• 0 0
  • 0

بررسی وضعیت بحرانیِ مدیریت بحران در کشور

یکشنبه 18 فروردین 1398 ساعت 13:01
مدیریت بحران، مفهومی است برای مقابله با حوادث احتمالی که می‎توانند زندگی عادی را فلج کنند.

به گزارش جام جم آنلاین؛ مدیریت بحران؛ واژه و ترکیبی آشنا برای مردم و البته مفهومی غریب برای مسئولان مربوطه است. برای تعریف مفهوم بحران، مدیریتش و بررسی عملکرد مسئولان مربوطه در کشور لازم است کمی به تعاریف آکادمیک بپردازیم.

در خصوص خود بحران، باید بگوییم حوادث طبیعی و انسانی اعم از زلزله، سیل، خشک‌سالی، آتش‌سوزی و حتی جنگ یا حادثه تروریستی از جمله موارد بحران‌زا هستند که زندگی مردم را از حالت عادی خود خارج کرده و اگر به موقع و درست کنترل نشوند می‌توانند فجایع بزرگی بی‌آفرینند. مدیریت بحران نیز در ادامه همین مصادیق است که تعریف پیدا می‎کند، مدیریت بحران در اصل همان کنترل امور در هنگام بروز حوادث است و عملکرد صحیح مسئولان مربوطه‌اش را می‌توان با توجه به میزان آمادگی آن‌ها در مواجهه با این بحران‎ها مورد ارزیابی قرار داد.

به عبارت دقیق‌تر و با ادبیاتی علمی‎تر مدیریت بحران یعنی فرآیند پیش بینی و پیشگیری از وقوع بحران؛ برخورد و مداخله در بحران و سالم سازی بعد از وقوع بحران است که به وسیله مشاهده سیستماتیک بحران‌ها و تجزیه و تحلیل‌شان در جستجوی یافتن ابزارهایی برای پیشگیری یا کنترل آن‎ها میسر می‎شود.

در خصوص فرد مدیر در موضوع مورد بحث ما برای مدیران داخلی کشور این نکته قابل ذکر است که آنچه یک مدیر بحران را از یک مدیر تزئینی متمایز می‎کند آمادگی کامل او برای رویارویی با هرگونه حادثه احتمالی است؛ مدیر بحران برعکس آنچه به طور متدوال به عنوان وظایف یک مدیر دولتی شناخته می‎شود، مسئول برگزاری سمینار، همایش و زیباسازی فضای داخلی ستاد دائمی مدیریت بحران نیست.

اما مدیر بحران و مدیریت شرایط بحرانی به معنای دقیق، علمی و مورد نیاز همان چیزی است که متاسفانه سال‎های طولانی است کشور ما از وجود آن در جای درستش بی‌بهره مانده است؛ مدیر ستاد مقابله با بحران از جمله مسئولیت‎هایی است که بیش از هر جایگاه دیگری به تخصص و آمادگی بالا احتیاج دارد، اما متاسفانه در کشور ما تبدیل شده به محیط کارورزی برای نومدیرهای دولتی که کار زیادی بلد نیستند و با حضور چند ساله و بی‌ثمر در این بخش سعی می‎کنند رزومه کاری خود را چاق‌تر ‎کنند.

فاجعه بم و فقدان مدیریت بحران!

مدیریت بحران بر خلاف آنکه در تمام دنیا از اهمیت بسیار ویژه‎ای برخوردار است و به اندازه مسائل مربوط به حوزه امنیت ملی مورد توجه قرار می‎گیرد، متاسفانه در کشور ما جدی گرفته نمی‎شود، نه در انتخاب مدیر مربوطه شایسته سالاری می‎شود و نه مسئله پژوهش که مهم‎ترین رکن این مدیریت است مورد توجه قرار می‎گیرد و دود این بی‌توجهی هم همیشه توی چشم مردمی رفته که نه خودشان و نه مسئولان‌شان آمادگی مقابله با حوادث ناگهانی را ندارند.

16 سال پیش که زلزله بم رخ داد، وقتی حدود 30 هزار نفر هم‌وطن یک‌جا کشته شدند و شهر زیر تلی از خاک فرور رفت؛ مشکلات امدادرسانی و معضلات بعد از آن به حدی آسیب‎زا بود که جای خالی مدیریت بحران بیش از هر زمان دیگری در کشور احساس می‌شد.

ما در مورد زلزله بم به معنی واقعی کلمه آمادگی مقابله با بحران را نداشتیم و آنچه بیش از همه موجب بروز مشکلات متعدد می‎شد عدم آموزش‌های عمومی به مردم چه در میدان بحران و چه خارج از آن بود. عدم شناخت کافی مردم بحران دیده از مسائل ابتدایی امداد و نجات از یک سو و تک روی مردم سراسر کشور برای کمک‎رسانی بدون توجه به هشدارها و اطلاعیه‎های عمومی مراکز رسمی امدادرسانی از سوی دیگر بحران‌های جدیدی ایجاد کرده و انرژی نیروهای امدادی را معطوف به دوباره کاری می‎کرد.

زلزله ورزقان و تکرار اشتباهات قبلی

حدود 10 سال پس از آن، زلزله بزرگ آذربایجان اتفاق افتاد، زلزله‌ای که با توجه به رنج‌های مردم درگیر با آن، حقیقتا یک مصیبت بزرگ در موضوع عدم مدیریت بحران بود!

کارشناسان حوزه مدیریت بحران در خصوص اشکالات مربوط به امدادرسانی در زلزله ورزقان، معتقدند:

  1. هماهنگی لازم بین سازمانهای دولتی در روزهای اول زلزله در سطح پایینی بود و وظایف مختلف شفاف نشده بود.
  2. نبود آمار صحیح از ساکنین دائمی و غیر دائمی روستاها مشکلات زیادی در ساخت خانه‌های روستایی ایجاد کرد.
  3. از جمله ویژگی های بارز زلزله ورزقان نحوه کمک رسانی توسط مردم نوع دوست بود، به گونه‌ای که کمک‌های خود را بدون واسطه دولتی و با حضور در مناطق زلزلهزده ارائه نمودند که قاعدتاً دارای مزایا و معایبی بود.
  4. عدم وجود متولی مشخص جهت نصب توالتهای بهداشتی تا یک هفته بعد از زلزله مشکل بارزی در مناطق زلزله زده بود.
  5. مشکلات مربوط به توزیع چادر، جمع آوری پسماندها، توزیع بیش از حد آب معدنی و نگهداری نامناسب آنها و انباشت آوارهای برداشت شده در مسیل زهکش های طبیعی از دیگر مشکلات قابل مشاهده بود.

این لیست را به خاطر داشته باشید، در ادامه این گزارش به مطالب مطرح شده در این بخش دوباره خواهیم پرداخت.

بحران مدیریتی به کرمانشاه رسید

پس از زلزله سال 91 ورزقان، وقتی در سال 96 کرمانشاه دچار زمین لرزه شد، گمان کردیم حالا که «ستاد مدیریت بحران» تابلوی بزرگ و آشنایی در همه شهرهای کشور شده، حتما موضوع ساده‎تر از قبل کنترل خواهد شد؛ اما پس از گذشت 15 سال از فاجعه بزرگ بم؛ در نهایت تعجب دیدم که زلزله‌ای با حجم تخریب و تلفاتی بسیار کمتر از بم با چنان بحرانی مواجه شد که هنوز بعد از گذشت بیش از یک سال از وقوع آن، نتوانسته‎ایم عوارض ناشی از زلزله را کنترل کنیم.

اوضاع در زلزله کرمانشاه به حدی آشفته بود که حقیقتا بیش از بحران ناشی از وقوع زلزله شاهد بحران در مدیریت بودیم. اضافه شدن شبکه‌های اجتماعی و تولد کارشناس‌های یک شبه معضل جدیدی بود که به سایر مشکلات و ضعف‌های مدیریت بحران در کشور اضافه شده بود.

انتشار اخبار ضد و نقیض از سوی منابع غیر موثق، شبیخون زدن راهزن‎ها به محموله‌های امدادی، دریافت کمک‌های امدادی توسط افراد سودجو و دست خالی ماندن افراد نیازمند و البته احساس مسئولیت‌های عجیب و غریب سلبریتی‌هایی که هر کدام با دادن شماره حساب شخصی، مراجع رسمی را کنار زده و مستقلا راه افتاده بودند سمت محل حادثه تا با نسخه‌های من‌درآوردی‌ و سفارشات شتاب‌زده بحران روی بحران ایجاد کنند، تنها بخشی از یک وجب روغنِ آشی بود که مدیریت بحران غیر تخصصی و غیر اصولی برای زلزله کرمانشاه پخته بود!

وضعیت به حدی غیرقابل تحمل شده بود و مسئله عدم وجود مدیریت بحران به حدی روشن بود که ارائه نظرات کارشناسی، انتقادات و بررسی عملکردها از همان روزهای میانی بحران زلزله شروع شد. با بررسی مسئله مدیریت بحران در سه حادثه بزرگ کشور طی حدود 20 سال اخیر، آنچه روشن بود فقدان کوچک‎ترین برنامه برای رفع اشکالات موجود است.

اشکالات همیشگی و راهکارهای پیشنهادی

حالا با مراجعه مجدد به لیست اشکالات مطرح شده توسط کارشناسان در مورد زلزله ورزقان و با توجه به مشکلات مربوط به زلزله بم، زلزله کرمانشاه و حتی سیل‌های اخیر؛ درمی‎یابیم بخش عمده این اشکالات از جمله ایرادهای ثابت مدیریت بحران از روزهای وقوع زلزله بم تا همین امروز است؛ سبقه و تکرار این معضلات خود به روشنی موید این موضوع است که طی این سال‎ها اشکالات اساسی هیچ‎گاه مورد بررسی قرار نگرفته و برای حل آن‎ها هم اقدام موثری صورت نگرفته است.

با توجه به سردرگمی همیشگی نیروهای تحت فرمان ارگان‌های مختلف در این زمان‎ها، لازم است با ایجاد ستادی دائمی و مشترک میان نیروهای دولتی، امدادی و نظامی برای مواقع این چنینی هماهنگی و برنامه‌ریزی‌های دقیق‌تری صورت بگیرد تا در مواقع بحران هر کس به صورت مستقل وارد میدان عمل نشود.

از سوی دیگر، یکی از مشکلات همیشگی، سرریز نیروها و کمک‎های مردمی به محل بحران است که خود بحرانی جدید ایجاد می‎کند! با توجه به این روحیه امداد جمعی در میان مردم ابتدا به آموزش‌های همگانی و دقیق برای مواجه با بحران نیاز است و هم به تشکیل یک مجموعه مردم نهاد که بتواند نیروهای داوطلب و مردمی را برای کمک رسانی در این مواقع سازماندهی کند.

سابقه امداد رسانی در چند حادثه اخیرنشان می‏دهد مسئولان حتی به اندازه زمانی که نگارنده این متن برای یافتن راه‌حل‌هایی ساده صرف کرده به فکر حل مشکلات تکرار شونده نبوده‎اند؛ به معنی دیگر تکرار این اشکالات نشان دهنده عدم وجود مدیریت بحران در کشور است، نشان دهنده اینکه ما با وجود پشت سر گذاشتن حوادث بزرگی مثل زلزله بم و زلزله کرمانشاه تنها چیزی که از مدیریت بحران داریم، تابلوهای بزرگ ستادهای مربوطه است نه مدیریت بحران واقعی!

مدیریت بحران یعنی علم مواجهه با حوادث و کنترل اوضاع در وضعیت‌های اینچنین آشفته و این شگفت‌انگیزترین اتفاق ممکن است که مسئولین مربوطه کشور ما در پاسخ به ضعف عملکردشان در مواقع بحرانی، به سادگی از غافلگیر شدن می‎گویند! غافلگیر شدن در مدیریت بحران معنا ندارد و اساسا این مسئولیت برای آن تعریف شده که در مواجهه با حوادث کسی غافلگیر نشود.

به اشتراک گذاری
کد خبر : 3695434060709193818
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: