• 1 2
  • 0

رمزگشایی از تحولات حاکم بر لبنان

پشت پرده اعتراض های لبنان کیست؟

دوشنبه 29 مهر 1398 ساعت 08:42
برآیند تحولات حاکم بر عراق و لبنان گواه آن است که فارغ از نقصان های احتمالی دولت در تحقق خواست معترضین، دست هایی در کار است تا زمینه سقوط دولت های حاکم بر بغداد و بیروت را فراهم آورد. دست هایی که بلندگوی آن را شبکه های چون الحدث و العربیه سعودی برعهده دارند.

منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا از زمان آغاز جنگ سرد و حتی پس از فروپاشی بلوک شرق و نفوذ بیش از پیش آمریکا در این منطقه تا به امروز روی آرامش به خود ندیده است. از شکل‌گیری رژیم جعلی اسرائیل در سال ۱۹۴۸ تا گردن کشی‌های صدام حسین در خلال دهه‌های هشتاد و نود میلادی و ظهور و بروز تکفیری‌ها در هزاره سوم میلادی، این بی ثباتی بوده که دامن منطقه را فراگرفته و زمینه ایجاد فقر و آوارگی میلیون‌ها تن را فراهم آورده است.

اکنون و با گذشت قریب به ۷۵ سال از پایان جنگ دوم بین الملل، همچنان بحران در غرب آسیا و شمال آفریقا تداوم یافته و عملا خاورمیانه را به بشکه‌ای از باروت تبدیل نموده است. ظهور انقلاب اسلامی در ایران و مبارزه بی امان آن با نفوذ استکبار جهانی و سرسپردگی شماری از قدرت‌های منطقه‌ای از قبیل عربستان سعودی و مصر بر میزان جدال‌ها در منطقه به نحو چشمگیری افزوده است.

اکنون و با بسط قدرت روزافزون محور استقلال طلب و بیگانه ستیز مقاومت در منطقه، شاهد بروز چالش‌هایی داخلی در کشورهای نزدیک به محور مقاومت هستیم. سرآغاز این رخداد به آغاز جنگ داخلی در سوریه باز می‌گردد. شکست جناح مرتجع در سوریه، موجب شده تا جریان ارتجاعی، دامنه اقدامات خویش را به سایر مناطق غرب آسیا گسیل دهند. حمله ائتلاف نظامی به رهبری سعودی به یمن در همین راستا ارزیابی می‌شود.

براورد تحولات ماه‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که علی رغم سرکوب تکفیری‌ها در منطقه؛ برخی قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در پی گسیل بحران در میان گروه‌ها و کشورهای متحد ایران هستند. آغاز پروسه اعتراض‌های نسبتا خشونت‌آمیز در عراق و اکنون اغتشاش‌های نسبتا وسیع در لبنان در همین راستا ارزیابی می‌شود. نوشتار حاضر بر آن است به چرایی اعتراض‌های اخیر لبنان پرداخته و از پس پرده جریان هدایت کننده آن پرده برداری نماید.

در لبنان چه خبر است؟

از دولت لبنان به عنوان یکی از بدهکارترین دولت‌های جهان نام برده می‌شود. دولت لبنان هم اکنون حدود ۸۰ میلیارد دلار به نهادهای مالی جهانی بدهکار است.

معضلات اقتصادی حاکم بر این کشور؛ دولت مستقر را به سوی وضع و کسر مالیات‌های بیشتر از شهروندان لبنانی سوق داده است. بر مبنای طرح پیشنهادی دولت بنا بود تا بر بنزین، تنباکو و شماری از نرم‌افزارهای ارتباطی مالیات های سنگینی بسته شود. در سوی دیگر ماجرا دولت در پی اخذ وام سنگینی به میزان ۱۱ میلیارد دلار از نهادهای مالی جهانی برآمده است.

تصمیم یاد شده و نارضایتی فزاینده جامعه از خدمات دولتی و تداوم بیکاری در کشور موجب شده تا شماری از اقشار جامعه در روزهای اخیر به خیابان‌ها آمده و نسبت به وضع مالیات جدید شدیدا اعتراض نمایند. با گذشت زمان بر میزان جمعیت و خواست معترضین به میزان چشمگیری افزوده شد تا آنجا که معترضین در پی تصرف کاخ نخست وزیری و ریاست جمهوری برامدند. در میان شعار اسقاط دولت از سوی شمار اندکی از معترضین سر داده شده است. این در حالی است که دولت از موضع پیشینش در زمینه وضع مالیات عقب نشینی نموده است.

همراهی برخی اعضای کلیدی دولت و شخص نخست وزیر (که عملا مسئولیت نابسامانی حاکم مستقیما بر عهده اوست) با معترضین و تلاش برای سقوط دولت و احتمالا برگزاری انتخابات زودهنگام موجب شده تا بر دامنه خشونت ها در لبنان افزوده شود. این در حالی است که میشل عون رئیس جمهور و شماری از جریان های لبنانی بر لزوم استقرار دولت کنونی پافشاری می نمایند و طرح‌های متعددی را برای کارآمدی دولت و کاهش شکاف‌ها ارائه نموده‌اند.

گروه‌های لبنانی چه می‌گویند؟

برای بررسی مواضع جریان‌های لبنانی دراعتراض‌های اخیر باید به گذشته نه چندان رجوع کرد. ترور رفیق حریری موجب ایجاد دو جریان وسیع در لبنان شد. جریان‌های نزدیک به غرب ذیل عنوان ۱۴ مارس، نظام سوریه را عامل این ترور نامیده و در پی کاهش روابط با سوریه برآمدند. رهبری این گروه را سعد حریری پسر رفیق حریری و جناح سیاسی نزدیک به او به نام المستقبل بر عهده داشت. در سوی دیگر ماجرا طیفی تحت نام ۸ مارس قرار داشت که به محور مقاومت نزدیک بوده و با رد اتهام نقش سوریه در ترور رفیق حریری در پی نزدیکی به ایران و حکومت سوریه بودند.

از زمان ترور حریری در سال ۲۰۰۵ تا به امروز، جریان‌های ۱۴ و یا ۸ مارس هر یک در بازه‌ای سکان امور را در دولتی ائتلافی در دست داشته اند. چالش انتخاب دولت در لبنان به دلیل وجود جریان های متعدد مذهبی و سیاسی همواره موجب بی ثباتی سیاسی در این کشور چندپاره شده است. عدم انتخاب رئیس جمهور در سال ۲۰۱۴ و تعویق انتخابات پارلمانی به مدت سه سال نمونه ای از وجود تنش های سیاسی در این کشور کوچک است. سرانجام و پس از کش و قوس های فراوان، انتخاباتی در سال ۲۰۱۸ برگزار شد. انتخاباتی که موجب حیرت جناح نزدیک به سعودی و غرب گردید.

کسب اکثریت مجلس توسط متحدین حزب الله در این انتخابات بر خلاف تصور جریان های نزدیک به سعودی موجب شد تا توازن قوا در این کشور متحول شود.

حزب الله، جنبش امل، جریان آزاد ملی به رهبری جبران باسیل، جناح مسیحی سلیمان فرنجیه و جبش عزم نجیب میقاتی موفق به کسب اکثریت کُرسی های پارلمان ۱۲۸ عضوی لبنان شدند. پیروزی یاد شده موجب شد تا جریان هشت مارس علاوه بر تصدی مناصب رئیس جمهوری و پارلمان، اکثریت کابینه دولت را نیز از آن خود نمایند.

با این حال و با توجه به ضرورت وجود ائتلاف و همبستگی در لبنان، جریان یاد شده مبادرت به انتخاب سعد حریری به عنوان نخست وزیر نمود. اکنون و با تشدید اعتراض ها در لبنان، جریان های مخالف حزب الله فضا را مهیا دیده تا با حمایت ظاهری از معترضین زمینه سقوط کابینه و برگزاری انتخابات زودهنگام را فراهم آورند.

سعد حریری در جایگاه نخست وزیری به جای پاسخگویی به معترضین در اولین گام مهلتی ۷۲ ساعته به کابینه داده تا مواضع خویش را اصلاح نمایند. سمیر جعجع رهبر حزب «نیروهای لبنانی» و از نزدیکان حریری در اقدام قابل توجهی دیگر خواستار کناره‌گیری چهار عضو کابینه شده که متعلق به نیروهای لبنانی است. از همین رو صبح امروز غسان حاصبانی معاون نخست وزیر، کمیل بوسلیمان وزیر کار، ریشار قیومجیان وزیر امور اجتماعی، می شدیاق وزیر مشاور در امور توسعه اداری از کابینه استعفا نمودند.

ولید جنبلاط رهبر حزب سوسیالیت ترقی خواه نیز علی رغم اینکه اعلام نموده درخواستی برای استعفای وزیران حزبش از کابینه نداشته است؛ خواستار کناره گیری سعد حریری از قدرت شده، امری که عملا مطابق با میل حریری برای اسقاط دولت تلقی می شود.

در این میان سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در سخنانی بر مخالفت با استعفای دولت تاکید کرده است. بسیاری از محافل سیاسی لبنان استعفای سعد حریری نخست وزیر لبنان را در این شرایط، موجب بدتر شدن اوضاع می‌دانند.

دبیر کل حزب الله گفت: همه باید مسئولیت پذیر باشند و از تسویه حساب های شخصی خودداری کنند زیرا این اقدام لبنان را از نظر امنیتی و سیاسی به سمت نامعلومی سوق می دهد. دبیر کل حزب الله همچنین تاکید گرد: «وضعیت اقتصادی در لبنان زاده یک ساعت و یک ماه و یک سال نیست و نتیجه عوامل متعددی است که طی ده ها سال گذشته انباشت شده است و تمامی کسانی که در سی سال گذشته مسئولیتی داشته اند در وضعیت موجود مسئول هستند و باید مسئولیت خود را بپذیرند و باید در حل و فصل وضعیت موجود مشارکت کنند و به مسئولیت خود عمل کنند زیرا کناره گیری از مسئولیت آسان ترین کار است و هیچ کس حق ندارد از زیربار مسئولیت شانه خالی کند.» سیدحسن نصرالله در ادامه سخنرانی خود خطاب به مسئولان لبنانی گفت: «مهمترین نتیجه ای که از اعتراضات مردمی طی دو روز گذشته می گیریم این است که مردم زیر بار مالیات ها و هزینه های جدید نمی روند و اغلب مردم لبنان از طبقات فقیر هستند و توانایی پرداخت این هزینه ها را ندارند.»

جنبش امل و جریان مسیحی آزاد ملی و سایر گروه های نزدیک به هشت مارس نیز در موضع مشابهی خواستار حل معضلات لبنان و عدم استعفای دولت مستقر شده اند.

پشت پرده حوادث لبنان کیست؟

برآورد تحولات حاکم بر لبنان در خلال سال های اخیر و نقش و نفوذ حزب الله در مقابله با تکفیری‌ها در این کشور و استقرار امنیت در مرزهای لبنان با سوریه، توامان با تثبیت قدرت بشار اسد بر اقصی نقاط سوریه را می توان در تداوم قدرت روزافزون محور مقاومت در شام و غرب آسیا ارزیابی نمود. طرح این مسئله از آن روست که در عراق نیز در خلال هفته های اخیر شاهد اعتراض های مشابهی بوده ایم. اغتشاش هایی که در آن رسانه های نزدیک به غرب و سعودی تلاش نمودند تا ایران را در جایگاه متهم اصلی حوادث عراق جلوه دهند.

برآیند تحولات حاکم بر عراق و لبنان گواه آن است که فارغ از نقصان های احتمالی دولت در تحقق خواست معترضین، دست هایی در کار است تا زمینه سقوط دولت های حاکم بر بغداد و بیروت را فراهم آورد. دست هایی که بلندگوی آن را شبکه های چون الحدث و العربیه سعودی برعهده دارند. حضور و قدرت روزافزون نیروهای نزدیک به ایران در لبنان و عراق و شکست سخت تکفیری ها در سوریه و اتصال محور تهران تا شرق مدیترانه، ریاض را به تکاپو انداخته تا با صرف هزینه های کلان مالی و رسانه ای، زمینه اسقاط حکومت های مستقر در لبنان و عراق را فراهم آورد.

اهمیت مسئله یاد شده از آن روست که اکنون و با گذشت چهار سال از آغاز جنگ نظامی ائتلاف سعودی بر علیه یمنی‌ها، نه تنها موفقیتی از آن عربستان نشده، بلکه ایجاد انشقاق در جنوب یمن میان نیروهای نزدیک به امارات با نیروهای نزدیک به سعودی از یک سو و افزایش قدرت پهپادی و موشکی انصارالله (که نمود آن را در حمله به آرامکو و انفجار خطوط لوله نفتی در شرق عربستان مشاهد نمودیم) از سوی دیگر، عملا سعودی‌ها را در گوشه رینگ قرار داده و رهبران آن را بر اتمام جنگ طولانی یمن به تکاپو انداخته است.

سعودی ها بر آنند ضمن دستیابی به راه حلی مسالمت آمیز و ظاهرا عزت وار جهت خروج از یمن، عرصه جدیدی را برای ایجاد چالش برای رقیب منطقه‌ای ‌شان (ایران) فراهم نمایند. از همین روست که مقامات سعودی و رسانه های نزدیک به آنان در راس حامیان معترضین لبنانی و عراقی قرار گرفته اند. تلاش ناکامی که احتمالا در پی تلافی شکست آنان در جنگ چهارساله یمن ارزیابی می شود.

به اشتراک گذاری
کد خبر : 3937754981239119520
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: