• 8 4
  • 9

گروگانگیری مرگبار تازه داماد +عکس

شنبه 13 شهریور 1395 ساعت 08:04
تازه داماد وقتی فهمید همسرش قصد جدایی از او را دارد، سناریوی گروگانگیری خونینی را در شهریار اجرا کرد. مرد جوان پس از قتل پدرزنش و مجروح کردن نوعروس، خودکشی کرد.

به گزارش جام‌جم، ساعت 6 و 30 دقیقه صبح پنجشنبه زنی هراسان با مرکز فوریت‌های پلیسی شهریار تماس گرفت و از گروگانگیری در خانه همسایه‌شان در خیابان ولیعصر(عج) کوچه صداقت‌پیشه خبر داد و گفت صدای تیراندازی از خانه همسایه به گوش می‌رسد .

ماموران کلانتری همراه کار آگاهان جنایی پلیس آگاهی غرب استان تهران در محل حاضر و با ورود به مجتمع «اسکان» متوجه شدند مرد جوانی سه نفر را گروگان گرفته است. زن صاحبخانه که از مهلکه گریخته بود، به ماموران گفت: شوهرم و دو دخترم داخل آپارتمان هستند و داماد جوانم به نام صابر که خواهرزاده‌ام نیز هست، آنها را به گروگان گرفته و قصد جانشان را دارد.

ماموران با اطلاع از این‌که متهم مسلح است، برای دستگیری گروگانگیر و رهایی دو گروگان وارد ساختمان شدند. متهم در را از داخل قفل کرده بود و ماموران با اخطار به گروگانگیر از او خواستند گروگان‌هایش را رها کند. ماموران وقتی پاسخی نشنیدند، بسختی در آپارتمان را باز کرده و وارد شدند. آنها دیدند مرد 65 ساله‌ای به نام غلام، کشته شده و نوعروس جوان به نام فاطمه با شلیک دو گلوله زخمی شده است. خواهرش نیز شوکه شده و کناری افتاده است.

در کنار جسد داماد به نام صابر که با شلیک گلوله خودکشی کرده بود، دو سلاح کشف شد.

موضوع این جنایت به بازپرس مهدی سلیمانی، کشیک قتل دادسرای شهریار گزارش و اجساد به پزشکی قانونی وزن زخمی به بیمارستان منتقل شد. مادر خانواده در تحقیقات اولیه به پلیس گفت: دخترم با پسرخاله‌اش ـ صابرـ چند ماه قبل عقد کردند. دخترم می‌گفت یک روز که به خانه پدرشوهرش رفته، شاهد درگیری صابر و پدرش بوده است. صابر آن روز با اسلحه پدرش را تهدید کرده بود.

فاطمه بعد از این ماجرا می‌گفت می‌ترسد با او ازدواج کند. او تصمیم به جدایی گرفت، اما دامادم متوجه ماجرا شد، این بلا را سر اعضای خانواده‌ام آورد. او حتی قصد جان مرا داشت که فرار کرده و به خانه همسایه‌مان رفتم.

این درحالی است که نوعروس با مرگ دست و پنجه نرم می‌کند و پزشکان در تلاش برای نجاتش هستند.

علیرضا، پسر یکی از همسایه‌ها به جام‌جم گفت: من و اعضای خانواده‌ام خواب بودیم که با شنیدن صدای ضربه‌هایی به در آپارتمان بیدار شدیم. مادرم مقابل در رفت و با دیدن زن همسایه او را به خانه آورد. او می‌گفت دامادش مسلح است و اعضای خانواده‌اش را گروگان گرفته و می‌خواهد آنها را به قتل برساند. مرد مسلح به سمت خانه‌مان آمد و تیری هم به لامپ جلوی در شلیک کرد. او می‌خواست به زور وارد خانه‌مان شود. او حتی دختر کوچک خانواده همسایه‌مان را مقابل خانه ما آورد تا با دیدن وی در را باز کنیم که در را باز نکردیم.

به اشتراک گذاری
کد خبر : 2530470436372327310
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

نظرات شما ( 9 نظر )

به نظر من ما باید حواسمون به زندگیمون باشه كه مسائل پوچ زندگیامونو خراب نكنه برای مرده هاهم طلب مغفرت وامرزش كنیم شاید اشتباهات گذشته جبران بشه
همه شما فامیلشین؟
حتما هستن
من از بستگان دور هر دو خانواده هستم،كه واقعا با شنیدن این خبر تا چند روز تو شوك بودم و همین الان هم نمیتونم باور كنم كه همچین واقعه هولناكی اتفاق افتاده،ولی باید پذیرفت كه بار كج به منزل نمیرسد.این دو خانواده وصله هم نبودن و از لحاظ دیدگاهی كاملا با هم متفاوت بودن، مرحومه فاطمه باهنر بسیار دختر نجیب و فهمیده ای بود كه حتی دروغ گفتن را بلد نبود،و مرحوم غلامحسین باهنر فوق العاده مرد پاك و درستكاری بود كه تمام دغدغه اش تو زندگی این بود كه نانی كه وارد زندگیش میشه كاملا حلال باشه و همینطوری هم بود....خدایش بیامرزد.....گرامی باد یادش... این مصیبت را به خانواده اش تسلیت میگم. راجع به صابرعسگری و خانواده اش نظر نمیدم چون نانی كه میخورد از راه ادم فروشی بود نه زحمت كشی
فكر نمیكنم لازم باشه شما اسامی به طور كامل فاش كنید
من یكی از بستگان فاطمه مظلوم و صابر بدبخت هستم.در این بین واقعا پدر فاطمه بنام غلامحسین قربانی بیگناهی بود كه برای دفاع از خانواد ه به شهادت رسید. تحریك های پدر صابر كه فقط صابر را به كشتن تحریك میكرد عامل اصلی این فاجعه بود،فاطمه از صابر میترسید ولی صابر ادم بد و جانی نبود،صابر چون ادم دهن بین و زود باور وكم عقلی بود به تحریك از حرفهای پدرش كه دایم صابر را تحریك به كشتن میكرد دست به این جنایت هولناك زد
شهادت كجا بود اقا قتل ؟...
من یكی از اقوام نزدیك نوعروس و نو داماد كشته شده هستم و هردوی آنها برایم عزیز هستند، اصل ماجرا عشقی بود كه در دل صابر بود و هیچ یك از اطرافیان باورش نكردند، صابر فردی آرام بود و فاطمه نیز او را دوست داشت وقتی سر مسائل پوچ بین دو خانواده بحث بالا گرفت غرور صابر اجازه بدست آوردن دل همسرش را یه او نداد، وقتی حرف طلاق را شنید تهدید كرد كه زن من است و او را از دست نخواهم داد و بی فكری و عشق باعث شد صابر به فكر كشتن زنش و خودش بیافتد و پدر زنش در این بین قربانی شد.
آقای نویسنده محترم جمله" متهم در را از داخل قفل كرده بود " غلط است و باید گفت " متهم درب را ار داخل قفل كرد". كلمه " در" و كلمه "درب" از زمین و آسمان از هم متفاوتند" .