• 0 0
  • 0

اسماعیلی در گفت‌وگوی تفصیلی با جام جم آنلاین پاسخ داد:

تحریم‌های 13 آبان؛ فلج‌کننده یا بی‌تاثیر؟

یکشنبه 13 آبان 1397 ساعت 08:33
ترامپ و دولت آمریکا تاکید دارند با آغاز تحریم‌های 13 آبان ایران تحت شدید‌ترین تحریم‌ها قرار خواهد گرفت تحریم‌هایی که می‌تواند با صفر کردن صادرات نفت ایران، اقتصاد کشور را فلج کند، در مقابل اما دولتی‌ها می‌گویند آمریکایی‌ها نه تنها نمی‌توانند صادرات نفت ایران را به صفر برسانند بلکه حتی نمی‌توانند موجب کاهش جدی آن هم شوند.

به‌منظور بررسی واقعیت ماجرای تحریم‌های آمریکا علیه ایران به سراغ محمدمهدی مهدیار اسماعیلی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی رفتیم و با او در خصوص تهدیدها و فرصت‌هایی که این شرایط برای کشور ایجاد می‌کند؛ گفت‌وگو کردیم که متن این گفت‌وگوی تفصیلی در ادامه ارائه می‌شود.

تحریم‌های 13 آبان چه تفاوتی با تحریم‌های قبلی دارد؟

اصل داستان این است از سال 2004 با راه‌اندازی اداره اطلاعات مالی و تروریسم که تحت عنوان TFI در خزانه‌داری آمریکا شناخته می‌شود، نظام تحریمی آنها تغییراتی داشته است. این اداره تحولاتی در فرآیند تحریم‌ها شکل داده که اولین نشانه‌های عینی آن را در موضوع برجام دیدیم.

تمام صحبت آقای دنیل گریدر که درواقع مؤسس این اداره است و طی ده سال از سال 2004 تا 2014 رئیس آن بود این است که ما TFI را به این دلیل راه انداختیم که فهمیدیم اعمال تحریم‌ها طی چند دهه گذشته نه‌فقط نسبت به ایران بلکه نسبت به بقیه کشورها آن‌قدری که انتظار داشتیم اثر نداشته است؛ به همین دلیل نسل جدید تحریم‌ها را در TFI راه انداختیم که این نسل جدید تحریم‌ها چند ویژگی دارند، ویژگی اول آنها این است که از حالت موضوعی قبل که مثلاً نفت یا بانک مرکزی ایران تحریم می‌شد به مصداقی تبدیل شدند یعنی شرکت‌ها، عناصر یا افراد تحریم می‌شوند. ویژگی دوم این است که زیرساختی‌ را کنار تحریم‌ها ضمیمه کردند تا این تحریم‌ها بتواند اثرگذار باشد، در کشور ما این زیرساخت‌ را به اسم FATF می‌شناسیم.

بنابراین بطور مشخص در خود آمریکا هم به این نتیجه رسیده‌اند که تحریم‌ها اثرگذاری موردنظرشان را ندارد و حتی قبل از مذاکرات برجام مسئولین سیاست‌گذار آمریکا خیلی صریح به این مساله اعتراف می‌کردند که البته در کشور ما ترجمه می‌شد به اینکه این حرف‌ها برای مصرف داخلی خودشان است. در آن زمان مسئولین آمریکایی می‌گفتند نظام تحریم‌ها درحال فروریختن است و آمریکا مجبور بود با ایران مذاکره کنند، این حقیقت حاصل تلاش اقتصاددان‌های TFI بود که به آقای کری و اوباما قبولانده شد و برجام شکل گرفت.

در فرآیند جدید آمریکایی‌ها چند چیز را فهمیده‌اند و به آن التزام دارند، موضوع اول این است که خود تحریم‌ها آن‌قدر که تصور می‌شود اثر ندارد، موضوع دوم این است که تحریم‌ها باید با زیرساخت‌هایی پشتیبانی شوند تا بتوانند اثرگذار بشوند و ما بیش از اینکه به خود تحریم‌ها بچسبیم باید به فکر احیای این زیرساخت‌های آن باشیم، به همین دلیل هم هست که می‌بینیم FATF در کشور ما این مقدار پرفشار دنبال می‌شود؛ موضوع سوم این است که در مورد تحریم‌ها آنچه می‌تواند بیشتر از خود تحریم‌‌ها اثرگذار باشد فضای رسانه‌ای، مراحل انتشار و اعلام خبر و همچنین اعمال آن است لذا می‌بینیم که در دوره‌ جدید بجای اینکه به‌یک‌باره اعلام کنند بانک مرکزی فلان کشور تحریم شد تقریباً 6 ماه قبل از آن اعلام می‌کنند که ما قرار است تحریم کنیم یا ما قرار است خارج شویم بعدازاینکه یک دوره فضاسازی رسانه‌ای برای خارج شدن کردند می‌گویند از فلان تاریخ تا شش ماه بعد ما در حال خارج شدن هستیم و درواقع یک سال مانور رسانه‌ای می‌دهند که ما قرار است خارج شویم، در این‌یک سال سعی می‌کنند با اثر رسانه‌ای مردم آن کشور را هم تاجایی که می‌توانند در هراس از تحریم با خود همراه ‌کنند. بعدازاین تاریخ هرچند یکسری اثرات به کشور تحمیل می‌شود ولی قبل از اینکه مشخص شود دقیقاً چه پیامدهایی داشته، تحریم جدیدی را روی میز می‌گذارند و این نمایش دوباره تکرار می‌شود.

تحریم‌های 5 نوامبر را اگر مستقلاً نگاه کنیم می‌بینیم همین فرآیند در مورد آن اجراشده است و همچنین اگر یک مقدار زمان را گسترده‌تر می‌کنیم می‌بینیم این نمایش جریانات تحریم و خروج آمریکا از برجام دقیقاً بعد از اعمال تحریم‌های کادسا آغازشده و درواقع تحریم‌های اخیر دور دوم این بازی بود که آمریکا انجام داد. آمریکا یک‌بار هم در مورد تحریم‌های کادسا همین کار را انجام داد، ابتدا گفت من می‌خواهم این تحریم را اجرا کنم بعد یک فرصت 6 ماهه گذاشت که قبل از نوروز 97 فرارسید، دو یا سه ماه بعد شروع کرد به صحبت در مورد خروج از برجام که اردیبهشت آن را اجرا کرد؛ به همین ترتیب یک سلسله رفتارها را پشت سر هم برنامه‌ریزی می‌کند که کارکردش از رفتار اصلی بیشتر است.

مثلاً آمریکا در مورد کادسا یک سری مانور تبلیغاتی انجام داد که تحریم‌های جدیدی را تصویب می‌کند اما این موضوع اصلاً چیز جدیدی نبود و قانونی بود که 20 سال قبل از آن در آمریکا تصویب‌شده بود و امروز مجدداً آن را تصویب کردند؛ باز تصویب یک قانون مصوب هیچ کارکردی ندارد جز اینکه دوباره آن را در صدر اخبار می‌آورد والا این قانون در کشور وجود داشت و قابل‌استفاده بود، حال اگر می‌خواستند از یک قانون 20 ساله استفاده کنند فقط لازم بود آن را دوباره ابلاغ ‌کنند اما آنها به دنبال استفاده از فضای رسانه آن بودند. کادسا ابلاغ هم شد ولی تا زمانی که زیرساخت آن یعنی FATF در کشور ما به نتیجه نرسد اثر جدی نخواهد گذاشت؛ تحریم‌های 5 نوامبر هم درواقع از این نسل هستند یعنی تا زمانی که در کشورمان هنوز بسترهای FATF را کامل جاری و ساری نکردیم نباید خیلی نگران اثرگذاری تحریم‌ها باشیم.

اینکه گفته می‌شود تحریم‌های 13 آبان تأثیری بر روی کشور ندارد چه مقدار واقعی است؟

منظور این نیست که بگوییم هیچی تأثیری نداشته است بلکه منظور این است اثری که باید می‌گذاشت را گذاشته است، درست زمانی که آقای ترامپ گفت می‌خواهم از برجام خارج شوم دلار 3800 تومان بود در این فرآیند هنوز 5 نوامبر نیامده است و قیمت دلار به بالای 14500 تومان رسیده، خب تحریم‌ها دیگر چه اثری خواهد گذاشت؟ یعنی کاری که قرار بود در اثر رفتار در کشور اتفاق بیفتاد اتفاق افتاده است، این مسئله است که به آن نظریه بازی‌ها می‌گوییم.

وقتی می‌خواهیم شیشه یک خانه‌ای را بشکنم یک زمانی هست که می‌رویم سنگ را می‌زنیم و می‌شکنیم ولی وقتی ده بار قبل از شکستن خبر می‌دهیم که نگاه کن می‌خواهم سنگ را به شیشه بزنم یعنی اینکه لوازمت را جمع کن، چسب بزن یا فکر دیگری کن، وقتی یکسال قبل از شکستن هم آمریکا خبر می‌دهد که این کار می‌شود نشان می‌دهد که به دنبال شکستن شیشه نیست یا اینکه اصلاً نمی‌تواند بشکند بلکه می‌خواهد از این فضا استفاده کند تا واکنشی که می‌خواهد را نشان بدهید. دقیقاً برنامه‌ای دارد و هزینه به شما تحمیل می‌کند که این اثرگذاری تحریم‌ها می‌شود یعنی من همه این کارها را کردم که شما این واکنش را داشته باشیم و در کشور ما هم همین اتفاق افتاد؛ می‌بینیم که مسئولین می‌گویند طی 6 ماه گذشته عالی‌ترین ذخایر ارزی را در کشور جمع‌آوری کردیم این ناشی از همین سیاست آمریکا است؛ دولت روزانه 100 میلیون دلار در بازار تزریق می‌کرد تا قیمت ارز ثابت بماند حالا آن عدد را تزریق نکرد و 200 روز وقفه ایجاد شد، در طرف مقابل حدود 20 میلیارد دلار اسکناس جمع کردیم تا برای 5 نوامبر آماده‌باشیم و تا حدی هم برای آمریکا متصور بود که در لاک دفاعی برویم. نتیجه این می‌شود ما بر اساس نظریه بازی‌ها در این مدت آن کاری را انجام دادیم که آمریکا می‌خواست.

پس نباید خود را برای تحریم‌ها آماده می‌کردیم؟

اینکه خودمان را نسبت به اتفاقات بیرونی آماده کرده‌ایم اشکالی ندارد ولی آمادگی ما هم ده مدل داشت، یکی از آنها این است که در این مدت برای نفتی که احتمالاً خریداری ندارد مصرف داخلی درست می‌کردیم.

یکی از راهکارها این بود که در این مدت فشار بیاوریم و بجای اینکه شبکه تراستی فروش نفت مثل مدل بابک زنجانی را دوباره توسعه دهیم تا در زمان تحریم بتوانیم آن نفت را بفروشیم، برویم با ساختن پالایشگاه‌های کوچک برای آن مصرف داخلی درست کنیم بعد فرآورده را بدهیم به شرکت خصوصی بفروشند. این می‌توانست یک واکنش موفق‌تری باشد اما وقتی آمریکا می‌بیند ما به دنبال این واکنش نمی‌رویم و با فشار آمریکا که می‌گوید می‌خواهم بیاورم اقتصاد را زیرپوستی می‌کنیم، مشخص است که همین روش را ادامه می‌دهد.

نمونه مشابه این مسئله داستان خروج آمریکا از سوئیفت است، آمریکا برای اینکه به ایران فشار بیاورد گفت من فضایی ایجاد می‌کنم که دسترسی ایران به سوئیفت قطع شود، وقتی ایران با کشورهای اروپایی سوئیفت اروپایی را طراحی کرد و ازآنجایی‌که آمریکا به دلیل ساختار دلاری که در دنیا دارد متمایل نیست سوئیفت اروپایی شکل بگیرید اعلام کرد من دسترسی ایران را از سوئیفت قطع نمی‌کنم.

پیش‌ازاین در موضوع بنزین هم آمریکایی‌ها می‌گفتند بنزین را تحریم می‌کنند ولی وقتی دیدند ایران توانایی تولید آن را دارد دیگر اسمی از تحریم بنزین نیاورند؛ این بازی آمریکا است و وقتی این موضوع را بدانیم طبیعتاً نوع واکنشمان نسبت به اتفاقات تحریمی خیلی متفاوت از شکل فعلی خواهد شد.

تحریم نفتی که امروز آمریکا می‌گوید من انجام می‌دهم چه مقدار تأثیرگذار خواهد بود؟

تحریم نفتی بر خرید رسمی شرکت‌های به سبک گذشته که بر روی اسناد انجام می‌شد و مشخص بود از چه مسیری کدام کشور خرید می‌کند و وجوه‌اش از چه طریقی پرداخت می‌شود تأثیر خواهد گذاشت و آمریکا هم دنبال همین مساله بود؛ این اختلال می‌تواند دو واکنش را به همراه داشته باشد یکی این است که در مقابل به سمت رفتارهای تراستی و زیرزمینی برویم تا بتوانیم گردش مالی حاصل از فروش نفت خام را انجام دهیم که می‌گوییم انجام می‌دهیم و بالاخره نفت را می‌فروشیم، این اتفاق خواهد افتاد و آمریکا هم می‌داند که این کار را انجام می‌دهیم؛ آمریکا برای اینکه دوباره ما را در بازی خودش وارد کند و دوباره اتفاقاتی شبیه بابک زنجانی را در کشور دامن بزند در حال دنبال کردن این بازی است اما بی‌شک اگر ما در مقابل این اعمال تحریم‌ها به سمت استراتژی جایگزین که مثال زدم می‌رفتیم مسئله فرق می‌کرد، مثلاً اگر می‌گفتیم باشد اصلاً دیگر نفت نمی‌فروشیم بلکه آن‌ها را تبدیل به فرآورده می‌کنیم و از طریق مرزی‌های خاکی عراق، ترکمنستان و آذربایجان می‌فروشیم این‌گونه اصلاً هزینه ترانزیت یا کشتی نفت‌کش هم نمی‌پرداختیم و ارزش‌افزوده بالاتری هم به دست می‌آوردیم؛ اگر به دنبال این بازی می‌رفتم بازی آمریکا متفاوت بود و این مقدار بر روی 5 نوامبر تمرکز نمی‌کرد.

در مجموع اینکه ابزار تحریم نفتی نمی‌تواند درباره ایران موفق باشد و اگر مردم نگران نان شب هستند به‌هیچ‌وجه نباید نگران باشند چون بالاخره نفت فروخته می‌شود و از این مرحله عبور می‌کنیم اما اگر می‌توانستیم در مقابل تهدید آمریکا یک واکنش خیلی بهتری انجام دهیم، امروز کار آسان‌تری داشتیم.

جام‌جم آنلاین

به اشتراک گذاری
کد خبر : 3504760738776573009
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: