• 0

<center> توزيع نابرابر يارانه ها و تضعيف سلامتي جامعه <div align="right">

دوشنبه 2 دی 1381 ساعت 16:06
یکی از مهمترین وظایف دولتها، تلاش برای رفع فقر و محرومیت و ایجاد عدالت اجتماعی در سطح جامعه می باشد.
برای تحقق این امر دولت ناگزیر است توزیع مقداری درآمد را تعدیل کند. به طوری که سطح درآمد 40درصد پایین ترین گروه اجتماعی افزایش یابد. دولت ها می توانند به طرق مختلف در جهت توزیع مناسب تر درآمدها گام بردارند.یکی از شناخته شده ترین روش ها، افزایش توزیع مقداری درآمدها به نفع گروه های کم درآمد جامعه ، از طریق پرداخت های انتقالی مستقیم و تامین کالاها و خدمات اساسی است . معمولا اجرای این روش منوط به استقرار یک نظام مالیاتی کارآمد می باشد، در واقع دولت زمانی می تواند بر توزیع درآمد اثر مثبت بگذارد که اولا دارای یک نظام مالیاتی کارا باشد و بتواند مالیات ها را به صورت عادلانه از عاملین اقتصادی کشور دریافت نماید. دوما دولت باید بتواند از طریق افزایش توزیع مقداری درآمدها بصورت هدفمند در جهت حمایت از اقشار کم درآمد جامعه گام بردارد و از این طریق حداقل بخشی از اختلاف درآمد بین اقشار کم درآمد و پردرآمد جامعه را کاهش دهد. در مورد نظام مالیاتی ایران و میزان کارایی آن حرف و حدیث های زیادی وجود دارد. اما مدتی است که دولت موضوع هدفمند کردن یارانه ها را در دستور کار قرار داده است . به نظر می رسد که موضوع هدفمند کردن یارانه ها معلول این واقعیت است که دولت پی برده که نتوانسته است از طریق سیاست های توزیع مجدد درآمد، توزیع درآمدها را برابرتر و سطح زندگی اقشار آسیب پذیر جامعه را بهبود بخشد. به عنوان مثال ، اکنون دولت بیشترین یارانه را برای سوخت و کالاهای اساسی پرداخت می نماید. اما واقعیت این است که در مورد یارانه سوخت ، اقشار پردرآمد جامعه بیشترین استفاده را می برند. این بدان علت است که معمولا اقشار کم درآمد جامعه یا وسیله نقلیه ندارند یا اگر هم دارند به طور کاملا محدود از آن استفاده می نمایند. در عوض اقشار پردرآمد جامعه بیشترین تعداد وسایل نقلیه را در اختیار داشته و به طور گسترده در جهت فعالیت های اقتصادی (معمولا زیرزمینی )، تفریحی و غیره ، سهم زیادی از یارانه سوخت را به خود اختصاص می دهند. در نتیجه دولت به جای کمک به اقشار آسیب پذیر، عملا اقشار پردرآمد جامعه را مورد حمایت قرار می دهد و این نقص هدف دولت در راستای تحقق عدالت اجتماعی و توزیع برابر درآمدها است . در واقع حتی با فرض این که نظام مالیاتی کشور از کارآمدی و عدالت لازم برخوردار باشد، اما تعدیل توزیع مقداری درآمدها هدفمند صورت نگیرد همانند این است که دولت با صرف یکسری هزینه ها، پولی را از جیب راست اقشار پردرآمد جامعه بردارد و آن را به جیب چپ آنها واریز نماید. بنابراین هدفمند کردن یارانه ها یک ضرورت اجتناب ناپذیر بوده و کاملا همسو با تحقق عدالت اجتماعی در سطح جامعه می باشد. صرف نظر از موارد عمومی و مورد توافق اکثریت کارشناسان اقتصادی و اجتماعی در زمینه پیامدهای مثبت توزیع عادلانه درآمدها در جامعه ، سعی می شود به یکی از پیامدهای مثبت هدفمند شدن یارانه ها و در واقع عادلانه تر شدن توزیع درآمدها که حداقل در کشور ما کمتر مورد توجه قرار گرفته اشاره شود. اکنون حامیان توزیع عادلانه درآمدها بحث جدیدی را مطرح کرده اند و آن این است که اختلاف سطح درآمد، تضعیف سلامتی جامعه را در پی دارد. کارشناسان از طریق مقایسه های بین المللی ، نمونه هایی را در جهان انتخاب نموده و اشاره می کنند که مردم کشورهایی که توزیع درآمد عادلانه تری دارند نسبت به کشورهایی که بین فقرا و ثروتمندانش اختلاف های درآمد زیادتر است از متوسط عمر بیشتری برخوردار هستند. هر چند نگاهی گذرا به سالهای طول عمر در برخی کشورها، الگوی روشنی را در این زمینه ، ارائه نکرده است . به عنوان مثال دو کشور اروپایی سوئد و بلژیک هم از نظریه برابرتر شدن درآمدها به شدت حمایت می کنند و هم جوامع آنها از نظر متوسط طول عمر در سطح بالایی قرار دارند. اما کشور ژاپن که نسبت به سوئد و بلژیک کمتر مدافع نظریه برابر شدن درآمدها است ، در درون جامعه خود از متوسط طول عمر بالاتری نسبت به این دو کشور برخوردار است . از سوی دیگر در یک مقایسه دیگر مشاهده شده که کشورهای امریکا، انگلیس و کانادا، دارای اختلاف بیشتر سطح درآمد نسبت به سه کشور سوئد، بلژیک و ژاپن هستند و به همان اندازه نیز در درون جوامع خود از متوسط طول عمر کمتری برخوردارند. هر چند کشورهای انگلیس و کانادا دارای بیمه تندرستی ملی هستند و کشور امریکا این ویژگی را ندارد. اما جالب این است که هر سه کشور از نظر متوسط طول عمر مردم خود در سطح یکسانی قرار دارند. در واقع این موضوع تفاوت سطح زندگی را در کشورها نشان می دهد. اصولا یکی از معیارهای تعیین سطح زندگی در یک کشور، درآمد سرانه داخلی می باشد. مطالعات گذشته نشان می دهند که درآمد سرانه داخلی نیز بر متوسط طول عمر تاثیر می گذارند. این بدان علت است که معمولا کشورهای دارای درآمد سرانه پایین در مقایسه با کشورها دارای درآمد سرانه بالاتر در مورد مراقبت های پزشکی و تندرستی هزینه کمتری را صرف می کنند. از سوی دیگر صرف نظر از این مقایسه بین المللی ، برای پاسخ به این سوال که بین توزیع برابر درآمدها و متوسط عمر رابطه ای وجود دارد و یا خیر؛در سال 1995یک پژوهش مبتنی بر روش های آماری و تکنیک های اقتصاد سنجی صورت گرفته است . این تحقیق رابطه میان متوسط عمر و توزیع درآمد و همچنین رابطه میان متوسط عمر و درآمد سرانه داخلی را برای 24کشور پیشرفته بررسی نموده و به این نتیجه رسیده است که بین متوسط عمر و توزیع عادلانه تر درآمدها یک ارتباط مثبت و مهم از نظر آماری وجود دارد. به طوری که اختلاف متوسط عمر بین کشورهای دارای توزیع برابرتر درآمد و کشورهای دارای توزیع کمتر برابر بین 1تا 7سال بوده است . از سوی دیگر بین متوسط عمر و درآمد سرانه نیز یک ارتباط مثبت و مهم از نظر آماری وجود دارد. به طوری که اختلاف متوسط عمر بین کشورهایی که بیشترین درآمد سرانه را دارا هستند و کشورهایی که کمترین درآمد سرانه را داشته اند بین 3تا 6سال بوده است.
به اشتراک گذاری
کد خبر : 668294863434272781
برچسب‌ها :
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: