• 0

<center> نقدي بر برنامه هاي <br> اقتصادي حکومت پهلوي <div align="right">

شنبه 19 بهمن 1381 ساعت 14:46
نفوذ سرمایه داران در دربار پهلوی بویژه در دستگاه های اقتصادی به عنوان عاملی در جهت تکیه دولت بر درآمدهای نفتی بوده است .علاوه بر آن سرمایه داران بودجه را به گونه ای هدایت می کردند
که عمده مالیات بردوش طبقات کم درآمد و متوسط ایران بود. ینها نکاتی است که در بخش دوم نقدی بر برنامه های اقتصادی شاه تشریح شده است . طی برناهه های 5ساله زمان شاه ، اگرچه در مجموع درآمد سرانه ایران افزایش یافت ، اما این رشد اولا به علت وابستگی شدید آن به افزایش بهای نفت و در درجه بعد به سبب توزیع غیرعادلانه درآمدها نه تنها موجبات پایداری رژیم شاهنشاهی را فراهم نیاورد که به علت پایین بودن نرخ بهره وری ، مانع توسعه اقتصادی کشور شد. تغییرات عجیب و غریب در اقتصاد ایران و همزمانی نسبی آن با تلاطم بازار نفت ممکن است این گمان را به وجود آورد که بهبود و یا تنزل موقعیت نسبی اقتصاد ایران در میان کشورهای جهان اساسا به تلاطم های بازار نفت مرتبط است ، کما این که طی سالهای 1352-53 قیمت جهانی نفت نزدیک به 4برابر افزایش یافت و طی سالهای 1351-53 صادرات نفتی ایران به طور واقعی بیش از 4برابر افزایش داشت . پس از تکانه نفتی سال 1353 بیش از 530میلیارد دلار درآمد نفتی نصیب ایران می شود. شوک افزایش درآمد نفتی ، شاه و دولت وی را نیز هیجان زده و متوهم کرد، به طوری که بخش قابل توجهی از درآمدها را به عنوان وام دراختیار سایر ملل قرار داد. این وامها معمولا یا از پایین ترین بهره بین المللی برخوردار بود و یا به صورت بلاعوض به کشورهای متحد شاه اعطائ می شد. تشکیل سرمایه ثابت (به قیمت سال 1361) در ایران تا پیش از سال 1353 به طور متوسط برابر با نفری 27هزار ریال در سال بود؛ اما متوسط این میزان پس از سال 1353 به طور متوسط برابر با نفری 47هزار ریال در سال افزایش می یابد. برای بخش ماشین آلات ، این رقم به ترتیب برابر نفری 7و 14هزار ریال در سال است . به عبارت دیگر، پس از سال 1353 میزان سرانه سرمایه گذاری در ایران حدود 80درصد افزایش یافت ؛ اما نرخ رشد سرانه ایران نه تنها بالا نمی رود بلکه در مقایسه با دوره قبل نیز 7واحد کاهش می یابد. اعداد و ارقام مذکور بخوبی نشان می دهد که سرمایه گذاری بیشتر بدون توجه به کارایی آن ، لزوما به رشد اقتصادی منجر نمی شود. میزان ثمربخشی سرمایه بستگی به محیط اقتصادی دارد که سرمایه در آن عمل می کند. سرمایه گذاری بیشتر در محیط مساعد، می تواند رشد اقتصادی بیشتری را به همراه آورد؛ در حالی که سرمایه گذاری بیشتر در محیط نامساعد نتیجه ای جز اتلاف منابع به همراه نخواهد داشت . جدول شماره (1) سهم اجزای تقاضا از تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصاد ایران را پیش و پس از سال 1353نشان می دهد. (I = سرمایه گذاری (شامل سرمایه گذاری بخش عمومی G = هزینه دولت ، C = مصرف بخش خصوصی ، RGDP = تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت محاسبه شده براساس شاخص PPP) همان طور که از جدول مشخص است رشد درآمد سرانه (واقعی ) ایران تا پیش از تکانه نفتی 1353 حدود 5/5 درصد و پس از شوک نفتی ، رشد درآمد سرانه به منهای 18/2 درصد می رسد. در دوره پس از شوک نفتی ، سهم سرمایه گذاری در ایران نزدیک به 80درصد افزایش می یابد؛ اما نرخ رشد درآمد سرانه بیش از 7واحد کاهش می یابد. تمام برنامه اقتصادی شاه مبتنی بر توسعه نظام سرمایه داری غربی بود. براین اساس ، رشد و توسعه در هر دوره ای در انطباق با گستردگی بازار و تراکم سرمایه در ایران و امکانات و خواست غرب و انحصارهای غرب مورد توجه قرار می گرفت . در اوایل دوره پس از کودتای 28مرداد، کسب سودهای گزاف در تجارت ، توزیع ، شبکه بانکی و اجرای طرحهای عمرانی متمرکز بود؛ اما در مرحله بعد، علاوه بر موارد یاد شده سرمایه گذاری درواحدهای صنعتی و سپس واحدهای بزرگ کشت مکانیزه نیز به فهرست زمینه های سودآور اضافه شد. در برنامه پنجم شاه علاوه بر موارد و زمینه های پیشین سرمایه گذاری در ساختمان سازی نیز سود گزافی به ارمغان می آورد. با توجه به کمبود مسکن بر اثر افزایش شدید مهاجرت به شهرها و نبود رشد متناسب ساختمان سازی بویژه برای افراد کم درآمد و نیز وجود درآمدهای نفتی ، دولت ساختمان سازی را با استفاده از اعتبارات بانکی درصدر فعالیت های سودآور خود قرارداد. سودپرستی ، طرفداران فراوانی یافت و الگوی مصرف وابسته و بازتاب یافته غرب گسترش پیدا کرد. دهه 50 اوج شکاف طبقاتی و استضعاف اکثریت مردم ایران بود. بخش مهمی از ثروت کشور در دست طبقه ای بود که در مجموع کمتر از یکهزار نفر را در برمی گرفت . این گروه که اصطلاحا «طبقه بالا» خواننده می شدند از 6گروه زیر ترکیب می شد:
الف ) خانواده پهلوی با 63شاهزاده و وابستگان نزدیک.
ب ) خانواده های اشرافی که مدتها پیش از اصلاحات ارضی دهه 1340 به سرمایه گذاری در شهرها روی آورده بودند مانند خانواده های امینی ، علم ، بیات ، قراگوزلو ، دولو ، مقدم و جهانبانی.
ج ) اشراف سرمایه داری مانند فرمانفرماییان ، امیر تیمورتاش ، مهدی بوشهری و نوری اسفندیاری که با ایجاد مجتمع های کشت و صنعت ، بانک ، شرکتهای تجاری و کارخانه های صنعتی از شر اصلاحات ارضی رها شدند.
د ) حدود 200سیاستمدار قدیمی ، کارمند عالی رتبه و افسر بلندپایه ارتش که بواسطه عضویت در هیات مدیره ها و شرکت در قراردادهای سودآور دولتی ثروتمند شده بودند.
ه ) سرمایه دارهای قدیمی که نخستین سودهای میلیونی خود را در رونق تجاری زمان جنگ جهانی دوم و ثروتهای میلیونی بعدی را در دوران ترقی قیمت نفت در دهه 40 و 50 به دست آورده بودند.
از افراد برجسته این گروه می توان مهدی نمازی ، حبیب ثابت ، قاسم لاجوردی ، حبیب ایلقانیان ، رسول وهاب زاده ، حسن هراتی ، اسدالله رشیدیان ، محمد خسروشاهی ، جعفر اخوان و ابوالفضل لک را نام برد.
و ) اندک سرمایه گذاران جدید از جمله احمد خیامی ، محمود رضایی ، هژبر یزدانی و مراد آریا که در اواخر دهه 40 بیشتر به واسطه روابط شخصی با خاندان سلطنتی ، سرمایه داران قدیمی و شرکت های چندملیتی ، امپراتوری های تجاری عظیمی بر پا کرده بودند.
این خانواده های ثروتمند نه تنها مالکیت بیشتر زمین های وسیع تجاری بلکه حدود 85درصد شرکتهای خصوصی مربوط به بانکداری ، کارخانه های تولیدی ، تجارت خارجی ، بیمه و ساختمان سازی شهری را نیز دراختیار داشتند.
برخی از این مقامهای عالی رتبه با لژ فراماسونری مرتبط بودند و با دربار در تهران پیوند داشتند و شمار اندکی نیز از جمله یزدانی ، ایلقانیان و آریا از خانواده های بهایی و یهودی بودند.
درآمدها و مالیات ها
یکی از وجوه شکاف طبقاتی در جامعه دوران پهلوی تغییر ماهیت مالیات ها و ایجاد ساختاری غلط و زیانبخش در اقتصاد ایران بود که متاسفانه آثار آن هنوز ادامه دارد. مالیات ها از نظر میزان و گوناگونی آنها، مهمترین اهرم های مالی دولت به شمار می آیند. همان گونه که وصول مالیات بیش از ظرفیت مالیاتی مانع رشد اقتصادی می شود، کمبود وصول آن در صورت تداوم هزینه های دولت بناچار از دیگر منابع تامین می شود و این به گسیختگی بخشهای اقتصادی از هم منجر می شود. در آمدهای مالیاتی که در سال 1289 ه . ش هنوز عمده ترین (حدود 58درصد) درآمدهای دولت را تشکیل می دادند با تغییر ساختار اقتصادی و رشد سرمایه داری در ایران ، بتدریج از اهمیت آنها در بودجه کاسته شده است . در سال 1350(پیش از افزایش پر شتاب بهای نفت) سهم درآمدهای مالیاتی 9/24 درصد بوده و در سال 1353(پس از جهش بهای نفت) به 29/10 درصد رسیده که پایین ترین سهم را در درآمدهای دولت در سالهای پیش از انقلاب داشته است . نفوذ سرمایه داران دربار بویژه در دستگاه های اقتصادی موجب شد تا تامین درآمدهای دولت عمدتا از طریق نفت برآورد و سهم اندکی برای مالیات در نظر گرفته شود. علاوه بر این ، سرمایه داران بودجه را به نحوی هدایت کردند که عمده مالیات بر دوش طبقات کم درآمد و متوسط ایران که اکثریت کشور را تشکیل می دادند باشد. این برنامه باعث شد تا نظام مالیاتی غیرعادلانه ، بی بنیه و در عین حال متکی به درآمدهای اندک اکثریت مردم در ایران شکل گیرد.

علی سلیمانی
به اشتراک گذاری
کد خبر : 668335422994270266
برچسب‌ها :
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: