نمی‌آورد و روی خوش او به هزاران گردنبند طلا می‌ارزد.

این‌که او «جنم» کار‌کردن و جرات ریسک را دارد، بستایید و به او بگویید که در همه حال پشتیبانش هستید و از تصمیماتش حمایت می‌کنید. بگذارید او بداند در قلمرو خودش مردی مقتدر است. بزودی نتیجه این آرامش بخشی و نشاط‌آفرینی را می‌بینید.

به فرزند خود بگویید وقتی در درس‌ها و اخلاقش از دیگران پیشی می‌گیرد، شما را خوشحال می‌کند و غم دنیا از دلتان بیرون می‌رود و بگذارید واقعا چنین باشد.

فعالیت و شادمانی

اگر کارتان کاهش یافته است در خانه بی‌کار ننشینید و کارهای بیشتری برعهده بگیرید. بی‌کاری مایه افسردگی است. خانواده را نیز از یک جا نشستن و وقت تلف‌کردن منع کنید. مدیریت یک کار جمعی را برعهده بگیرید. از رنگ‌کردن خانه از سوی خودتان تا ساختن یک صندلی باچوب.

کار جمعی به خانواده نشاط می‌بخشد

می‌توانید یک باغچه درست کنید و در آن هرکسی «کرت» خودش را داشته باشد و در آن چیزی بکارد. از این‌که گوشه‌ای بنشینید و به بدهی‌هایتان فکر کنید، بر حذر باشید. تکاپو، نشاط شما را تضمین می‌کند. احساس کارایی از عوامل مؤثر بر کاهش فشار روانی است. یافتن استعدادها، جلوگیری از انحراف و لغزش از دیگر فواید فعالیت است.

دوست بدارید

دوستی و حفظ ارتباطات خانوادگی نه‌تنها وقتی مشکلات بیشتری دارید کسل‌کننده نیست، بلکه شما را از احساسات بد دور می‌کند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد ارتباطات انسانی مطلوب تا 85 درصد موجب نشاط و سرزندگی افراد می‌شود.

سعی کنید در خانواده روابطی گرم و صمیمی و توام با احترام داشته باشید و به نیازهای زناشویی یکدیگر اهمیت‌دهید.

فارغ از این واقعیت که هزینه‌ها افزایش یافته است، آراستگی را فراموش نکنید. آراستگی به زیور و لباس مارک‌دار نیست. ساده، زیبا و تمیز باشید و همان‌طور که همسرانتان دوست دارند، لباس بپوشید و ژنده‌ترین پوشش را برای خانه نگه ندارید.

برای نشاط‌آفرینی در خانواده وقت بگذارید و برنامه سفرها و تفریحات خود را از ابتدای سال مدون کنید که به بهانه‌های مختلف از آنها طفره نروید. برای هر سطح در آمدی تفریح و نشاط رایگان وجود دارد، پس آن را از خود دریغ نکنید.

جام جم / چاردیواری /ماندانا ملاعلی

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1034810806754605414
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

اخبار مرتبط

پربازدیدها

آخرین مطالب همه سایت

ضمیمه این هفته