• 9 1
  • 0

جام جم آنلاین گزارش می دهد

بازتولید القاعده؛ این بار در یمن

جمعه 28 فروردین 1394 ساعت 18:30
اخبار مربوط به حملات عربستان سعودی و همپیمانان آن با حمایت آمریکا علیه مردم یمن وزن عمده اخبار و تحولات این کشور را به خود اختصاص داده است اما هر از گاهی، خبرهایی مبنی بر حمله پهپادی آمریکا به مواضع القاعده افکار عمومی را به این سو سوق می دهد که آمریکا، در حال مهار همزمان دو جبهه القاعده و انصارالله یمن است.

به گزارش جام جم آنلاین، واشنگتن در حالی حمایت خود را از عربستان سعودی برای تجاوز به یمن اعلام کرده است که همچنان مدعی است سازمان القاعده را در راس تهدیدهای اصلی امنیت ملی خود می بیند اما چند تحول این روزهای یمن علامت سوال های بزرگی را پیش چشم ناظران سیاسی قرار داده است.

آمریکا اما در میان هجمه سنگین آتش پادشاهی سعودی علیه مردم یمن، هر از گاهی خبر از تهاجم پهپادهای خود به مواضعی از القاعده می دهد؛ حملاتی که سال هاست به شکلی روتین و روزانه، بدون تاثیرگذاری قابل ملاحظه ای بر توان القاعده در یمن ادامه دارد.

در این نکته تردیدی وجود ندارد که حملات عربستان به یمن شدیدا اوضاع امنیتی در این کشور را نابسامان تر از گذشته کرد.

برنده بزرگ آشفتگی در وانفسای حملات و تجاوزات اخیر سعودی ها به یمن، سازمان القاعده است؛ گروهی تروریستی که حدود دو هفته پیش به لطف آتش تهیه سنگین عربستان سعودی و حمایت آمریکا از این حملات، توانست 300 نفر از خطرناکترین اعضای خود را از زندان المکلا آزاد کند و زمینه را برای سیطره خود بر استان های جنوبی یمن فراهم کند.

صبح روز 13 فرودین 1394، افراد مسلح وارد زندان مرکزی المکلا در حضر موت یمن شدند و 300 عضو خطرناک القاعده را از این زندان رهاندند.

این خبر را یک منبع آگاه امنیتی اعلام کرد و افزود: تعدادی از فرماندهان ارشد القاعده نیز در میان این صدها عضو آزاد شده القاعده بودند.

یکی از این فرماندهان ارشد القاعده «خالد باطرفی» است که بیش از چهار سال زندانی بوده است و موفق به فرار شد.

روزنامه الاهرام چاپ مصر در تحلیلی از اوضاع یمن به قلم ابراهیم العشماوی با تاکید بر اینکه القاعده بزرگترین برنده ناامنی های یمن است می نویسد: القاعده در سایه ناامنی های جدید توانست آماده تسلط کامل بر سه استان جنوبی ابین، شبوه و حضرموت شود و حتی عرض اندام قابل توجهی در استان های شمالی مانند مارب، البیضا و حتی صنعا و عمران داشته باشد و سرپل هایی را برای ارتباط گیری موثر تر با حرکت الشباب سومالی را نیز از طریق دریای سرخ ایجاد کند.

این سوال مطرح است که چرا آمریکا با وجود اینکه القاعده را همچنان تهدید اول امنیت ملی خود می داند چنین هزینه گزافی را با حمایت از تجاوز سعودی ها به خاک یمن در قبال امنیت ملی خود متحمل می شود؟

این رویکرد پارادوکسیکال آمریکا به تهدید القاعده و اوضاع امنیتی یمن یادآور استفاده واشنگتن از القاعده برای اشغال عراق در سال 2003 است.

پیتر برگن مدیر موسسه «آمریکای جدید» و مولف کتاب «طولانی ترین جنگ ها؛ جدال مداوم بین آمریکا و القاعده» می نویسد: پیش از حمله آمریکا به عراق در سال 2003 برخی مسئولان بلندپایه آمریکایی در دوره جورج بوش تلاش کردند محور شر را با ارتباط دهی القاعده و رژیم بعث صدام تئوریزه کنند. صورت مساله این بود که اعضای سازمان القاعده به وسیله مردان رژیم صدام حسین آموزش می بینند تا نحوه ساخت سلاح های کشتار جمعی را فراگیرند. این یکی از چندین بهانه لازم برای اشغال عراق بود.

دولت بوش هرگز نتوانست دلایل متقنی برای ارتباط رژیم بعث با القاعده بیاورد. سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) در سال 2006 بیش از 34 میلیون صفحه از اسناد به جا مانده از رژیم صدام حسین را ترجمه کرده بود. موسسه آمریکای جدید تصریح می کند که در میان این اسناد حتی یک سند هم حاکی از ارتباط سازمان یافته بین القاعده و حزب بعث نبود.

این واقعیت دارد که سال ها بعد از اشغال عراق، همگرایی بازماندگان حزب بعث صدام و جماعت القاعده، این دو را در جبهه ای واحد گرد آورد و بنا به اظهار برخی ناظران از دل همکاری این دو، گروه تروریستی داعش زاده شد، اما طرح همکاری اینها در بدو امر تنها سناریویی برای توجیه اشغال عراق بود.

اکنون پروژه ناامن سازی یمن در حالی با ادعای مقابله با نفوذ ایران در منطقه دنبال می شود که اتاق فکرها و رسانه های غربی درباره ظهور مجدد القاعده این بار در شبه جزیره عربستان هشدار می دهند. القاعده حالا برای ایستادن تمام قد بر کرانه های تنگه راهبردی باب المندب به عنوان یکی از آبراهه های حیاتی جهان آماده می شود.

با این تفاسیر، تهدید القاعده برای شبه جزیره عربستان، خاورمیانه و حتی امنیت جهانی از دروازه های یمن به قدری آشکار است که نمی توان گفت آمریکا چشم خود را بر تهدید القاعده بسته است و این سوالات به قوت خود باقی می مانند که «نقش عربستان سعودی در بازتولید القاعده با توجه به کارکرد این گروه تروریستی در تقابل با انصارالله چیست؟ آیا القاعده باز هم بهانه ای برای مداخله وسیع تر و اشغال سرزمینی را در یمن فراهم خواهد کرد؟ چه سناریوهایی برای آینده یمن با توجه به تقویت القاعده از رهگذر تسامح یا تغافل درباره تهدید آن می توان متصور شد؟»

به نظر می رسد این بار نقش القاعده و سناریوهای مرتبط با آن است که می تواند شاه کلید حل معماهای امنیتی آینده منطقه باشد.

جام جم آنلاین- جواد ارشادی

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1909234259383279488
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: