• 3 5
  • 18

اعتراف به تکه تکه کردن جسد پدر

سه شنبه 9 شهریور 1395 ساعت 08:55
«حقش بود که بمیرد، باید زجر می‌کشید. اره برقی برداشتم و جنازه‌اش را تکه‌تکه کردم.»

این صحبت‌ها بخشی از دفاعیات دختر 24 ساله‌ای است که با همدستی مادر و خواهرش، نقشه قتل پدر را اجرا کرد. الهام دیروز در شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران همراه خواهر و مادرش پای میز محاکمه به تشریح جنایت پرداخت.

قاتلی خونسرد که با گذشت دو سال از جنایت جزئیات آن را به‌خاطر دارد و انگیزه قتل را مشکل اخلاقی پدرش می‌داند. انگیزه‌ای که اعلام آن با واکنش قاضی و اولیای‌دم روبه‌رو شد. الهام و دو همدستش در پایان جلسه این ادعا را پس گرفته و درخواست بخشش کردند.

در آخرین روزهای شهریور سال 93 مرد میانسال هراسان به ماموران پلیس تهران مراجعه و راز جنایتی خانوادگی را فاش کرد. او به ماموران گفت: «برادرم به نام ارشد توسط اعضای خانواده‌اش به قتل رسیده و آنها می‌خواهند جنازه را سر به نیست کنند.»

ماموران همراه این مرد، به محل حادثه در خیابان قصرالدشت رفتند و پس از ورود به آپارتمان با جسد تکه‌تکه شده ارشد در سرویس بهداشتی روبه‌رو شدند. مادر خانواده به نام لیلا و دو دخترش دستگیر شده و در بازجویی‌ها به قتل با همدستی یکدیگر اعتراف کردند. پس از تکمیل تحقیقات، پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.

به گزارش جام‌جم، در ابتدای جلسه دیروز که به ریاست قاضی اصغر عبداللهی برگزار شد، خانم کرمی نماینده دادستان تهران در تشریح کیفرخواست گفت: در این پرونده لیلا مادر 43 ساله خانواده متهم به مشارکت در قتل و معاونت در جنایت بر میت است. الهام دختر بزرگ خانواده هم متهم به مشارکت در قتل و مباشرت در جنایت بر میت و خواهر 16 ساله‌اش نگار متهم به مشارکت در قتل است. این سه نفر پدر خانواده را به قتل رسانده‌اند که با توجه به محتویات پرونده برای آنها تقاضای مجازات دارم. همچنین با توجه به سن نگار، درخواست اعمال ماده 91 قانون مجازات اسلامی را دارم.

توطئه خانوادگی

وی در تشریح پرونده گفت: متهمان به دلیل مشکلاتی که با پدر خانواده به نام ارشد داشتند، تصمیم می‌گیرند او را به قتل برسانند. آنها ابتدا قصد داشتند او را در سانحه تصادف از پا دربیاورند که ناکام ماندند. سپس تصمیم گرفتند در ماشین ارشد موادمخدر بگذارند تا او به اعدام محکوم شود که این نقشه هم اجرا نشد.

سرانجام تصمیم به قتل گرفتند. 21 تیر پدر خانواده از سفر بازمی‌گردد که متهمان مدعی‌اند همراه زنی به شمال رفته بود. مادر و دو دخترش تصمیم به قتل می‌گیرند و در شیرموز قرص خواب‌آور ریخته و پدر را مسموم می‌کنند. صبح روز بعد هم سه نفری او را با شال خفه می‌کنند.

نماینده دادستان درباره اتهام جنایت بر میت متهمان نیز عنوان کرد: سه متهم پرونده پس از قتل برای خلاصی از جسد از چند نفر کمک می‌خواهند که هیچ‌کدام حاضر به کمک نشده و دیگر پاسخگوی تماس آنها نمی‌شوند.

الهام سپس با کمک مادر و خواهرش، از بازار اره‌برقی خریده و با آن بدن پدرش را تکه‌تکه می‌کند که همان لحظه ماموران سر رسیده و آنها را دستگیر کردند.

قصاص می‌خواهیم

رئیس دادستان در ادامه از دو خواهر و برادر مقتول به عنوان اولیای‌دم خواست تا دفاع خود را مطرح کنند. دو خواهر برای سه متهم قصاص خواستند، اما برادرشان، نگار را به‌خاطر سنش بخشید و برای دو متهم دیگر قصاص خواست.

یکی از خواهران مقتول گفت: این سه نفر برادر مرا بی‌رحمانه کشتند. حالا چرا ما باید به آنها رحم کنیم؟ تنها تقاضای ما قصاص است. اگر مشکل داشتند به ما می‌گفتند تا آن را حل کنیم.

حقش بود بمیرد

الهام 24 ساله نخستین متهمی بود که در جایگاه قرار گرفت و اتهام قتل پدرش و جنایت بر میت را قبول کرد. دختر جوان در دفاعیاتش گفت: از زمانی که خودم را شناختم پدرم پرخاشگر بود و همیشه ما را تهدید می‌کرد یا کتک می‌زد. وقتی دیپلم گرفتم به من گفت، پول مفت ندارم به تو بدهم برو کار کن. من هم به جای رفتن به دانشگاه، کار کردم و خرج خانه را دادم. پدرم با زنان در ارتباط بود و به خاطر فساد اخلاقی او را کشتیم.

در این لحظه مستشار دادگاه به متهم تذکر داد، مقتول قدرت دفاع از خود را ندارد و به جای طرح این ادعا‌ها براساس مستندات دفاع کند.

برادر مقتول هم گفت: برادرم مشکل اخلاقی نداشت و اگر هم حرف آنها صحت داشت نباید او را می‌کشتند و می‌توانستند موضوع را به ما بگویند تا حل کنیم. دو بار خودم برادرم را در حالی که مسموم بود، به بیمارستان لقمان بردم.

دختر جوان در ادامه دفاعیاتش عنوان کرد؛ چند بار تصمیم گرفتیم پدرم را بکشیم، اما هر بار او فقط مسموم می‌شد. بعد تصمیم گرفتیم او را در تصادفی به قتل برسانیم که مادرم مخالفت کرد. موضوع را به یکی از آشناهایم گفتم که او ازمن ده میلیون تومان خواست تا با آن موادمخدر تهیه کند و در ماشین پدرم بگذارد. با این کار قرار بود او را به اعدام محکوم کنیم. دو میلیون تومان هم به عنوان پیش‌قسط به این مرد دادم، اما قبل از اجرای نقشه، نگار مخالفت کرد و آن را اجرا نکردیم.

21 تیر 93 او از شمال به خانه بازگشت. دوباره درگیری و دعوا را شروع کرد. همان شب موضوع قتل را با خواهر و مادرم در میان گذاشتم. آنها موافقت کردند. صبح روز بعد نگار قرص خواب‌آور، طناب و چسب خرید. شب وقتی به خانه آمدم با پدرم صحبت کردم، اما او همچنان رفتار تندی داشت. مادرم قرص‌ها را در شیرموز حل کرد. پدرم مقداری از آن را خورد و گفت تلخ است نمی‌خواهم. بعد هم خوابید. صبح زود مادرم مرا بیدار کرد و گفت حال پدرت خوب نیست. وقتی بالای سر او رفتم، به سختی نفس می‌کشید. مادرم می‌خواست به اورژانس زنگ بزند که مخالفت کردم. او باید عذاب می‌کشید و حقش بود که به این وضع بیفتد. بعد من شال را دور گردن او انداختم و یک طرف آن را من گرفتم و سمت دیگر آن را مادر و خواهرم گرفتند و پدرم را خفه کردیم. پس از قتل با هر دوست و فامیلی تماس گرفتیم و کمک خواستیم، تلفن را قطع کرد.

به همین خاطر بعد از سه روز زندگی با جسد، اره‌برقی خریده و من آن را تکه‌تکه کردم و مادرم داخل کیسه پلاستیکی ریخت.

رئیس دادگاه: چه تعداد قرص به پدرت دادید؟

الهام: صد قرص خواب‌آور.

در ادامه رسیدگی به پرونده، لیلا ـ مادر خانواده ـ در جایگاه ایستاد و در دفاع از خود گفت: اتهاماتم را قبول دارم. 25 سال قبل با همسرم ازدواج کردم و از همان ابتدا با هم مشکل داشتیم. بعد از ازدواج فهمیدم همسرم برای آرامش روانش باید قرص بخورد، اما این کار را نمی‌کند.

لیلا سپس به تشریح قتل پرداخت و اظهارات الهام را تائید کرد. نگار نیز به عنوان آخرین متهم در جایگاه قرار گرفت و او هم اتهامش را قبول کرد.

بخشش قاتلان

در پایان جلسه دادگاه، متهمان اظهارات خود را درباره فساد اخلاقی مقتول پس گرفته و از اولیای‌دم تقاضای بخشش کردند. اولیای‌دم مقتول هم وقتی متوجه پشیمانی مادر و دو دخترش شدند، برای رضای خدا و شادی روح مقتول از مجازات قصاص گذشت کردند و قضات برای صدور حکم از جنبه عمومی جرم وارد شور شدند.

محمد غمخوار - دبیر گروه حوادث

به اشتراک گذاری
کد خبر : 2525588657880311304
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

نظرات شما ( 18 نظر )

اگر در كشورمان تست روانی قبل از ازدواج وجود داشت اگر خانواده های محترم عیوب فرزندشان را انكار نمیكردند و به امید خوب شدن پس از ازدواج نبودند اگر از خانواده ها حمایت میشد اگر جایی بود كه مشكلات خانوداگی واقعا برطرف میشدند امروز مردخانواده كشته مثله نمیشد مادر و دو دخترش اسیر زندان و بدنام بین فامیل نمیشدند عزت همه حفظ میشد بامید هم سطح شدن كشورمان با معیارهای جهانی
قاتلان چقدر ر احت دركشور ما عفو می شوند تا باعث گستاخی سایر تبهكاران شوند .........
اون مرد لایق همین بود كسی كه به خانواده خود رحم نمی كند فقط كشته شدن و مرگ لایقش هست
اصلا خوبه فاسدترین آدم رو زمین بوده ،اولا مگه شما خدا بودین ،دوما پدرتون بوده از كاراش ناراضی بودین ازش جدا میشدید از راه قانونی مشكلشون رو حل میكردن
مهر میزند,خدایا دانش مان را بیفزا,امین
روزی كه خدا میفرسته ,باعث تسلط ادم به ادم باشه,دیگه چی میشه, این خانم ها اگه تنهایی رو انتخاب میكردن ,بازم میشدن بیوه و دختر مجرد وباقی قضایا,من نه تنها مهر تایید به كار این سه تا سیه روز نمیزنم ,بلكه كاملا با عملكردشان مخالفم,اما باید خودمان را جای انها بگذاریم,اگر بخواهیم قضاوت كنیم,تنها چاره را بدترین راه انتخاب كردند,واین زمانیست كه گفته شده ,خدا به قلبمان
هم وطن,اقا یا خانم یار محمدی,توجامعه ای كه زن هنوز ناقص العقل نامیده میشه,وكسانی امثال شما كه فكر میكنند كه فساد ستون خانواده به بقیه اعضای خانواده ربطی نداره,و
به همین سادگی پس تكلیف قانون چه میشود 3تا ناقص العقل 3تا زن پدر خانواده را با شنیع ترین وضع به قتل میرسانند من قاضی نیستم اما جامعه اگر موضوع همین خبر باشد به هیچ وجه نباید در معدوم كردن این ابلیس ها ذره ای تردید به خود راه داد. اگر مشكل اخلاقی داشت اصلا ربطی به زن و دختر هاش ندارد میتوانستند جدا شوند جدا زندگی كنند نه كه در خانه پدر بخورند بخوابند نقشه قتل او را بكشند. اگر وجود داشتند جدا میرفتند زندگی میكردند اولیای دم نباید به این جانیان بالفطره رحم كنند
شما كه با این جسارت آنان ر ا متهم و ابلیس می نامید یك روز فقط یك روز با چنین آدمهایی زندگی كنید و وقتی مرد و زن ازدواج می كنند در زندگی و اخلاق و رفتار هم سهیم هستند تو جامعه ای كه یك زن بیوه كه از همسرش جدا شده و از نظر مالی هم نمی تواند زندگی را تامین كند نظرهاو و نگاه ها به سمتش چگونه هست یك زمانی می رسد كه انسان چاره ای ندارد و هم محكوم به این زندگی هست و هم طاقت و صبرش تموم شده و راهی چون كشتن ندارد پس دورا دور فتوا ندهید
خانواده مرد هیچ وقت حق واقعی را به زن و فرزندان نمی دهند ، وقتی خانواده عذاب می كشند دیگران كجا باخبر می شوند و وقتی یك انسان با دروغ و ظاهر سازی خودش را به مظلومیت می زنه كی متوجه می شود به نظر من بهترین كار را كردند آدمهایی كه لیاقت زن و بچه را ندارند و در به فرزندان خود رحم نمی كند حقش مرگ به بدترین حالت هست. من از تمام وجودم این خانواده را درك می كنم
واقعا
باورش خیلی سخته!!!! اینا واقعا حیوان انسان نما هستند
حقش بود
قضاوتش با قاضی و خدایی كه بالای سرمونه ولی اینكه به این راحتی خانواده مقتول رضایت دادند نشون میده كه اون مرحوم بدجوری خانوادش رو نقره داغ میكرده، یه ازمایشی باید قبل ازدواج به صورت قانونی انجام بشه كه نشون بده اگه یكی از طرفین مشكلی از نظر روان داره این ازدواج صورت نگیره!!!! شاید به خیلی ها بر بخوره ولی تاوانش به سنگینی همین مقاله هستش واینكه اون زندگی جز جنگ اعصاب و بچه هایی كه توی یك محیط متشنج رشد می كنند نتیجه ای نداره
من با این جمله موافقم كه رضایت خانواده مقتول به این راحتی نشانه مشكل دار بودن مقتول بوده -مكن كاری كه برپا سنگت آیو--جهان با این فراخی تنگت آیو
نمی دونم چی بگم خدایا تو خودت به دادمون برس
به نام خدا باسلام و درود اینگونه اختلافات خانوادگی و نتیجتا بصورت حوادث وحشتناك در جامعه ما هر روز رخ میدهد مرتب در بخش حوادث روزنامه ها و سایت های خبری میبینیم . پیشنهاد میكنم توسط سازمانها و دانشكده های علوم انسانی،دانشكده های روانشناسی و علوم اجتماعی،وزارتخانه های جوانان،فرنگ و ارشاد اسلامی،اموزش و پرورش،علوم و تحقیقات،شهرداری ها، نیروی انتظامی، رسانه ملی ،كمیسیون های مرتبط مجلس و قوه قضاییه بعنوان پروژه های مشترك مورد بررسی و اظهار نظر قرار گیرد. -خانواده ها قبل از اقدام سرخود بدون ملاحظه ،لازمست مثل قدیمی ها با ریش سفیدان و بزرگان فامیل مشكلاتشانو مطرح نمایند. -خانواده ها لازمست مشكلات روحیه و گرفتاریهای خانوادگی خودشان را با روانشناسان و مشاورین خانواده ها كه علم و تجربه دارند،كمك و راهنمایی بگیرند. صحیح نیست افراد خانواده در مشكلاتی كه دارند خیلی خشن به فرد و یاافراد دیگر عمل كنند.اینجا وظیفه فرهنگ سازی ، ارشاد و رهنمود های سازمانها كه تعدادی از انها ذكر نمودم و مقاماتی(مثل امامان جمعه) استادان علوم روانشناسی و جامعه شناسی میتوانند مفید و سازنده باشند توصیه میكنم. -میزگردهای اموزنده با حضور كارشناسان در حوزه مشكلات خانوادگی و جلوگیری از حوادث خشن وحشتناك كه نمونه ان در خبر مذكور كه مادر و دختران دست به قتل پدر خانواده میزنند كه خودشان بررسی،نتیجه گیری و حكم قتل صادر نمودند.جای تاسف است.میتوانست بشرحی كه توصیه نمودم پیش نیاید. با احترام و ارزوی توفیق روز افزون صدراله البرزی مشاور،مدرس،پژوهشگر ،نویسنده و مترجم
وقتی در یك این مملكت یك معتاد شیشه ای به عنوان مریض نامیده می شود و جان خانواده در خطر هست و قاضی جواب همسر مرد را اینطور می دهد كه هروقت كشتتون بیاد خبر بدید و مردی كه مورد های اخلاقی مورد حمایت قانون هست آخرش خانواده مجبور می شود خودش از شر این انسان راحت شود.