کلمه کلیدی: اکرم بیگی
    • جامعه

    پرسه در محله جوانمرد قصاب

    کوی جوانـمردان +عکس

    این بار در محله‌ای پرسه می‌زنیم که نامش را از جوانمرد افسانه‌ای گرفته و سال‌هاست محله، داستان جوانمردی او را سینه به سینه حفظ می‌کند و هر وقت پای صحبت کهنسالان محل بنشینید چنان ازاو با افتخار یاد می‌کنند که گویی خود شاهد جوانمردی‌هایش بوده‌اند. محله‌ای که هویتش را از بقعه جوانمرد قصاب گرفته است. جوانمردی متعلق به قرن پنجم هجری قمری که آوازه و نامش در کتاب‌های تاریخی مکتوب شده است.

    • جامعه

    پرسه در محله زعفرانیه

    تاریخی و گران‌قیمت

    پیرمرد روی نیمکت سنگی نشسته و چشمانش را به دوردست‌ها دوخته است. از او راجع به محله زعفرانیه می‌پرسم. کیف چرمی قدیمی را از داخل جیبش بیرون می‌کشد و با دستان لرزانش عکس سیاه و سفید قدیمی را نشان می‌دهد و می‌گوید این من هستم و اینجا همین خیابان است که ما نشسته‌ایم. به عکس که خوب نگاه می‌کنم جوانی بلند قامت با ظاهری متعلق به دهه‌های گذشته در میان خیابانی پوشیده از درخت ایستاده که هیچ شباهتی با خیابانی که در آن هستیم ندارد.

    • جامعه

    پرسه در محله طرشت

    محله باغ‌ها و درخت‌ها

    با ساختمان‌ها و برج‌ها و هیاهو و شلوغی خیابان‌های تهران شاید قابل باور نباشد اگر بگویند‌ در‌گذشته همین خیابان‌ها و میدان‌ها، مزارع، باغ‌ها و کشتزار‌های بزرگی بودند که متاسفانه دیگر اثری از آنها نمانده و تنها نشان از آن زمان باغ‌ هایی هستند که هنوز در بعضی از محلات مانند محله طرشت نفس می‌کشند.

  • گزارشی از حال و هوای نوروزی بازار تهران

    قلب تپنده شهر

    قطار که در ایستگاه مترو می‌ایستد، خیل جمعیت همچون سیل به سمت چهارراه گلوبندک که نقطه آغازین بازار است، روان می‌شود.

  • پرسه در خیابان بهـار

    محله کوچولوها + عکس

    کفش‌های کوچولویی که اندازه‌شان از یک کف دست هم کوچک‌تر است و لباس‌هایی که آن‌قدر کوچک هستند که به نظر فانتزی می‌آیند. مانکن‌های کوچکی که پشت ویترین‌ها شکلک‌های عجیب و غریب از خود درآورده‌اند و از چشمان پلاستیکی‌شان شیطنت می‌بارد و مغازه‌هایی که وسایل نوزادان به دنیا نیامده را در قالب سیسمونی به همراه لباس کودکانه دخترانه و پسرانه به نمایش گذاشته‌اند.

  • پرسه در میدان صادقیه

    مدرن در عیـن حال قدیـمی + عکس

    کوه‌های پوشیده از برف در دوردست‌ها مانند قاب عکسی بزرگ شمال میدان را در برگرفته‌اند. آسمان بعد از گذراندن روزهای دود گرفته نفسی تازه می‌کند.

  • پرسه در میدان بهارستان

    هویت در حـال تخریب

    با سبیل‌هایی که از دو طرف تاب داده شده‌اند و کلاه و جامه‌ای شاهانه و ابروهایی که در هم گره خورده‌اند و از همه مهم‌تر چشمانش که با خشم و غرور نگاهت می‌کنند، همه اینها به اضافه آنچه از او خوانده‌ای باعث می‌شود از نگاه ناصرالدین شاه قاجار بترسی و از این که او در حال حاضر فقط عکسی است روی جلد کتابی قدیمی روی پیشخوان مغازه‌ای در میدان بهارستان، خوشحال شوی.

  • پرسه در لاله‌زار

    اندوه گذشته‌های باشکوه

    در چوبی و بنای قدیمی مغازه آهنگری کوچه «معمار مخصوص» باعث می‌شود به داخلش سرک بکشم. ابزار کارهای قدیمی روی دیوار که مرتب کنار هم قرار گرفته‌اند و بخاری فلزی گوشه مغازه که متعلق به 1942 است همه حکایت از گذشته دور این مکان دارد.

  • پرسه در خیابان فردوسی

    تهران و طهران در یک قاب

    خسته از هیاهوی دائمی این شهر و غباری که سفیدی جامه‌اش را پنهان کرده است در میانه میدان بر سنگی ایستاده و افق نه‌چندان پیدای تهران را از لابه‌لای ساختمان‌های بی‌قواره آن نظاره می‌کند.

  • پرسه در فرمانیه

    محلـه از مـا بهتـران

    فرمانیه یکی از محلات تهران است که در قلب مناطق اعیان‌نشین اختیاریه، پاسداران و کامرانیه قرار دارد. این محله با خیابان اصلی شهید دکتر لواسانی که یکی از شهدای هفتم تیر است شناخته می‌شود.

  • پرسه در خزانه

    شکوه دیروز، افول امروز

    میدان راه‌آهن زیر آفتاب ظهر گرم‌تر از هر روز است، اما این گرما هم دلیلی برای خلوت شدن اتوبوس‌های شهید بخارایی یا خزانه نیست.

  • پرسه در خیابان «کارگر»

    خیابانی به درازای تاریخ تهران

    برگ‌های زرد و خشک تمام پیاده‌رو را پر کرده است و آوای خش خش برگ‌ها زیر پای رهگذران به گوش می‌رسد. اگر چه هنوز ماه آخر تابستان و تا رسیدن پاییز وقت باقی است، اما خنکی هوا و برگ‌های خشک درختان خبر از تمام شدن طمع شیرین تعطیلات می‌دهد.

  • پرسه در خیابان «کارگر»

    خیابانی به درازای تاریخ تهران

    برگ‌های زرد و خشک تمام پیاده‌رو را پر کرده است و آوای خش خش برگ‌ها زیر پای رهگذران به گوش می‌رسد. اگر چه هنوز ماه آخر تابستان و تا رسیدن پاییز وقت باقی است، اما خنکی هوا و برگ‌های خشک درختان خبر از تمام شدن طمع شیرین تعطیلات می‌دهد.

  • پرسه در خیابان خورشید

    آبلیمو و آبغوره از تولید به مصـرف

    اواسط تابستان مادر بزرگ وارد فرآیند مهم و روتینی می‌شد؛ با گرفتن آبغوره و آبلیمو شروع می‌کرد و با خشک کردن سبزی‌های که در زمستان پیدا نمی‌شد ادامه می‌داد. رب گوجه‌فرنگی هم که چاشنی کار بود.

  • پرسه در ناصرخسرو

    خیابـانی به قدمت تهران

    روز تعطیل است؛ خیابان ناصرخسرو کم‌کم در حال بیدار شدن است. مغازه‌ها یکی در میان کرکره‌ها را بالا می‌کشند. صدای جوی میان خیابان گوش‌نواز است از ازدحام ترافیک و شلوغی هر روز آن خبری نیست.

  • از جواهر تا کتاب، در خیابان کریم‌خان زند

    خیابانی که علم را به ثروت وصل می‌کند

    صاحبان خودرو‌های مدل‌بالای پارک شده در مقابل جواهرفروشی‌ها، دختر و پسرهای کوله‌به‌دوش کافه‌رو، آدم‌های کلاه‌دار با سبیل پرپشت، عابرانی با کیسه‌های پلاستیکی پر از کتاب و...، فقط بخشی از ترکیب نه چندان همگون جمعیتی است که در ابتدای ورود به این خیابان به چشم‌تان می‌خورد؛ خیابان کریم‌خان، خیابانی که از جواهرفروشی‌ها آغاز می‌شود، از کنار کتابفروشی‌های معروف شهر می‌گذرد و در نهایت در شلوغی مترو و جنب‌وجوش میدان هفت تیر نفس‌هایش به شماره می‌‌افتد.