• 0 0
  • 0

ماجرای نظریه بازی‌ها و ضمانت بقا یا حذف یک موجود زنده از طبیعت

ذهن زیبای تکامل

دوشنبه 15 مرداد 1397 ساعت 23:00
فیلم «ذهن زیبا» از آن دسته فیلم‌هایی است که چند بار از صدا و سیما پخش شده و به شیوه هالیوودی داستان ریاضیدان مشهور، جان نَش (2015ـ 1928) را روایت می‌کند. در صحنه‌ای از این فیلم، راسل کرو، در نقش جان نَش، نسخه‌ای گیج‌کننده از تعادل نَش را بیان می‌کند. با توجه به این‌که این فیلم سال ۲۰۰۱ ساخته شد، احتمالا نخستین باری که به تماشای آن نشستم به قبل از دبیرستان بازمی‌گردد و از این‌رو در آن زمان به هیچ‌وجه از بحث تعادل نَش در آن فیلم سر در نیاوردم. بعدها در میانه دوره دکتری بود که به اهمیت این تعادل در تکامل پی‌بردم!

تعادل نَش در قالب رویکردی ارائه شده بود که نظریه بازی خوانده میشود. این نظریه نخستینبار برای توصیف تصمیمگیری توسط بازیگران عاقل صورتبندی شد. در این نظریه پرسش این است که چگونه انسانها تحت شرایطی خاص تصمیم میگیرند. مشهورترین مثال، معمای زندانی است: دو سارق را در نظر بگیرید که هنگام ارتکاب جرم به دام افتادهاند. نیروهای پلیس، هوشمندانه این دو را در دو اتاق مجزا تحت بازجویی قرار میدهند. هر سارق دو راهکار میتواند پی بگیرد. اول اینکه اعتراف یا اینکه سکوت اختیار کند. اگر هر دو سارق سکوت اختیار کنند هر کدام به یکسال زندان محکوم میشوند؛ اگر هر دو اعتراف کنند هر کدام به سهسال زندان محکوم میشوند؛ اما اگر یکی اعتراف کند و دیگری سکوت، اعترافکننده آزاد میشود و آنکه سکوت کرده به شش سال زندان محکوم میشود (اعتراف در برابر دوره کوتاهتر حبس یا آزادی در سیستم قضایی ایالات متحده، شیوهای بسیار رایج است). در این شرایط با توجه به اینکه از تصمیم همدست خود آگاه نیستید چه باید بکنید؟ اگر اعتراف کنید به طور میانگین به صفر یا سه سال حبس محکوم خواهید شد اما اگر سکوت کنید به سه یا شش سال زندان محکوم میشوید؛ پس منطقا باید اعتراف کنید!

معمای زندانی از سادهترین مثالهاست. اما چگونه میتوان این رویکرد به تصمیمگیری را به جاندارانی بسط داد که قدرت تصمیمگیری ندارند؟ برای مثال میتوان به رفتار نوعی باکتریوفاژ (ویروسی که باکتری را آلوده میکند) نگاه کنیم: این باکتریوفاژ پس از آلودهکردن میزبان میتواند دو راهکار در پیش گیرد: راهکار