• 0

يک ماجراي خواندني از فروشندگان عتيقه در شمال کشور

سه شنبه 17 مهر 1380 ساعت 19:44
تنه درخت را مومیایی کردند80 ومیلیون تومان فروختندبه گزارش خبرنگار ما، در پی شکایت های مختلف از سوی مردم مبنی بر این که چند نفر با مراجعه و جلب اطمینان آنان ، با اتومبیل های گرانقیمت و به بهانه این که سکه های عتیقه گرانقدری دارند که حاضرند آن را به زیر قیمت بازار به فروش برسانند، آنها را با مبالغ هنگفتی پول به شمال کشور کشانده و سپس اموال آنها را به زور تصاحب کرده اند.در پی این شکایت ها، مراتب به دایره یک آگاهی تهران ارجاع شد و گروه ویژه ای از افسران این شعبه با حضور در شمال کشور و تحقیقات غیر محسوس ، یکی از اعضای اصلی این باند را که گفته می شود هشت نفر هستند، دستگیر کردند و به تهران انتقال دادند. در تحقیقات ابتدایی از متهم ، وی به پاره ای از جرایم خود در خصوص فروش عتیقه جات و سکه های طلا اعتراف کرد.گزارش خبرنگار ما حاکی است ، در پی چاپ عکس متهم در شماره روز گذشته جام جم ، فردی با مراجعه به دایره یک آگاهی طی شکایتی گفت : اعضای این باند از سارقان بسیار حرفه ای و خطرناک هستند که با ظاهرسازی و جلب اطمینان ، طرف خود را در چنان وضعی قرار می دهند که حاضر می شود تمام اموال خود را بدون آنکه میل و اراده ای داشته باشد، در اختیار آنان قرار دهد.وی در ادامه گفت : در تهران با عطاء الله آشنا شدم و پس از چند روز او به من گفت در کار عتیقه جات است و چند روز پیش یکی از چوپانان او در اطراف اسالم خلخال به قطعه سنگی برخورده که بر روی آن خطوط میخی نقش بسته است . لذا پس از اطلاع ، وی خود را به محل رسانده و با کندن زمین به یک گنج بزرگ رسیده است و اکنون می خواهد تمامی آنها را که از طلای ناب است، به فروش برساند.شاکی در ادامه گفت : عطاءالله آنقدر در وصف این گنج حرف زد که من وسوسه شدم ، لذا با او راهی شمال شدم و چند روزی با او بودم تا اینکه یک روز او به من گفت یک جسد مومیایی متعلق به شاهزادگان هخامنشی را از این حفاری به دست آورده است که در صورت فروش آن ، می توان میلیاردها تومان پول به دست آورد، اما من حاضرم آن را به قیمت 80 میلیون تومان در اختیار تو قرار دهم.شاکی در ادامه گفت : او آنقدر راجع به جسد مومیایی برای من حرف زد که من فریب خوردم و اعلام آمادگی کردم که با پرداخت این پول ، جسد را در اختیار بگیرم . دو روز بعد، او مرا به روستایی به نام "الماس " در اطراف خلخال برد و تابوتی را به من نشان داد که پشت یک وانت نیسان قرار داشت و بوی بسیار بدی از آن به مشام می رسید. عطاءا لله در حالی که خطهای روی تابوت را به من نشان می داد، گفت : اگر بخواهید الان جسد را خارج کنیم ، ممکن است روستاییان به ما مشکوک شوند و حمله کنند؛ پس بهتر است امشب را در منزل من استراحت کنید و صبح جسد را تحویل بگیرید.شاکی در ادامه افزود: عطاءالله چنان برایم نقش بازی می کرد که هیچ گاه تصور نمی کردم در دام او قرار بگیرم . وقتی پولها را به او تحویل دادم ، او با مشاهده چند چک مسافرتی به من اعتراض کرد و گفت : روستاییان که صاحب اصلی این جسد تاریخی هستند، چک مسافرتی نمی شناسند، پس بهتر است پول را جایگزین آن کنی که در آن روز با هر مشقتی بود،80 میلیون تومان اسکناس هزار تومانی تهیه کردم و آنها را به عطاء الله دادم تا این جسد چند میلیارد تومانی را از آن خود کنم!شاکی در حالی که عرق پیشانی خود را پاک می کند، در ادامه می گوید: آن شب تا نزدیک صبح بیدار بودم و به جسد مومیایی فکر می کردم ، وقتی هوا روشن شد، عطاءالله دوان دوان در حالی که به سر و روی خود می زد، فریادزنان وارد خانه شد و گفت : بدبخت شدیم ، دزدها نیسان را با جسد مومیایی سرقت کرده اند. در آن لحظات دنیا در مقابل دیدگانم تیره و تار شد و چون از مراجعه به نیروی انتظامی می ترسیدم ، بناچار به تهران بازگشتم و پس از مشاهده عکس عطاءالله فهمیدم که او و همدستانش شیاد هستند و از من کلاهبرداری کرده اند.با این اظهارات از سوی شاکی ، افسر پرونده از متهم عطاء الله توضیح خواست . وی گفت : ما ابتدا درختی در جنگل پیدا کردیم و پس از ساخت یک تابوت چوبی و ایجاد نقش و نگار روی آن ، به وسیله گچ از پاهای خودمان قالب گرفتیم و به درخت وصل کرده و سپس قیراندود کردیم و آن را جسد مومیایی متعلق به یک شاهزاده هخامنشی قلمداد کردیم و ...گزارش حاکی است ، تحقیق در این خصوص همچنان ادامه دارد.
به اشتراک گذاری
کد خبر : 667914796231857498
برچسب‌ها :
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: