• 2 0
  • 0

تهران و واشنگتن؛ عبور از مدار صفر درجه

پنج شنبه 27 فروردین 1394 ساعت 04:30
آینده روابط تهران و واشنگتن به کدام سو می‌رود؟ این سوالی است که اکنون نه فقط در میان نخبگان سیاسی در داخل کشورمان مطرح است، بلکه کم نیستند تحلیلگرانی در واشنگتن‌، تل‌آویو، ریاض، آنکارا، لندن یا حتی مسکو و پکن که با نگرانی به این موضوع می‌اندیشند که مذاکرات فشرده و بی‌سابقه وزرای خارجه ایران و آمریکا بر سر موضوع هسته‌ای، چه پیامدهایی برای آینده خاورمیانه یا جهان خواهد داشت؟

اگرچه از زمان روی کار آمدن باراک اوباما در آمریکا، نامه‌نگاری‌های رئیس‌جمهور ایالات متحده و پیام‌های نوروزی وی، بصراحت به نیاز واشنگتن به مذاکره با کشورمان و فشرده شدن دستی اشاره دارد که وی از آن به «دست دوستی دراز شده از سوی واشنگتن» تعبیر کرده، اما آن طور که برخی تحلیلگران می‌گویند، پیشینه روابط دو کشور یکی از مهم‌ترین موانع پیش‌رو برای بهبود روابط است و این همان نکته‌ای است که اوباما در گفت‌وگوی اخیر خود با نیویورک‌تایمز نیز به آن پرداخته و براساس آن پاسخ‌های تهران به نامه‌های ارسال شده خود را تحلیل کرده است.

تاریخ؛ کوه یخی اعتمادسوز

تاریخ مناسبات تهران و واشنگتن، مهم‌ترین مانع در برابر اعتماد ایران به آمریکا در جریان مذاکرات در حال انجام و سایر پرونده‌هایی است که محل بحث دو دولت محسوب می‌شود.

حمایت ایالات متحده از رژیم پهلوی، کودتای 28 مرداد، نقش آمریکا در سرکوب کشورهای منطقه و انقلابیون ایرانی، قراردادهای نفتی ناعادلانه ایران و آمریکا و نیز قراردادهای نظامی یکطرفه به سود واشنگتن، بحران گروگان‌گیری، حمایت آمریکا از رژیم بعث صدام در جنگ تحمیلی و شلیک به هواپیمای مسافربری ایرانی، تحریم ایران در ادوار مختلف، حمایت آمریکا از تل‌آویو و دیکتاتوری‌های عرب در خاورمیانه، سنگ‌اندازی واشنگتن در مسیر توسعه ایران و تضعیف اقتصاد کشورمان از طریق ایجاد جنگ تبلیغاتی و اقتصادی، تهدید نظامی تهران، جاسوسی و جنگ سایبری ایالات متحده علیه کشورمان، بهانه‌جویی در پرونده هسته‌ای، حقوق بشر و... ازجمله مهم‌ترین موضوعات محل اختلاف دو طرف در دهه‌های اخیر است که سایه این اختلافات چنان بر سر روابط دو کشور سنگینی می‌کند که حالا در آستانه امضای توافق جامع هسته‌ای، کم نیستند آنها که می‌گویند همین اختلافات تاریخی در نهایت مانع خواهد شد که تهران و واشنگتن بتوانند امضای خود را زیر یک توافق مشترک ثبت کنند.

سردی روابط ایران و آمریکا به‌سود کیست؟

در ماه‌های اخیر که تهران و واشنگتن به دلیل گفت‌وگوهای هسته‌ای ارتباطاتی با یکدیگر داشته‌اند، نوع مخالفت‌ها با این نزدیکی نشان می‌دهد کدام لابی‌های تندرو، از بهبود مناسبات دو کشور زیان خواهند کرد. نیازی به تکرار نیست که لابی‌های صهیونیستی، عربی و افراطیون جنگ‌طلب غربی ازجمله شاخص‌ترین مخالفان هر گونه بهبود مناسبات میان تهران و واشنگتن به‌شمار آمده و روشن است تاریخ طولانی اقدامات ضدایرانی آمریکا، به سود این تندروها بوده است.

چنین است که باوجود بی‌اعتمادی بسیار میان تهران و واشنگتن، برخی بر این عقیده‌اند که کمرنگ شدن اختلافات ایران و آمریکا، تندروهای ذی‌نفع در سردی روابط را ناامید می‌کند. با وجود این، سوال اینجاست که تهران با سابقه غیرقابل دفاع واشنگتن در زیرپا گذاشتن منافع ملی‌اش چگونه می‌تواند به ایالات متحده اعتماد کند؟ تهران به‌یاد دارد که واشنگتن چگونه مانع توافق هسته‌ای تهران و تروئیکای اروپایی شد.

مذاکرات هسته‌ای، کلیدی برای کدام قفل‌ها؟

به ‌دلیل همین پیچیدگی‌های تاریخی ‌ـ سیاسی، با این‌ که برخی معتقدند گفت‌وگوهای هسته‌ای تهران و واشنگتن هموارکننده راه بهتر شدن روابط ایران و آمریکاست، اما کم نیستند تحلیلگرانی که هشدار می‌دهند فرجام همین مذاکرات ممکن است سنگ تازه‌ای باشد بر سر راه مناسبات دو کشور.

آنها که با اشاره به سوابق تاریخی معاهدات بین‌المللی آمریکا، این مهم را گوشزد می‌کنند که ممکن است فکت‌شیت‌های آمریکایی درباره مذاکرات لوزان مقدمه‌ای برای عهدشکنی آینده این کشور باشد، نه فقط به این فرضیه که گفت‌وگوهای هسته‌ای کلیدی برای گشایش قفل‌های تاریخی زده شده بر دست و پای روابط تهران و واشنگتن است، باور ندارند، بلکه مذاکرات حساس هسته‌ای را نیز در بند همان قفل‌های تاریخی می‌دانند که در نهایت، تغییری در صفحه شطرنج مناسبات دو دولت نخواهد داد.

نظریه بازی‌ها و تبیین آینده روابط بازیگران سیاسی

با وجود همه این بدبینی‌ها که مستند به واقعیت‌های تاریخی و پیش‌فرض‌های سیاسی معتبری است، استفاده از نظریه بازی‌ها می‌تواند روزنه‌ای برای عبور از نگرانی‌های موجود در ارتباط با آینده گفت‌وگوهای هسته‌ای ایران و 1+5 باشد.

نظریه بازی‌ها (Game Theory) که با فرض حضور بازیگرانی در عرصه رقابت بر سر منافع و با در نظر گرفتن نظریه انتخاب عقلانی به تبیین و تحلیل واقعیت‌های سیاسی می‌پردازد، در بخشی از مدل‌سازی‌های سیاسی خود با طرح مدل «بازی‌های تکرارشونده»، این دیدگاه را مطرح می‌کند که یکی از معدود راه‌های برقراری اعتماد میان دو بازیگری که در رقابت تنگاتنگ با یکدیگر هستند، استفاده از مدل بازی‌های تکرارشونده است. براساس این مدل، شرط این ‌که بازیگران A و B بتوانند بر سر موضوع X به نتیجه برسند، این است که دو طرف بدانند اگر در این بازی پا در مسیر انحراف، تقلب و عهدشکنی بگذارند، از حضور در بازی Y یعنی بازی بعدی بر سر موضوعی با منافع حیاتی مشترک محروم خواهند ماند. تردیدی نباید داشت که اگر این دو بازیگر گمان ببرند تفاهم‌شان بر سر یک موضوع، اولین و آخرین توافق خواهد بود، هیچ تضمینی برای وفای به ‌عهد نخواهند داشت، اما اگر این دو بازیگر بدانند بازی در حال انجام، تنها مقدمه‌ای برای بازی‌های بعدی است، آن وقت احتمال این ‌که به قواعد بازی در حال انجام احترام بگذارند، بالا خواهد رفت.

این روند در صورت عدم گسست زنجیره بازی‌ها، درباره بازی دوم، نسبت به بازی سوم، سوم نسبت به چهارم و بازی‌های متعدد بعدی برقرار خواهد بود و بهترین تضمین را به بازیگران خواهد داد که با آزمودن طرف مقابل ـ که براساس اصل واقع‌گرایی سیاسی، ذاتا غیرقابل اعتماد است ـ بازیگر دوم را نسبت به تعهدات خود پایبند نگه دارند.

ایران و آمریکا، پیش به‌سوی تکرار بازی

مذاکرات هسته‌ای و توافق احتمالی را نیز می‌توان در همین مدل تبیین کرد که می‌تواند مقدمه‌ای برای حل و فصل برخی دیگر از اختلافات ریشه‌دار ایران و آمریکا باشد.

چنان که رهبر انقلاب در بیانات اخیر خود تاکید کردند، ایران در حال آزمودن آمریکاست که اگر در جریان توافق هسته‌ای به تعهدات بین‌المللی خود پایبند باشد، از این فرصت که درباره برخی موضوعات دیگر بتواند با ایران بر سر یک میز بنشیند، برخوردار شود. روشن است که این آزمون، براساس مدل بازی‌های تکرارشونده، مهم‌ترین تضمین برای عمل طرف مقابل به شروط مذاکرات است، چراکه اگر واشنگتن چنان که اوباما تابه حال بارها تاکید کرده، براستی قائل به تغییر مناسبات خود با تهران بوده و تکرار الگوی «عادی‌سازی روابط با هاوانا» را در ذهن دارد، باید از فرصت مذاکرات هسته‌ای برای اعتمادزایی استفاده کرده و شانس ادامه گفت‌وگوها با ایران را برای خود حفظ کند و آن را با انتشار فکت‌شیت‌های اعتمادسوز و سخن گفتن از اما و اگرها و پیش‌شرط‌ها درباره عمل به توافق نهایی از دست ندهد.

هرچند هنوز آینده مذاکرات هسته‌ای روشن نیست، اما هر چه هست، شانس استفاده دقیق از مدل «بازی‌های تکرارشونده» برای تحلیل روابط تهران و واشنگتن، می‌تواند زمینه‌ای باشد برای حل دیگر مشکلات موجود در روابط دو کشور.

مصطفی انتظاری هروی / گروه سیاسی

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1906798677579901345
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: