مشاوره

  • طالبی - دوشنبه 3 تیر 1398

    بابا این بخش كپك زد ، آخرین مطلب مال 10 فروردین بود ، تقریباً 3 ماه پیش ، این خیلللللللیه ، اگه قرار نیست این بخش فعال باشه خوب جاش رو به موضوع دیگه ای بدید ، بخش به این مهمی اینقدر غیر فعاله كه آدم اصلا دست و دلش نمیره رو این بخش كلیك كنه

    جام جم سرا

    سلام.بعضی مسائل را نمی‌توان عمومی مطرح كرد.بنابراین از طریق ایمیل پاسخ داده می‌شود و روی سایت دیده نمی‌شود. هر چه سوالات قابل مطرح شدن بیشتر باشد، خواندنی های شما بیشتر می‌شود.موفق باشید.

  • ازادی - شنبه 1 تیر 1398

    سوالات فلسفی زیاد ذهنی نشاندهنده افسردگی است؟چطور میشه كمش كرد؟

    جام جم سرا

    سلام. هیچ تحقیق علمی وجود ندارد كه سوالات زیاد فلسفی را نشانه افسردگی بداند. افسردگی نشانه‌های متفاوتی دارد. بهتر است در پی پاسخ سوالات خودتان از متخصص مربوط باشید و همین باعث می‌شود از تعداد سوالات كم شود. سوال باعث متفكر شدن شخص می‌شود و همین ممكن است آرامش و كم صحبتی فرد را در پی داشته باشد ؛‌اما این شخص افسرده نیست.پس باید این موضوعات را تفكیك كنید.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

  • ارغوان - شنبه 11 خرداد 1398

    باسلام خدمت شما .خانمی 31 ساله هستم 8ساله كه ازدواج كردم پیش ازین بارها ازتون بابت مشكلات عدیده ای ك داشتم راهكار گرفتم و صد البته كه نتیجه مثبت هم گرفتم و بسیارازتون سپاسگذارم.بحرانی كه الان دارم تجربه ش میكنم هیچ اطلاعی ندارم كه حتی چطوربایدهضمش كنم .همسرم مدتیه نسبت ب موضوعات دینی مذهبی كاملا بی عقیده شدن گرچه قبلا هم خیلی مقیدنبودن روزه كم و بیش اما نمازشونو میخوندن. سه سالیه كه حتی یك ركعت هم نخوندن و گاهی به من هم كه تاخیردارم به تمسخر میگن چجور مسلمونی هستی كه هنوز نمازتو نخوندی ویا به حجاب من اهمیت میدن و من واقعا متعجب از رفتاراشون هستم.تازگیا عنوان میكنن كه دین اسلام رو هم قبول ندارن حتی به مزاح میگن مسیحی هستم و من هم كه ازشون توضیح میخام میگه فقط خدارو قبول دارم امامسلمون نیستم.من مطمعنم كه دین دیگه ای ندارن نمیدونم واقعا توی جوی از همكاران یا دوستانشون توی فضای مجازی یا محل كارشون قرار گرفتن و اونا تاثیر گذاشتن (گرچه با استقلال شخصیتی كه ازشون سراغ دارم بعید میدونم با 35 سال سن كسی بتونه عقاید دینی شون رو دچار تزلزل بكنه) یا اینكه خودشون با توجه به یاسها و ناامیدیهای مداوم به این نتیجه رسیدن.ضمنا لازم میدونم اینو هم خدمتتون بگم كه ایشون خانواده ای كاملا مذهبی دارن كه حتی نمازاشون قضا نمیشه و از سمت اونام هی بهشون تذكر داده میشه كه نمازتوبخون.ممنون میشم راهنمایی كنید نحوه برخوردم باایشون در برابربازگو كردنشون تو این مسائل باید چطور باشه و چه واكنشی نشون بدم .

    جام جم سرا

    سلام. آدمی در زندگی می‌تواند چرخش‌های مذهبی متفاوت را بگذراند. با توجه به شرایط و روحیات و اتفاقات،‌حال متغیر می‌شود و بر خیلی چیزها تاثیر می‌گذارد.این تغییر و تحول را تایید نمی‌كنم،‌چون اگر شناخت انسان از خودش و تمایلاتش كافی باشد نیاز به این همه دگرگونی ندارد. به هر روی همسرتان در پی خشمی یا دلخوری از موضوعی ،‌رویه خود را تغییر داده‌اند.بهتر است باایشان در خصوص این موضوع مشاجره نكنید.تذكر ندهید.فقط كافی است بگویید من اینگونه‌ام و چنین شرایطی را دوست دارم. خودتان به عقایدتان بپردازید و سعی كنید الگوی مناسبی شوید.نیاز نیست به كلام بیاورید.عملی نشان دهید همان كه هستید و تاثیرات مثبت عقایدتان را در زندگی. عموما كسانی كه چرخش داشته‌اند مجدد به اصل خودشان بازگشته‌اند. اگر از شما ایراد می‌گیرند احتمالا در پی ایراد گرفتن شماست.توجه نكنید و كل‌كل نكنید. بیشتر با افرادی ارتباط داشته باشید كه تاثیر مثبت بر ایشان دارند. سعی كنید تحت هیچ شرایطی معلم دینی ایشان نشوید.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

  • علی - یکشنبه 5 خرداد 1398

    با سلام.
    بنده مادری دارم با عقاید مذهبی كه حدودا 4 ساله با افسردگی دست و پنجه نرم میكنه و همچنین وسواس فكری و رفتاری شدید داره از طرفی به من و برادرم و بخصوص به من به شدت وابستست. بنده قصد ادامه تحصیل در خارج از كشور رو دارم و هرموقع بحث این موضوع پیش میاد به من التماس میكنه كه نرو.میگه من بدون تو میمیرم اینجا و منو زجر نده یا میگه از دستت راضی نیستم بری. بنظر شما من با همچین مادری چه كنم؟ مگه مادرا پیشرفت فرزنداشونو نمیخوان؟؟ آیا من حق پیشرفت و انتخاب زندگی بهتر رو ندارم؟ چون بنده با نامزدم به این توافق رسیدیم كه هر دو بعد از عقد اپلای كنیم.البته هنوز رسمی نشده نامزدیمون و مادرم هم نمیدونه.

    جام جم سرا

    سلام. والدین به دلیل این كه والد هستند خودشان را محق هر گونه ابراز عقیده و دخالت در امور فرزند می‌دانند و این بسیار نادرست است.متاسفانه در فرهنگ ما هم به این موضوع زیاد بها داده می‌شود.حال برخلاف این عمل كردن كار سختی است و عموما فرزندان از حق خودشان می‌گذرند و همیشه افسوس می‌خورند. پیشنهاد می‌كنم مادرتان حتما درمان خودشان را ادامه دهند. در كنار درمان ایشان می‌توانید از درمانگر مادرتان بخواهید در این مسیر به شما هم كمك كند.كافی است مادرتان تحت مشاوره قرار بگیرند و در فكرشان تغییر به وجود آید.شما هم اگر مطمئنید در این مسیر ثابت قدم هستید و موفق خواهید شد ،‌راهتان را ادامه دهید.در نهایت شادی شما و موفقیت شما باعث افتخار مادرتان خواهد بود.توصیه اكید می‌كنم از مشاوره حضوری غافل نشوید.نتیجه چندسویه خواهد داشت.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

  • افسانه عمرزاده - یکشنبه 5 خرداد 1398

    سلام خدمت شما وقتتون بخیر من یه دختر ۲۱ ساله هستم مشكله من اینكه من خیلی كم حرفم یعنی در حدی كه در جمع دوستان و..كلا ساكتم این خیلی معذبم میكنه مخصوصا درمورد كسی كه باهاش در رابطه هستم چون وقتی باهاشم بهم میگه از بس ساكتی حوصلمو سر میبری خیلی بی انرژی هستی من دوستش دارم و نمیدونم چیكار كنم كه راضی بشه نمیدونم در مورد چی حرف بزنم اعتماد به نفس ندارم از بچگی از خونوادم محبت ندیدم توانایی ابراز احساساتمو ندارم مثلا با دوستم كه باشم اون همه مشكلاتش در مورد خونوادش یا رابطش رو میگه و ازم كمك میخواد ولی من نمیتونم اینو بگم توروخدا كمكم كنید چیكار كنم

    جام جم سرا

    سلام.همین كه می‌دانید مشكلتان از نداشتن اعتماد به نفس است ،‌گام بزرگی برداشته اید. برای بالابردن اعتماد به نفس تمرین‌هایی وجود دارد. باتلاش می‌توانید تغییرات مهمی در خودتان به وجود آورید.

    در گام اول باید بخواهید كه تغییر كنید و فرد دیگری شوید. میزان بهبودی اعتمادبه‌نفس شما به میزان خواستن، انگیزه، توجه، احساس مسئولیت و پشتكار شما بستگی دارد.
    خودشناسی:
    باید تصویرهای نادرستی را كه در ذهنتان دارید، بشكنید. باید یك تصویر واقعی داشته باشید. بدین منظور، روی یك كاغذ جنبه‌های مثبت و منفی خود را در همه‌ی زمینه‌ها‌ی جسمی، روحی، رفتاری، افكار و احساسات بنویسید. اگر خودتان را همان طور كه هستید بشناسید و همه‌ی جنبه‌های ضعف و قوت‌تان را بپذیرید، گام بزرگی برای بهبود اعتمادبه‌نفس خود برداشته‌اید.
    به چالش كشیدن:
    پس از آن، افكار، احساسات و رفتارتان را ارزیابی كردید. با خودتان به گفت‌وگو بنشینید و درست و غلط بودن آن‌ها را سبك و سنگین كنید.
    خودكنترلی:
    سخت‌ترین و آخرین گام را محكم بردارید. احساسات منفی را مهار كنید. بر افكار و احساسات‌تان مسلط باشید و آن‌ها را به كنترل خود درآورید. شیوه‌ی تفكرتان را تغییر دهید. سخت‌گیر نباشید. شتاب‌زده نتیجه‌گیری نكنید. در هیچ موردی پیشگیری نكنید. مثبت باشید و از كلمات منفی اجتناب كنید. برای خودتان و تواناییهای‌تان ارزش قائل باشید. به خودتان احترام بگذارید. از جهت جسمی و ظاهری به خودتان برسید و ورزش كنید. خوابتان را منظم كنید. خودتان باشید. روابط اجتماعی از جمله رابطه با دوستان و اقوام خود را تقویت كنید. سعی كنید همیشه لبخند بزنید. راحت راه بروید و بنشینید. سرتان را بالا نگه دارید و موقع گفت‌وگو به چشمان طرف مقابل نگاه كنید.
    تمرین های افزایش اعتماد به نفس

    تمرین اول : نوشتن جملات مثبت و هرروز این جملات را جلوی آیینه حداقل به مدت 10 دقیقه به خودتان بگویید.
    تمرین دوم : یك آگهی تبلیغاتی برای خودتون درست كنید یك فیلم كوتاه یا یك نوشته زیبا از توانایی های خودتون و هرروز چند بار به آن نگاه كنید یا بخونید .
    تمرین سوم : مراقبت از جسم خود
    بدین صورت كه هرروز استحمام كنید ، شاداب مرتب باشید ، 8 ساعت خواب شیرین شبانه داشته بآشید ، صبحانه كامل میل كنید و در طی روز نیز میوه و سبزیجات میل نمایید و از خوردن چای یا قهوه درطی روز اذت ببرید.
    تمرین چهارم : به خودتون برسید
    به وضع ظاهر خود برسید، كفش هایتون را واكس بزنید ، مسواك بزنید، تمرین های پوگا انجام بدید، لباس های مد روز بپوشید ولی افراط نكنید ، بانظم باشید و شلخته نباشید .
    تمرین پنجم : تبسم زدن و لبخند زدن عامل دیگری است كه موجب افزایش اعتمادبنفس می شود .
    تمرین ششم : هنگام صحبت كردن با مخاطبین به چشمانشان آنها نگاه كنی.
    در ارتباطتان هم سعی كنید كارهایی را انجام دهید كه نمی‌كردید.مثلا بیشتر حرف بزنید، نظر بدهید، خاطره بگویید، به اطرافتان واكنش نشان دهید.آهسته آهسته متوجه تغییرات خوبی د رخودتان خواهید شد.می‌توانید برای خودتان برنامه تنظیم كنید.بگویید فردا من باید به چند غریبه سلام كنم.وارد جایی می‌شوید با صدای بلند سلام كنید.یا هر كار دیگری كه با توجه به شرایطتان می‌توانید ،‌انجام دهید.موفق باشید.
    لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

  • سما - سه شنبه 31 اردیبهشت 1398

    با سلام و خسته نباشید
    من و همسرم تقریبا 3سال هست كه نامزدیم در این مدت همسرم كوچكترین پس اندازی نكرده و حتی برای من هم چیزی نمی خرد و هر دفعه به هر بهانه ای از من پول می گیرد و اگر به درخواستش جواب ندهم به من فحاشی می كند لطفا راهنمایی كنید چكار كنم .با تشكر

    جام جم سرا

    سلام.چه راهنمایی ای می‌خواهید؟این كه به ایشان پول ندهید؟این كه انتخابتان درست است؟ یا...باید واضح هدفتان را بگویید. فرض می گیریم نمی‌خواهید به ایشان پول دهید و وادارش كنید پس‌انداز كنند. باید متوجه شوید علت پس انداز نكردن چیست. شاید درآمد به اندازه خرج نیست. شاید بلد نیستند. شاید این گونه بزرگ شده‌اند.شاید د رخانواده‌شان شخص دیگری هم همین گونه است .پس باید متوجه شوید علت چیست.بعد خودتان در مدیریت مالی به ایشان كمك كنید. حساب و كتاب را بنویسید.برنامه ریزی كنید. پیشنهاد اصلی و مهمم مراجعه به مشاوره زوج درمانگر است.حتما مراجعه كنید تا در جلسات پیوسته به شما كمك شود مهارت های ارتباطی و زندگی را بیاموزید.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

  • هایدی - دوشنبه 23 اردیبهشت 1398

    باسلام و خسته نباشید برای درست تربیت كردن كودكان راهنمایی میخواستم.برای هرجیزی گریه میكنه منو باباش هم سرش داد میكشیم

    جام جم سرا

    سلام .داد زدن شما در پی گریه كودك ،‌خود بزرگترین تشویق است كه كودك به همین رویه ادامه دهد. پدر و مادر باید در برابر كودك بسیار صبر و حوصله داشته باشند. واكنش نشان ندهند. نادیده بگیرند. اگر گریه می‌كند خیلی خونسرد توضیح دهید چون گریه می‌كند به حرفش گوش نمی‌كنید.باید ساكت شود تا متوجه شوید حرفش شوید.این كار خیلی سخت است و از حوصله بیشتر پدر و مادرها خارج است؛‌اما اگر تمرین كنید به نتایج مطلوب می رسید.یك قانون كلی وجود دارد.هر رفتاری كه تقویت شود، ادامه می‌یابد. حال تقویت هر چه می تواند باشد حتی توجه و داد زدن سر كودك.او همین واكنش شما را می‌خواهد.كافی است واكنش دهید. هر رفتاری هم در پی تقویت نشدن به خاموشی سپرده می‌شود. اگر توجه نكنید به مرور رفتار خاموش می‌شود.پس بر صبر و حوصله بیشتر تاكید می‌كنم. نكته مهم بعدی بررسی كودكتان است.بهتر است از نظر جسمی او را بررسی كنید تا خیالتان راحت شود مشكلی وجود ندارد. موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

  • sara - یکشنبه 22 اردیبهشت 1398

    سلام
    از سال 83 بیماری دوقطبی دارم بطور مدام گریه میكنم و استرس شدیدی دارماحساس میكنم كسی من نمی فهمه و كارهای روزمره نمیتونم انجام بدم البته دیماه 97 پدرم فوت شد و بیمارم عود كرد الان دارو كه دكتر روانپزشك به من دادن دپاكین 500 و الونتا هست البته قبلا یك مدت با داروهای طب سنتی خوب بودم به روانشناس هم مراجعه كردم میگن شخصیت شما عجول ایده آل طلب هست و دچار نشخوار فكری شده اید و پیشنهاد طرح واره درمانی میدن تو رو خدا كمكم كنید دو فرزند 9 و 4 ساله دارم همسرم هم كارخانه كار میكنه دوست و خواهری هم ندارم كه به من كمك كنه همسرم هم حتی توانایی نگهداری بچه ها رو نداره كه من پیاده روی كنم تا سطح سروتونین خونم بالا بره شاغل هم هستم

    جام جم سرا

    سلام.توصیه دستی به شما شده‌است.باید درجلسات حضوری در كنار دارودرمانی، روان درمانی هم شوید حال بسته به شیوه ای كه روانشناس برمیگزیند.از راه مكاتبه چنین مشكلی حل نمی‌شود.شما حتما باید دارو بخوردی و د ركنارش مشاوره هم شوید. د رغیر این صورت به نتیجه مطلوب نخواهید رسید.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشدروان‌شناسی بالینی

  • سیاوش - شنبه 10 فروردین 1398

    سلام.سال نو مبارك.پسری 3ساله دارم.اخیرا مدام دست در بینی خودش میبرد.چگونه از این عمل زشت او جلوگیری كنیم؟ممنون.

    جام جم سرا

    سلام. این عمل برای شما ممكن است زشت باشد ؛ اما بچه 3ساله كه نمی‌داند و دركی از زشت بودنش ندارد.پس اول به این نكته توجه داشته باشید كه هر رفتار و حركت كودك را با سن و شرایط كودك بسنجید و تعریف كنید. پس این كار كودك شما زشت نیست.صرفا یك رفتار است. هر رفتار هم می تواند علت یا عللی داشته باشد. یكی از عللش می‌تواند مشكلی در بینی باشد كه باید بررسی شود.مثلا بینی كودك شما كیپ شده است و ناراحت است. خودش اقدام می‌كند تا مشكل حل شود. یا خشك شده است و نیاز است چرب كنید. می‌تواند این رفتار را دیده و خواسته امتحان كند، اما با واكنش های نامناسب شما مواجه شده و ادامه‌اش داده است. واكنش نشان دادن اطرافیان می‌تواند یك تقویت كننده مثبت برای ادامه آن رفتار باشد. كافی است كودك شما بخواهد جلب توجه كند.همین كه انگشت در بینی كند و شما دعوا یا تهدیدش كنید به هدفش رسیده است. می‌تواند علتش در پی استرسی باشد كه تجربه كرده و با این كار به آرامش رسیده است.همین می‌شود آرامبخشی كه كودك در هر بحرانی سراغ آن برود و...پس ببینید یك رفتار چقدر دلیل می‌تواند داشته باشد. حتی گاهی هم صرفا برای جلب توجه است و اینكه اطرافیان واكنش نشان دهند.در كل باید دقیق شوید. می‌توانید برای مدتی بین‌اش را چرب كنید .این چرب كردن احتمالا مانعی می‌شود برای ادامه رفتار. تمرین كنید اصلا واكنش نشان ندهید. رفتار دیگران در برابر دین رفتار بچه شما نباید اهمیت داشته باشد. كودك خیلی كارها را باید انجام دهد تا رشد كند.نگران قضاوت و حرف دیگران نباشید. زشت و زیبا تعیین نكنید. گاهی رفتاری پس از مدتی خاموش می‌شود چون تجربیاتی كه باید، كسب شده است. موفق باشید.
    لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

  • علی ع ح - چهارشنبه 22 اسفند 1397

    سلام دختر 4 ساله من غذا نمی خورد این مشكل را ما از 2 سالگی با او داریم برای همین لاغر و مدتی دچار یبوست شد.
    چطور میتوانیم اشتها و همینطور سلامتی مزاجش را به حد نرمال برسانیم. با تشكر

    جام جم سرا

    سلام.با متخصص كودك مشورت كنید. من روان‌شناسم.

  • م - سه شنبه 21 اسفند 1397

    سلام همسرم نسبت به من بی توجه است وبه خانم های اطراف بنده بیشتراهمیت می دهد ازمادر وخواهر ش تاافراد غریبه مثل همكارانش لطفا راهنمایی ام كنیدمثلا به زن داداش بنده توجه بیشتری داشت ومن راجلوایشان كوچك می كرد وبااون خوش رفتاری ومی خندید به همسرم گفتم ولی تاثیری نداشت حتی طوری رفتار می كند كه زن داداشم متوجه می شود كه همسرم به من توجه نمی كند واز این سواستفاده می كندلطفا راهنمایی ام كنید چیكار كنم یالااقل باطرف مقابل چه طوری رفتار كنم چگونه رفتار كنم كه همسرم متوجه شود من ازنظر روحی دیگه طاقت ندارم

    جام جم سرا

    سلام. نمی توانم بدون حضور همسرتان تمام حرف هایتان را بپذیرم و قبول كنم. می تواند حرفتان درست باشد یا برداشت اشتباه شما باشد یا ریشه در حسادت شما داشته باشد یا ...پس علل زیادی می تواند داشته باشد. بدون بررسی دقیق نمی توان نظر درست داد.اگر حرف تان درست باشد پس باید ریز به ریز بررسی شود و بیشتر همسرتان بررسی شوند.اگر برداشت شما اشتباه باشد یا حسادتتان برانگیخته شده باشد راه حل دیگری دارد. اما این كه شما چه باید بكنید.باید بگویم خودتان باشید.تلاش برای دیگری بودن یا مثل دیگری شدن اشتباه است. چون اگر مشكل در ایشان باشد شما هر چه شوید و هر كاری كنید ،‌مساله حل نمی ‌شود فقط خودتان را خسته و كلافه كرده اید و از اینكه از خودتان دور شده اید خشمگین خواهید شد. باید با همسرتان صحبت كنید و بگویید این رفتارش شما را آزار می‌دهد و این مشكل به گونه ای باید حل شد.توصیه كنید از جلسات حضوری روان شناس كمك بگیرید.چون وافعا به شكل مكاتبه ای امكانپذیر نیست. اما اگر حسادت شما باعث این مشكل باشد خب راهكارهایی وجود دارد. تاكید می‌كنم یكی از كارهایی كه شما باید انجام دهید افزایش اعتماد به نفس‌تان است.ارتقای اعتماد به نفس در پی خود افزایش عزت نفس و شناخت از خود را دارد.وقتی اعتماد به نفس و عزت نفس بالایی داشته باشید به راحتی از پس این مشكل برخواهید آمد و احتمالا خود به خود حل می‌شود. اعتماد به نفس نمی گذارد اسیر خواسته های دیگری بشوید یا آنها شما را آزار دهند.پس حتما روی اعتماد به نفس‌تان كار كنید و از مشاوره حضوری كمك بگیرید.موفق باشید.
    لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

  • ماریا - سه شنبه 7 اسفند 1397

    با سلام و خسته نباشید
    من سال90 ازدواج كردم و یك فرزند دو ساله دارم كارمند هستم و واقعا از هر لحاظ واسه زندگی مشتركمون كم نذاشتم. و با كم و زیادش , خوب و بدش ساختم. اهل ولخرجی و دوست و مد و ... نیستم . همه فكر و انرژیم واسه خانواده ام هست. رفتار همسرم با من نسبتا خوبه و با فرزندمون خیلی خوبه ولی از اول ازدواج با خانواده من لج كرد و بهشون جبهه گرفته و دلش از همشون پره ولی نمیدونم دلیلش چیه (مخصوصا با مامانم و خواهرم , این رو هم بگم كه هیچكدوم نه مامانم و نه خواهرم اصلا اهل دخالت كردن تو زندگی ما نیستن) و این موضوع من رو خیلی اذیت میكنه وقتی هم كه راجبش حرف میزنیم و علت رو میپرسم میگه من خیلی خوبم و تو نمیبینی و از ادامه بحث خودداری می كنه. من خودم تا جای ممكن سعی كردم به خانواده همسرم مخصوصا پدر و مادرش احترام بذارم. با اینكه بعضی وقت ها با حرف ها و یا رفتارشون من رو رنجوندن ولی با این حال با احترام رفتار كردم.
    یك بار تو طول زندگی مشترك 8 هشت ساله سر یك موضوع گلایه از رفتار برادرش كردم كه همون اول گلایه یه دعوای حسابی راه انداخت و خیلی طرف برادرش رو گرفت و اجازه ادامه بحث نداد. این رفتاراش واقعا من رو عذاب میده و گاهی غیر قابل تحمل میشه. به حالت غیر عادی با خانواده من لجه و پشت خانواده خودش هست. خواهش میكنم به من بگین چه كاری باید انجام بدم.

    جام جم سرا

    سلام.ازدواج یعنی آشنا شدن با غریبه‌ای و زیر یك سقف زندگی كردن با او. تصور كنید دو نفر با تمام تفاوت ‌ها و شباهت‌ها كنار هم قرار می‌گیرند. بعضی از شخصیت‌ها از ابتدا در پی به دست آوردن بهانه و اشكالات هستند.خیلی از حرف‌ها برایشان غیرقابل تحمل می‌شود كه ممكن است برای دیگری این گونه نباشد. همسر شما از حرف یا حركتی از طرف خانواده ناراحت است و دلخور شده و همین باعث چنین رفتاری شده است. گره‌های شخصیتی می‌توانند با كوچكترین حركتی به بمبی اتمی تبدیل شوند. باید دقیق شوید و ببینید چه چیزهایی ناراحتشان می‌كند، یا مانع شوید و پیشگیری كنید یا با خونسردی توضیح دهید. این كه در دفاع از برادرش برخاسته كاملا طبیعی است و نمی‌خواهند به شما اجازه دهند پا را فراتر از این بگذارید. همین كه شما از خانواده‌تان دفاع كنید ممكن است باعث ناراحتی همسرتان شود. توازن برقراركردن بین همه این مسائل از مهارت های شماست.توصیه می كنم حتما مهارت های زندگی را بیاموزید .برای این كار از روان شناس به شكل حضوری كمك بگیرید.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

  • علی - پنج شنبه 18 بهمن 1397

    با سلام خدمت شما
    مشكلی كه ذهن منو مشغول كرده اینه كه وقتی تو یه جمعی یه دفعه مورد توجه قرار میگیرم یا یكی توی جمعی یه چیزی میگه كه من تو تنگنا قرار میگیرم صورت و گوشم كامل سرخ میشه به نحوی كه قشنگ قابل تشخیص هست برای بقیه و حتی چندبار در همون حال گفتند نگاه كنین چقدر سرخ شد. این قضیه منو ازار میده چون فك میكنم الان بقیه متوجه شدن كه من خجالت كشیدم یا اعتماد به نفسم پایینه. آیا راه حلی وجود داره یا صرفا واكنش طبیعی بدنه و نمیشه كاریش كرد؟ سپاس از پاسخگوییتون

    جام جم سرا

    سلام.این مشكل قابل حل است. فقط فیزیولوژی نیست بلكه فیزیولوژی باعث علنی شدنش می‌شود. كافی تمرین كنید تا بتوانید بر آن غلبه كنید.
    برای افزایش اعتماد به نفس خود چكار كنیم؟
    خواستن:
    در گام اول باید بخواهید كه تغییر كنید و فرد دیگری شوید. میزان بهبود اعتمادبه‌نفس شما به میزان خواستن، انگیزه، توجه، احساس مسئولیت و پشتكار شما بستگی دارد.
    خودشناسی:
    باید تصویرهای نادرستی را كه در ذهنتان دارید، بشكنید. باید یك تصویر واقعی داشته باشید. بدین منظور، روی یك كاغذ جنبه‌های مثبت و منفی خود را در همه‌ی زمینه‌ها‌ی جسمی، روحی، رفتاری، افكار و احساسات بنویسید. اگر خودتان را همان طور كه هستید بشناسید و همه‌ی جنبه‌های ضعف و قوت‌تان را بپذیرید، گام بزرگی برای بهبود اعتمادبه‌نفس خود برداشته‌اید.
    به چالش كشیدن:
    پس از آن، افكار، احساسات و رفتارتان را ارزیابی كردید. با خودتان به گفت‌وگو بنشینید و درست و غلط بودن آن‌ها را سبك و سنگین كنید.
    خودكنترلی:
    سخت‌ترین و آخرین گام را محكم بردارید. احساسات منفی را مهار كنید. بر افكار و احساسات‌تان مسلط باشید و آن‌ها را به كنترل خود درآورید. شیوه‌ی تفكرتان را تغییر دهید. سخت‌گیر نباشید. شتاب‌زده نتیجه‌گیری نكنید. در هیچ موردی پیشگیری نكنید. مثبت باشید و از كلمات منفی اجتناب كنید. برای خودتان و تواناییهای‌تان ارزش قائل باشید. به خودتان احترام بگذارید. از جهت جسمی و ظاهری به خودتان برسید و ورزش كنید. خوابتان را منظم كنید. خودتان باشید. روابط اجتماعی از جمله رابطه با دوستان و اقوام خود را تقویت كنید. سعی كنید همیشه لبخند بزنید. راحت راه بروید و بنشینید. سرتان را بالا نگه دارید و موقع گفت‌وگو به چشمان طرف مقابل نگاه كنید.
    تمرین های افزایش اعتماد به نفس
    تمرین اول : نوشتن جملات مثبت و هرروز این جملات را جلوی آیینه حداقل به مدت 10 دقیقه به خودتان بگویید. تمرین دوم : یك آگهی تبلیغاتی برای خودتون درست كنید یك فیلم كوتاه یا یك نوشته زیبا از توانایی های خودتان و هرروز چند بار به آن نگاه كنید یا بخونید .
    تمرین سوم : مراقبت از جسم خود
    بدین صورت كه هرروز استحمام كنید ، شاداب مرتب باشید ، 8 ساعت خواب شیرین شبانه داشته باشید ، صبحانه كامل میل كنید و در طی روز نیز میوه و سبزیجات میل نمایید و از خوردن چای یا قهوه درطی روز لذت ببرید.
    تمرین چهارم : به خودتون برسید
    به وضع ظاهر خود برسید، كفش هایتان را واكس بزنید ، مسواك بزنید، تمرین های یوگا انجام بدید، لباس های مد روز بپوشید ولی افراط نكنید ، بانظم باشید و شلخته نباشید .
    تمرین پنجم : تبسم زدن و لبخند زدن عامل دیگری است كه موجب افزایش اعتمادبه‌نفس می شود .
    تمرین ششم : هنگام صحبت كردن با مخاطبین به چشمانشان نگاه كنید.
    این تمرین ها به شما كمك می‌كند.اما براساس موقعیت نیز خودتان باید فكر كنید چه چیزی شما را از این وضعیت نجات می‌دهد.شاید كافی باشد نفس عمیق بكشید. یا حتی بخندید.یعنی واكنش های دیگری داشته باشید تا هیجان فیزیولوژی شما تغییر كند. در ضمن از این‌كه نتوانید حرف بزنید یا خطایی از شما گرفته شود یا به تمسخر گرفته شدن یا...نگران نباشید چون هیچ انسان كاملی وجود ندارد . پس تمرین ها را اغاز كنید.اگر همچنان مشكل‌ان پابرجا بود از روان شناس به شكل حضوری كمك بگیریدموفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

  • باسلام مشاوره حضوری با شما میشه داشت - چهارشنبه 10 بهمن 1397

    باسلام مشاوره حضوری با شما میشه داشت

    جام جم سرا

    سلام.فعلا امكانش فراهم نیست.

  • احسان - شنبه 6 بهمن 1397

    سلام پسری 4.5 ساله دارم مدتی است اقدام به جویدن و كندن ناخش از طریق دهانش میكند حرف گوش نمی كند خیلی عصبی است پرخاشگری میكند جه كار باید بكنم لطفا مرا راهنمایی كنید.

    جام جم سرا

    سلام.معمولا در كودكان، در سنین 5-4 سالگی آغاز می‌شود و در 10 تا 15 سالگی به اوج خود می رسد بیشترین میزان ناخن جویدن در پسران ۱۴ -۱۳ ساله است. ناخن جویدن در دختران حدود ۱۱ سالگی به بیشترین حد خود می رسد.

    برخی از علل ناخن جویدن
    1- ممكن است از بزرگ ترها الگو برداری كرده باشد .
    2- شاید این اقدام او ناشی از دلخوری باشد.

    3- شاید با این عمل سعی می كند دلواپسی و اضطرابش را كنترل كند .

    4- این كار می تواند راهی برای كسب آرامش باشد.

    5- اگر كم رو و خجالتی باشد ، در برابر جمع چنین واكنشی نشان می دهد .

    6- ممكن است قوانین انضباطی شدیدی در خانه اعمال می كنید .

    7- گاهی هنگام دندان در آوردن و التهاب لثه ها، این عادت در كودكان ایجاد می شود.
    در مواردی بهترین كاری كه والدین در مقابل این عادت فرزندشان می توانند انجام دهند، آن است كه هیچ عكس العملی نشان ندهند. انتقاد، اوقات تلخی، ریشخند كردن، تذكرهای ممتد (تو مثل نی نی كوچولوها مدام دستت در دهانت است)، یا تهدید و سرزنش كردن (مریض می شوی دست هایت زشت می شوند)، هیچ تاثیری در كاهش این عادت ندارند. اگر آنها برای كاستن از عادات ناخوشایند فرزندشان از روش های تند و خشونت آمیز استفاده كنند، نه تنها موجب كاهش آن عادت نخواهند شد، بلكه فشار عصبی بیشتری هم به كودك وارد می آورند.

    1- علت را رفع كنید:
    منتظر پاسخ كودكتان كه چرا ناخن هایش را می جود نباشید و او را سرزنش نكنید،بدنبال مساله ای كه باعث شده ، آرامش و امنیت كودكتان را به هم بزند،باشید، آن را بیابید، این تلاش شما برای پی بردن به مشكل كودك و توجه به حل آن می تواند بزرگترین گام برای از بین بردن اختلال ناخن جویدن باشد.

    2- حواس كودك را هنگام جویدن ناخن پرت كنید:
    با او صحبت كنید (بازی های كلامی بهترین روش به حرف گرفتن كودك است)،از او كارهایی بخواهید كه مجبور شود از انگشتانش استفاده كند درست كردن كاردستی یا كشیدن نقاشی روش خوبی برای این كار است.اسباب بازی به دست های او بدهید تا دست هایش درگیر بازی با آن شود و فكر ناخن جویدن به سرش نزند.
    3-ناخن كودك را كوتاه كنید:
    ناخن های او را هر از گاهی مرتب كنید ، چون ناهمواری ها و برجستگی ها ، عامل محركی برای جویدن ناخن ها هستند و در زمان التهاب لثه ها وسیله ای در اختیار كودك قرار دهید تا وی مجبور نشود برای رفع التهاب از انگشتانش استفاده كند.

    4- تنبیه و دعوا نكنید:
    هیچگاه كودك را بخاطر ناخن جویدن دعوا نكنید بلكه توجه او را از جویدن ناخن دور كنید. كودك باید احساس خوبی نسبت به خود پیدا كند.شرمنده كردن سرزنش، تحقیر، تهدید و تنبیه كودك هیچ اثری درمانی ندارد بلكه عادت را تشدید می كند و باعث اختلالات دیگر نیز می شود. به جای این كار به او اعتماد به نفس بدهید.

    5- كودك را نترسانید :
    این عمل بیشتر در كودكانی كه والدینشان ناآگاهانه و به بهانه های مختلف در آنها ایجاد ترس می كنند زیاد دیده می شود. مثلا وقتی به كودك گفته می شود: "اگر گریه یا اذیت كنی می گویم لولو تو را بخورد" ، اگر ناخت را بخوری درخت ناخن در شكمت رشد میكند . و یا ترساندن كودك از دكتر یا آمپول، شیوه های غلطی است كه والدین برای ساكت كردن كودك اعمال می كنند.
    6- بر روی انگشتانش چسب زخم رنگی بزنید:
    شما میتوانید چسب های زخم رنگی به روی انگشتانش بزنید.به یاد داشته باشید تهدید تنبیه پاشیدن فلفل و داروهای تلخ، بدمزه،رنگ و غیره به روی انگشتانش نه تنها برای ترك ناخن جویدن كودك مؤثر نیست بلكه با ایجاد احساس گناهكاری و اضطراب در فرد سبب می شود بیشتر به این عمل بپردازد.

    7- از او بخواهید ناخن سالم و جویده شده اش را مقایسه كند:
    برای كمك به این كودكان می توان از ناخن آسیب دیده تصویری تهیه كرد و وضعیت آن را با ناخن سالم مقایسه كرد.

    8-از كودك توقع بیش از حد نداشته باشید:
    كودكتان هنوز بسیار ناآگاه است . انتظار نداشته باشید كه بتواند موارد بسیاری را درك كند مثلا پیش از آنكه از لحاظ بدنی آمادگی یابد از او انتظار كنترل دفع ادرار را نداشته باشید.در درس خواندن از او توقع بیش از حد نداشته باشید.توقع زیاد داشتن موجب اضطراب او می شود.باید نیازهای طبیعی كودك را بشناسید و كاری نكنید كه جلو این نیازها گرفته شود؛ نیازهایی مانند بازكردن، خراب كردن وسایل و پریدن. كودك نمی تواند برای مدتی طولانی بدون حركت و آرام بنشیند. برقراری نظم و انضباط شدید، برای كودك فشار روحی ایجاد می كند.سخت گیری های خود را كم كنید.

    9- برای ترك ناخن جویدن جایزه ای در نظر بگیرید:
    هر روزی كه كودك ناخنش را نجود، ستاره ای به عنوان پاداش به او بدهید و چنانچه بتواند تعداد این ستاره ها را به 10 برساند، جایزه و پاداشی دریافت خواهد كرد كه موجب تقویت رفتار خوشایند او (یعنی نجویدن ناخن) می شود.

    10- وقت بیشتری به كودك اختصاص دهید كه تنها نماند:
    بنشینید و خیلی آرام درباره ناخن های فرزندتان با او صحبت كنید. از آنجایی كه كودكان مایلند توجه، محبت و حمایت مادر و پدر خود را هیچ گاه از دست ندهند، تلاش می كنند با انجام خواسته های آنان رضایت شان را جلب كنند. او را به شركت در فعالیتهای مختلف تشویق كنید.
    انتظار می‌رود با صبر و حوصله توصیه ها را اجرا كنید.فراموش نكنید صبر باید داشته باشید و زمان بدهید تا این عادت ترك شود.اگر عجله داشته باشید و موارد گفته شده را رعایت نكینید به نتیجه مطلوب نخواهید رسید.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی



  • م - چهارشنبه 12 دی 1397

    سلام ببخشید من باهمسرم مشكلات زیادی درزندگی داریم ولی هردفعه بهش میگم بیاصحبت كنیم یا دروقت مناسب صحبت كنیم سكوت می كند به نظرشماچكاركنم ؟به اینكه منودوست ندارد واقعا شك كردم واین رابیان كردم بازسكوت می كند حتی بهش گفتم ازسكوتت بیزارم كه تلاشی برای زندگی مان نمی كنی حتی راضی نیست برای خوشحال كردن من صحبت كند چكاركنم

    جام جم سرا

    سلام.متاسفانه در عموم خانواده ها به بچه ها یاد داده نمی‌شود هنگام مشكلات، حرف بزنند. والدین دستور می‌دهند و تصمیم می‌گیرند و بچه ها اجرا می‌كنند. همین بچه ازدواج می‌كند خودش می‌شود والد و با بچه خودش هم همین شیوه را ادامه می‌دهد. همسر شما هم احتمالا یكی از این بچه هاست. حرف زدن یك مهارت است. این مهارت در خانم‌ها قوی است و به فیزیولوزی و جنسیت‌شان برمی‌گردد اما در آقایان برعكس است. آقایان خیلی اهل صحبت و برون ریزی و ابراز احساسات نیستند.پس نمی‌توان نتیجه گرفت شما یا زندگی‌تان را دوست ندارد. بلد نیستند و نمی‌توانند.باید یاد بگیرید آرام آرام به ایشان یاد بدهید صحبت كنند. بدون دعوا و ناراحتی با ایشان حرف بزنید.اگر شروع كردن به صحبت اصلا وسط حرف‌شان نپرید، گِله نكنید و دعوا نداشته باشید.این هم مهارتی است كه باید بیاموزید.برای این كار می توانید از روان شناس به شكل حضوری كمك بگیرید.موفق باشید.
    لیلاكامرانی،كارشناس ارشد روان‌شناس بالینی

سوال شما از مشاور

  • مخاطبان گرامی!
  • بخش مشاوره برای راهنمایی و پاسخگویی به مسائل و مشکلات شما در زمینه‌های خانوادگی و حقوقی راه اندازی شده است. پرسش‌های خود را کوتاه، روشن وواضح، با حروف فارسی بنویسید و با کلیک روی ارسال پرسش برای ما بفرستید تا در اختیار مشاوران، کار‌شناسان ومتخصصان جام جم سرا قراردهیم وپس ازدریافت پاسخ آن‌ها، نظرشان را درهمين بخش به آگاهیتان برسانیم. تا دریافت پاسخ مشاوران زمانی لازم است که امیدواریم دراین مدت شکیبا باشید.
تصویر امنیتی: