• 0 0
  • 0

مترجمان و ناشران چطور آثارشان را برای بازار ایران انتخاب می‌کنند

برش کوچکی از یک کیک بزرگ

دوشنبه 28 خرداد 1397 ساعت 00:48
منتقدان، کارگردانان شکست خورده‌اند و مترجمان نویسندگان شکست خورده؛ این مثال مرسوم نامنصفانه‌ای است که گاه توسط برخی برای نواختن منتقدان و مترجمان گفته می‌شود اما این ذهنیت حداقل درباره ترجمه چند سالی است که تغییر کرده است، بهترین نشانه این تغییر را می‌توان در تغییر ساز و کار جایزه معتبر بوکرمن دید، جایزه‌ای که حالا چند سالی است اصلاح شده تا شأن برابری برای مؤلف و مترجم قائل شود.
به این مفهوم که حالا چند سالی است این جایزه به مترجم اثر هم اعطا می‌شود. مثال‌های بسیار دیگری هم برای مترجمان وجود دارد، از میزان وفاداری آنها به اصل متون گرفته تا اعمال نظرهای شخصی برخی مترجمان در برگردان اثر. هر چه باشد اما مترجمان ادبی تنها دریچه ادبیات جهان برای دوستداران ادبیات هستند و اتفاقا همین نکته است که ترجمه را از یک کار صرف ادبی به فعالیتی فرهنگی ارتقا داده است.

خدمت یا خیانت

وفاداری به اصل اثر شاید در نگاه اول برای ترجمه یک اثر ملاک مثبتی تلقی شود اما همواره به این شکل نیست. هرچند اکثر مترجمان خودشان را «وفادار» میدانند اما تعاریف وفاداری هم متفاوت است. چرا که زبانها کارکردهای متفاوتی دارند و بخش عمده کار ترجمه آن است که از طریقی متفاوت بتواند تأثیری مشابه بگذارد؛ نهتنها تفاوت، تغییر و تفسیر کاملا طبیعی است، بلکه در حقیقت جزء لاینفک وفاداریاند. فارغ از تعاریف متعدد از ترجمه آنچه مشخص است اینکه ترجمه فعالیتی است که در زبان مقصد صورت میگیرد و بر زبان و فرهنگ مقصد تأثیر میگذارد، بنابراین نمیتوان فارغ از هر نوع دغدغه از دیدگاهی صرفا عینی و توصیفی به آن نگریست.

گمنامان مشهور در ایران

فارغ از بازیهای زبانی در ترجمه و البته بومیسازی متون خارجی در زبان مقصد چیزی که ترجمه را از یک کار صرف آکادمیک جدا میکند انتخاب متون برای برگردان است. نکتهای که خوراک فرهنگی مخاطبان را معین میکند. پیش از انقلابِ ارتباطات بهواسطه شبکه جهانی اینترنت این انتخابها گاه باعث میشد فضای ادبیات ایران در انحصار چند نویسنده محدود از چند کشور محدودتر بماند! دهه 60 در ایران پر است از آثار چخوف، گورگی، داستایوسکی و دیگر نویسندگان روس؛ چراکه اقبال به آثار نویسندگان آمریکایی با توجه به فضای انقلابی آن سالها چندان به مذاق مخاطبین خوش نمیآمد. این قصه البته که در دیگر حوزههای فرهنگی ایران هم دیده میشد. هنوز هم که هنوز است کارگردانی مثل تئوآنجلوپولوس در ایران شهرت بیشتری نسبت به کشور زادگاهش یعنی یونان دارد و این بهدلیلی است که در دهه 60 فیلمهای او مورد اقبال منتقدان و مخاطبان ایرانی بود و البته که مدیران فرهنگی هم اصرار ویژهای به نمایش آثار او داشتند. کیتارو و یانی هم شهرتشان را در ایران مدیون همین انحصار در حوزه موسیقی بودند. این سالها حداقل در حوزه سینما و موسیقی این انحصار شکسته شده است اما در مورد ادبیات داستانی همچنان بسیاری از مخاطبان در انتظار ناشرانیاند که نویسندگان تازهای به ادبیات معرفی کنند.

ناشران چطور اثر را انتخاب میکنند؟

ناشران عمومی برای چاپ آثار، قواعد و قوانینی دارند که طی آنها به نتیجه میرسند اثری را برای چاپ بپذیرند یا خیر، همچنین این بخش از ناشران نیز بین خود طبقهبندیهای غیررسمی دارند و طی آن طبقهبندی بهطور مثال نشری معروف به چاپ آثار داستانی یا دیگر موضوعات میشود. این طبقهبندی غیررسمی به این شکل است که مخاطبان از نوع و قالب کاری یک نشر بعد گذشت مدتی به این نتیجه میرسند. بهعنوان مثال نشر نیلوفر در میان اهل کتاب برای انتشار اثری در حوزه شعر از اعتبار بیشتری نسبت به دیگر ناشران برخوردار است یا نشر چشمه که بیشتر در حوزه ادبیات داستانی فعال است و نشر افروز و هیلا که اغلب آثارشان در حوزه ادبیات نمایشی است.

ناشران آثارشان را از دو طریق به چاپ میرسانند؛ آثاری که از طرف نشر برای ترجمه یا تالیف معرفی میشود و آثاری که صاحبان اثر، به نشر معرفی میکنند. آثاری که از طرف نشر معرفی میشوند بهطور معمول اینگونه است که؛ ناشر با توجه به ارتباطات خود با نویسندگان، شاعران، مولفان و مترجمان دارد، یا اثری را برای ترجمه، به مترجم معرفی میکند یا نویسندهای که کتابی را نوشته و ناشر با او ارتباط دارد، کتابش را به درخواست ناشر منتشر میکند. در این حالت که بستگی به حوزه تخصصی و ارتباط نشر با نویسندگان دارد، داوری و کارشناسی اثر معنای خاصی ندارد، بدیهی است که در این حالت صاحب اثر از نظر نشر؛ فرد معتبری است و پیشنهاد چاپ نیز از طرف نشر بوده است. حالت دوم که بحثهای زیادی را باخود به همراه دارد از این قرار است که صاحب اثر کتاب خود را برای بخش دریافت آثار یا روابط عمومی نشر ارسال میکند و ناشران پس از کارشناسی اثر توسط متخصصان امر در هیات تحریریه و بررسی ابعاد مالی و بازاریابی اثر، نظر خود را به نویسنده اعلام میکنند.

برشی کوچک از کیک بزرگ

نکته جالب در این میان، نسبت تعداد ناشران به آثار منتشر شده است؛ ناشران بسیاری که آثار محدودی را به بازار کتاب ایران معرفی میکنند تا در خوشبینانهترین حالت ممکن مخاطبان ایرانی را تنها مهمان به یک برش کوچکی از یک کیک بزرگ کرده باشند. سایت خانه کتاب در حال حاضر تعداد ناشران فعال در کشور را 4815 عنوان ذکر کرده است در حالی که همین چند ماه پیش رئیس کمیسیون بازرسی اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران اعلام کرده بود که تا دی ماه سال ۱۳۹۶ تعداد ۱۵ هزار جواز نشر در کشور صادر شده است. جالب اینکه آمار سایت خانه کتاب معطوف به ناشران فعال است به این مفهوم که این تعداد نشر آنهاییاند که حداقل یک کتاب در سال منتشر کردهاند. حتی با این تعریف باید بگوییم بیش از ده هزار پروانه نشر در ایران وجود دارد که هیچ کتابی را منتشر نکرده است. اگر چه حق نشر در دیگر کشورها نیازی به مجوز ندارد و در ایران دارد اما بر همین اساس، در ایالات متحده آمریکا، ۲۷۶۲ ناشر فعالیت میکنند که با نسبت جمعیتی آن که حدود 323 میلیون نفر برآورد میشود، در برابر تعداد ناشران ایرانی و جمعیتی حدود 80 میلیون نفر جالب توجه است. سید محمود حسینی مدیر عامل شرکت تعاونی ناشران قم هم در نامهای که دو سال پیش به وزیر فرهنگ و ارشاد وقت نوشت اعلام کرد تعداد دارندگان جواز نشر در ایران بیش از کل ناشران اروپاست!

میثم اسماعیلی
روزنامهنگار

به اشتراک گذاری
کد خبر : 3334075355357707537
لینک کوتاه :
.

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: